اشاره:
در سال های میانی دهه پنجاه زمزمه هایی مبهم ولی خلسه آور در مطبوعات کشور دیده می شد با این عنوان : کویر خواب جنگل می بیند ...
و همزمان آمد و رفت هایی در بیابان های سوخته و وهمناک اطرافمان مشاهده می شد که گام های سبز را نشانه داشت .
ما بچه بودیم .
درک و شناخت درستی از زمانه نداشتیم .
و نمی دانستیم کسی که رویای جنگل شدن کویر را در ناخود آگاه بیابان تقویت می کند ، فرزند همین خطه تاریخی کاشان است .
دکتر سعید لقمان.
توفیق همکلامی من با این فرزانه دانش و تثبیت شن های روان ، برای من گرامی است و غرور آفرین .
س م ع ن
✍️
تثبیت شنهای روان در کشور ما در دهه چهل شروع شد.
اولین ایستگاه تثبیت شن در سبزوار بود.
شروع این کار با کاشت ۲ کیلو بذر گیاه مقاوم دررخشکی بود که از کشور شوروی خریداری شد.
دومین ایستگاه در کاشان تاسیس شد که مسئولیت آن با من بود.
با این تفاوت که این بار بذری از شوروی خریداری نشد.
من خود از استرک کاشانم.
کویرهای ایران را میشناختم.
اراده کردیم بذر را از خود کویر به دست بیاوریم.
یعنی به همان شکل طبیعی که همگون با کویر آفریده شده است.
این شد که سفر در وسعت کویر ایران را شروع کردم با عشق و آرزویی که سختی کار را هموار می کرد.
خودم و یک راننده تا کویر ارواح و تنگه ظلمات رفتیم بدون امکانات ارتباطی امروز که بُعد مکان وغربت و مسافت را تعدیل می کند .
در فرایند سفرهای پی در پی حدود یک تُن بذر گیاهانی مثل اسکنبیل، دم گاوی، قیچ کاشی و سیاه طاق را جمع کردیم.
این کار چند ماه طول کشید.
زیرا گیاه اسکنبیل در خرداد میرسد و سیاه طاق در آبان.
به این شکل کاشان تبدیل شد به مرکز بیابان زدایی.
به طوری که ایستگاههای کرمان و سبزوار را هم پشتیبانی میکرد.
دفتر مرکزی موسسه هم در خیابان کارگر ایجاد شد.
همین طور هم دفاتری در شهرهای اطراف.
بذرکاری این گیاهان بومی هم شروع شد.
از کاشان تا ابوزیدآباد، از چار تاقی تا مرنجاب، از آران و بیدگل تا نوشآباد ...
در طی ۲۵ سال ۲۶۰ هزار هکتار کاشته شد.
نکته آن که از هیچ گیاه غریبهای استفاده نشد.
گیاه غریبه مثل تحمیل یک فرزند خوانده به یک خانواده است.
این کاری که برای آن چهل سال وقت و عمرم را گرفت، شهرت جهانی پیدا کرد.
محققین اروپا و آفریقا و استرالیا میآمدند تا این تجربه را ببینند.
به آنها میگفتم شما که کویر ندارید برای چه به خود زحمت میدهید؟
آنها میگفتند ما با شیخنشینها قرارداد میبندیم.
وقتی مبلغ این قراردادها را میشنیدم، سرسام آور بود.
اما در این موارد به یک دیدگاه غیرعلمی هم باید اشاره کرد.
میگویند گیاه طاق آبها را میبلعد و باعث خشک شدن آب سفرههای زیر زمینی میشود.
این دیدگاه ناشی از عدم شناخت پوشش گیاهی کویر است.
علت این که این گیاه در کویر است چون خشکی را دوست دارد.
اگر در جای مرطوب باشد خشک میشود.
به همین دلیل این گیاه در شمال پیدا نمیشود.
این قانون خداوند است.
اتفاقا این گیاه ذخایر زیر زمینی را غنی میکند.
گیاهان دیگر مثل اسکنبیل و دم گاوی و ... ریشههایشان سطحی است.
این گیاهان قادرند رطوبت هوا را بگیرند و در خود ذخیره کنند.
سیاه طاق مثل شتر است.
شتر هم آب را در هزارلای خود ذخیره میکند.
مثل سوسکهای کویر که آب را در خود ذخیره میکنند.
هر سوسک پنج شش قطره آب تولید میکند.
اما در این تجربه لازم است بگویم من از گیاه گز استفاده نکردم.
چون این گیاه به آب نیاز دارد. کز را با طاق نباید یکی دانست.
🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁