کی اِف
✍️
امشب قرار است آتش جنگ در اروپای شرقی زبانه بکشد .
من هم چون قبل از ساعت دوازده با خوردن سوپ جو خودم را گرم کردم و مقداری خوابیدم ، شنگولم و احتمال می دهم تا صبح بیدار باشم و دنبال اخبار .
هیچ کس نمی داند چرا پوتین قصد حمله به اُوکراین را دارد.
اصلا در دنیای پراز زخم و پر از فریاد و پراز کشتار امروز ، چه ضرورتی برای جنگی بی فرجام بین دو قدرت بزرگ جهانی در شرق و غرب وجود دارد.
البته دست رسی من به شبکه های یوتیوپ و اینستا و اینها امشب قطع است .
لذا از ابتذال به دور هستم و کمی جدی تر ، فلسفی تر و عمیق تر می اندیشم .
پوتین در حال حاضر کشور سوریه را در تیول خود دارد.
از طریق جمهوری اسلامی به آب های آزاد دنیا هم راه دارد .
پس چرا به اشغال اوکراین می اندیشد معلوم نیست .
آیا این جنگ روی سفره و خورد و خوراک ما هم اثر خواهد گذاشت یا نه ، معلوم نیست .
مدرسه ها، دانشگاه ها، بیمارستان ها، کارخانه ها ،اداره ها ، گردش گری و همین جاهایی که مردم ما هر روز، وایساده خدمت هم می رسند و ... همه جا در تعلیق است .
این جوری که پیداست جنگ شبه جزیره کریمه ، جنگ پُر زوری خواهد بود .
آیا جامعه ایرانی در سال آتی معلق تر از امسال خواهد بود؟
🐺🐺🐺🐺🐺🐺🐺🐺🐺
سلام و صبح بخیر!
✍️
دیروز به مختصر از غمنامه یا تراژدی رستم و اسفندیار سخن به میان آوردید.
یکی از جلوه های ایمان، ایجاد رویین تنی و یا اتصال به سرچشمه توحید است.
و یکی از زیباترین اثار ادبی حماسی جهان بی شک شاهنامه فردوسی است ؛
با وقار و با صلابت و شاخص ترین اثر ادبی و شاعری که هیچگاه نه در زندگی شخصی و نه در آثارش نمی توان هیچگونه تضاد و انحراف اخلاقی یافت.
اما سوال این است :
در گیری رستم ودسهراب به علت عدم شناسایی و انگیزه خودخواهی و کشور گشایی بود.
اما در رویارویی رستم که از سویی با سیمرغ( سرچشمه وحی) و رسمی در آیین میترا دارد، با اسفندیار نماینده آیین زرتشت و اب تنی در رودخانه داهی تی و با نوعی عرفان و نوشیدن اب انار زرتشت رویبنه شده است چرا اتفاق می افتد؟
چرا رستم تصمیم بر شکستن تابو می گیرد و یا اسفندیار پس از سخنان رستم باز نمی گردد.
هر دو به نوعی خدای یگانه را می پرستند و با هم گفتمان دارند و ریشه در یک آب و خاک و نژاد نزدیک و هر دو فرمانده و نماینده مردمی از ایران زمین اند.
فردوسی از جنگ واقعی و اغراق و...
در این تراژدی ما را به کدام سمت و سو هدایت می کند؟
س/ م / ط /ب
🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻
سلام سید !
من کلا فردوسی را آدمی مایوس در برابر چرخ فلک می دانم .
منتهی او آدمی است که اصرار دارد بشر در برابر زشتی های روزگار نباید مقابله به مثل کند .
تصمیم گیری در بحران ها البته کار سختی است . اگر بخواهی مقابله به مثل کنی باید عقوبتی ابدی را برای خودت بخری .
رستم با همه مردانگی هایش در دوجا کم آورده است .
همین دو نبرد .
عقوبت اولی ، داغ اولاد .
عقوبت دومی ، ننگِ کشتن دوست .
ح/ع
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
اگر قصد چاپ کتابی دارید
✍️
برای اسم و عنوان کتاب، خیلی باید دقت کنید که مخاطب را به اشتباه نیندازید.
عکس های روی جلد هم نباید مغشوش باشد .
مردم ما خیلی کم حوصله هستند .
باید لقمه را جوید دهنشون گذاشت .
🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁
...وندانستم که به کدام شاخه بیاویزم ...
✍️
ابوالفضل نجیب نویسنده پراکنده نویس و هَموَر کاری نیست.
کسی هم نیست که مدّعی نوشتن"خط سوم " باشد .
از سِنخ اونهایی هم نیست که " هر چه می نویسد پنداری دلش خوش نیست " .
ولی تنوّع در حوزه های نوشتاری اش زیاد است .
تضاد و تعارض های کمر شکنی را هم تا حالا پشت سر گذاشته است .
بناگزیر اسامی استعاری زیادی هم به عنوان " امضاء" پای نوشته هایش دیده می شود.
کتاب " چهره ها" با امضای " مجید بدرکوهی " نوشته آقای نجیب است .
فعلا بماند تا بعد ....
☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️
تولدهای امروز
✍️
رسانه های خودی از زبان افراد خودی ،امروز از تولد دو نفر حرف می زنند .
یک / امام محمد تقی
دو / محمد باقر قالی باف!
زیرشو بگیر کولم نِه ...
🦛🕷️🌚🐅🦟🐺🐍🦞
قدیما بَند تومبونا ازجنس پودِ زیر بود . رود.
✍️
چهار دست و پا شدن آدمیزاد مال شرایط خاصّی است که میل خاصّی هم پشتش خوابیده باشه. حالت بدی هم نیست. مال زمانی است که بشر به اصل خودش نزدیک بشه .
و گرنه زندگی در شرایط کُرونایی که الزاما زندگی چهار دست و پایی است ، چیز دردناکی است .
آدم موقع ابتلا به کرونا نمی تونه شَق شَق تو اتاقش راه بره .
نمی تونه صاف دراز بکشه .
سردرد و سرفه های شدید و
نفس تنگی و بد شنوایی و کم آوردن در حرف زدن ، آدم را پیش چشم خودش هم خوار می کند.
قریب به مدت دوسال است که این ملت با چار دست و پا جابه جا می شوند و حالا / حالا هم قراره اینجوری باشند .
چهل و سه سال هم هست که بَع بَعی می کند.
ده سال هم که میره سوریه دور حرم بَق بَقو می کند .
خیلی سال هم هست که میره وین، میریه برمی گرده . نشُسته.
کرونا کمرمان را شکسته است.
هرچی پول داریم ، همه را عسل می خریم و لیمو می خریم و گوشت برای آب پز کردن .
دوا / درمان ...
حموم ، بهداشت ، تشویش ، تنظیم دما ...
خیلی از زن و شوهرها یِه مستراح میخوان برن ، باید بهم آویزون بشوند .
یکی باید سرُم و شیلنگش را نگه دارد، یکی ماسک رو مواظبت کند که نیفتد .
خدا رحم کرد بند تومبون های امروزی کِشی است ، به راحتی میشه با یک دست پایین کشید و دوباره با همون دست بالا کشید .
قدیم اگه یادتون باشه بند تومبون ها از جنس پنبه های فتیله پیچ بود که اسمش " رود " بود.
دوسرِ این رود از دو سوراخ بَنگه تومبون میومد بیرون ، بهم گره می زدیم.
آماده شدن، چند دقیقه ای طول می کشید ولی مطمئن بود .
کس دیگری غیراز خود آدم نمی تونست تومبون را از پای آدم در بِکشه ...
خُب کرونا هم نبود .
سعید جلیلی هم نبود.
🐅🐅🐅🐅🐅🐅🐅🐅🐅🐅
در خاطره خوش چین و شکن استاد سربلوگی
👇🏿
من هرگز به یاد ندارم که روزی به اتفّاق آقایان احمد قناد زاده و مرحوم امینی خدمت حاج سربلوکی رسیده باشیم و من کتاب "درخاطره شط" را برای ایشون هدیه برده باشم .
گفتنی اینکه در همان سال ها که این کتاب نایاب بود دکتر خرمشاهی نسخه کتاب خونه خودش را با پایمردی حسن قریبی به من بخشید .
امروز حاج آقای سربلوکی عکسی از دست نوشته خودش بر پشت جلد این کناب را برای من فرستاده تا یادی باشد از آن روزها.
گفتنی تر اینکه نه خطی که بالای امضاء یاد بود دیده می شود، خط من است .( این خط خیلی شبیه است به خط دکتر میثم نمکی مسئول محترم ارشاد که آن روزها گاهی در معیبت ایشون در بعضی محافل حضور می یافتم )
نه امضاء، امضاء من است .
نه شماره تلفن .
با این حال بعد از ۱۸ سال خاطره خوشی زنده شد .
.....
🌿🍁🌿🍁🌿🍁🌿🍁🌿🍁
تصحیح می شود:
✍
یک / معیّت
دو / تلفن البته تلفن آن زمان منزل من است . ولی در کجای دنیا دیده شده است که یک تفر زیر امضاء یاد بود خود شماره تلفنش را هم قید کند .
حالا بر فرض که من آدم کم و کسری داری باشم و هی بخواهم خودم را به رخ بکشم ...
آخه دادن شماره تلفن من به یک مرد ریش و پشم دار چه معنایی می تواند داشته باشد .
سال ۸۲ ، سربلوکی ۶۰ ساله بوده است و من چهل و شش ساله.
.....
🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒
ماجرای اخیر سنگ قبر نیما در رادیو فرهنگ .
👉
اشاره می کنم که چند جمله ابتدای کلیپ صوتی که در بوی جوی مولیان می شنوید، بحث جدا گانه ای است که نتوانستم در اینستا گرام رادیو فرهنگ حذفش کنم . بعداز نظر دکتر شفیعی کدکنی راجع به شعر عقاب دکتر خانلری ، مصاحبه ای صورت گرفته است با محمد عظیمی راجع به سنگ قبر و ...
👉👉👉👉👉👉👉👉👉