به مناسبت بیست و پنجمین سال درگذشت سید احمد خمینی
....
تُرکه میره خونه دوستش مهمونی، دوستش برای پذیرایی از او می پرسد:
چای میخوری یا قهوه...!
تُرکه جواب میده :
نه! من چای میخورم... راستی گفتی گَبه! حال مادر چطوره؟ خوبه؟....
هر سال در چنین روزی ، من یاد باند رفسنجانی در دهه های شصت و هفتاد می افتم و فلاحیان و سعید امامی و نیازی و...
که چکار ها که نکردند در این کشور ...
سیّد احمد بنده خدا به نسبت آدم ساده لوحی بوده است ...
زندگی نامه اش را که میخوانیم متوجّه می شویم آدم با ثباتی هم نبوده است.
بیشتر آلت دست بوده تا کسی که بخواهد جریان ساز باشد و ...
انگار دورادور مثل ربات هدایت می شده است.
واقعا معلوم نیست اینها از کجا آمدند، چرا و به چه دلیل آمدند و چرا همه در مسیرهای متضاد و متخاصمی گرفتار آمده و با عاقبت بخیری از دنیا نرفتند.
معلوم نیست در دهه پنجاه سلسله گردان جریانات سیاسی مخالفان رژیم پهلوی چه شکلی مُهره چینی می کرده اند.
لبنان و عراق و آمد و رفت ها و سکته ها و چپ و راست و مذهبی و لاییک و ...
عجیب.
کلافی در هم پیچیده و عجیب.