بفرمایید که بلیط سفر به رومانی اش را کی می پردازه؟
🔴بازداشت اختلاسگر ۲۰۰ میلیارد تومانی در تبریز
رئیس کل دادگستری آذربایجانشرقی:
فردی به اتهام اختلاس ۲۰۰ میلیارد تومانی بازداشت شده و هم اکنون تحت نظارت است.
🔴بازداشت اختلاسگر ۲۰۰ میلیارد تومانی در تبریز
رئیس کل دادگستری آذربایجانشرقی:
فردی به اتهام اختلاس ۲۰۰ میلیارد تومانی بازداشت شده و هم اکنون تحت نظارت است.
دختر ۱۳ ساله کرمانی که یتیم و تحت سرپرستی مادرش است، به دلیل فشار عموهایش به او برای ازدواج اجباری دست به خودکشی زد.
«می خواستند عروسش کنند، ولی دخترم نمیخواست به زور عروسی کند.
میگفت:
من قصد ازدوج ندارم.» این صحبتهای دوربیبی، مادر زهره است.قانون
@Sahamnewsorg
فرمانده انتظامی شهرستان کرمانشاه از وقوع یک مورد تیراندازی در این شهر به دنبال اختلافات شخصی ۲ خانواده خبر داد و گفت: در این حادثه یک نفر جان خود را از دست داد و سه نفر هم زخمی شدند.
تردیدی عمیق برای برگزاری نمایشگاه کتاب بین المللی و نوستالوژیک فرانکفورت آلمان از همین حالا دیده می شود.
پاییزی که سه ماه دیگر از راه می رسد آغازی است برای غم های بزرگ بشری که انتهای آن پیدا نیست.
جهان امروز نرم نرمک دارد می پذیرد که باید دست و پای خودش را برای همیشه جمع کند تا جهان دیگری جای آن را بگیرد.
برگزاری یا عدم برگزاری رویدادهای فرهنگی که تا کنون هر روز در هر گوشه ای از این جهان ، ما را به خود سرگرم می کرده است، دیگر دردی از بشر دوا نمی کند.
سخن نو آر که نو را حلاوتی است دگر...
دنیای امروز کهنه کتابی است که باید به دور انداخته شود.
داستان تازه ای برای نسل بشر در حال شکل گیری است.
داستانی که با تراژدی های بس عمیق و دردناک همراه خواهد بود.
................
یورگن بوس، مدیر برگزاری نمایشگاه کتاب فرانکفورت در این باره گفت:
«اگرچه هنوز نمیتوان گفت که هفتاد و دومین نمایشگاه کتاب فرانکفورت دقیقا به چه شکلی برگزار خواهد شد، اما اولویت اصلی ما، حفظ سلامت غرفهداران، بازدیدکنندگان و عموم مردم خواهد بود.
بر اساس رایزنیهای انجام شده، نمایشگاه کتاب فرانکفورت در روزهای چهاردهم تا هجدهم اکتبر سال جاری برگزار میشود و ما انتظار داریم که شاهد رویداد ویژهای باشیم.»
هرچند که هنوز همه قوانین مربوط به برگزاری نمایشگاه کتاب فرانکفورت مشخص نشده است، اما آنطور که مسئولان برگزاری نمایشگاه اعلام کردهاند:امسال غرفهها و راهروهای نمایشگاه بزرگتر از سال گذشته خواهد بود. همچنین قرار است که میزگردها و جلسات پرسشوپاسخ با نویسندگان و ناشران از طریق اینترنت انجام شود.
در کنار اینها، هر روز تعداد محدودی از افراد امکان بازدید از نمایشگاه را دارند و بازدیدکنندگان پیش از حضور در نمایشگاه، از نظر پزشکی بررسی میشوند.
حتی به نظر میرسد که تعداد ناشران بینالمللی نیز در این دوره از نمایشگاه کمتر باشد.
ظاهرا ناشران کانادایی که به عنوان مهمانان ویژه امسال دعوت شدهاند نیز هنوز برای شرکت در نمایشگاه اعلام آمادگی نکردهاند.
پیش از این، مسئولان صنعت نشر کانادا تصمیم داشتند تا درباره ادبیات چندزبانه این کشور در نمایشگاه فرانکفورت صحبت کنند.
با این وجود، هنوز مشخص نیست که ناشران کانادایی در این دوره حضور داشته باشند.
تحقیقات پلیسی نشان از آن داشت که پدر خانواده پس از اینکه به خانه اش در منطقه پیش آهنگی حصارک باز میگردد با عصبانیت پسرش روبرو میشود و میثم که یک بیمار روانی است با پدرش درگیر میشود و در این صحنه میثم با شکستن شیشه روی میز خشونت خودش را نشان داد و با برداشتن یک تیکه از شیشه شکسته شده به سمت پدرش حمله میکند و در ابتدا گلوی پدرش را با شیشه میبرد و پس از قتل اقدام به بریدن گوش و انگشت پدرش میکند.
سینماهای کشور آمریکا که چند روزی برای پیدا کردن روحیّه و اعتماد به نفس با رعایت شدید ماسک و فاصله گذاری باز گشایی شده بود ، دوباره امروز بسته شد.
سینمای ایران نیز که قرار است ششم تیرماه باز بشود ، یا باز نخواهد شد یا بیش از چند روز مشتری ای بیش از چراغ قوه ایی و خود آپارات چی نخواهد داشت و دوباره بسته خواهد شد.
سینمای ایران برای من همان سینمای فردین است و فروزان که هنوز هم از طریق گوشی ام ، می بینم و کیف می کنم.
با این حال دلم می سوزد از اینکه سینمای اصغر فرهادی باید پاسوز سینمای رسول صدر عاملی و مرتضی آوینی و ابراهیم حاتمی کیا باشد.
همه با هم دارند غرق می شوند.
چائوشسکو فردای روز بازگشت از تهران به رومانی در ۲۰ دسامبر ۱۹۸۹ در یک سخنرانی تلویزیونی، ناآرامیها را به دخالت خارجی نسبت داد و مخالفان را به تلاش برای براندازی سوسیالیسم متهم کرد. در ۲۱ دسامبر ۱۹۸۹ به دستور چائوشسکو و به منظور نمایش قدرت، شمار زیادی از کارگران و کارمندان دولت با پلاکاردهایی در حمایت از آقای چائوشسکو در برابر ساختمان کمیته مرکزی حزب کمونیست گردهم آمدند تا چائوشسکو برای آنها سخنرانی کند. این سخنرانی به طور مستقیم از تلویزیون رومانی پخش میشد. چائوشسکو بار دیگر، فاشیستها را به تحریک معترضان متهم و تلاش دشمنان برای مخدوش کردن استقلال و تمامیت ارضی رومانی را محکوم کرد. در حالی که سخنان آقای چائوشسکو در ابتدا با تشویق و تایید حاضران همراه بود، به ناگاه در دقیقه هشتم سخنرانی عدهای از حاضران برایش هو کشیدند و علیه او شعار دادند. این کار با اخلال در سخنرانی همراه شد و پخش تلویزیونی آن قطع شد. چائوشسکو چندین بار از حاضران میخواهد که ساکت شوند. حتی النا چائوشسکو هم در چند نوبت خواهان سکوت حاضران میشود. در نهایت سخنرانی آقای چائوشسکو از سر گرفته شد و او در ادامه صحبتهایش وعده داد حقوق و مزایای شهروندان افزایش پیدا کند.[۸]
در همان روز ۲۱ دسامبر یگانهای ارتشی که برای سرکوب مردم معترض به تیمیشوارا فرستاده شده بودند از تیراندازی به سوی مردم خودداری کردند و خودسرانه پادگانها را ترک کردند.[۲]
در ۲۲ دسامبر ۱۹۸۹ معترضان به ساختمان کمیته مرکزی حزب حمله کردند و پس از خلع سلاح نگهبانان به داخل آن یورش بردند. انتشار خبر خودکشی وزیر دفاع باعث شد تا واحدهایی از ارتش به معترضان بپیوندند. نیکلای چائوشسکو و همسرش النا با بالگرد از بام ساختمان کمیته مرکزی حزب فرار کردند ولی در جادهای در نزدیکی شهر تارگویشته دستگیر و تحویل ارتش داده شدند
دیروز بعد از ظهر جمع زیادی از شاعران کاشان و کسانی که معمولا با این محافل انسی دارند، در مزار دشت افروز کاشان در مجلس یاد بود بانو صائم گرد آمده بودند.
من هم به همراه خانواده برای عرض تسلیّت حضوری خدمت خانواده استاد صائم به این مجلس رفتم.
برغم گرمی هوا و تشویش ناشی از کُرونا جمعیّت زیادی از آشناهای همیشگی کاشان و آران و بیدگل نیز حضور داشتند.
ولی بی حوصلگی مطلق و گریزان بودن ِاز هم در همه چهره ها آشکار بود.
کُرونا به طور جدّی تیشه به ریشه فرهنگ و ادب می زند.
گروه های آنلاین و کانال های تلگرامی نیز در باب شعر و داستان و کتاب دارد به فترت می گراید.
شاید گاهی گداری ، با ترس و نگرانی چند نفری در گوشه و کنار به دیدار هم بشتابند. ولی در کُل باید پذیرفت در کنار گردگشگری و سینما و وزرش و...، مجامع ادبی هم دارد از هم متلاشی می شود.
🎥روحانی در جلسه ستاد ملی مقابله با کرونا:
🔹تاکنون درگیر موج اول بیماری هستیم و در این شرایط فعالیت آری اما تجمع نه.
🔸قرار شد طرح الزام استفاده از ماسک در نقاط قرمز آماده شود و تصویب شود.
🔹ما باید خودمان را برای مقابله بلندمدت با این ویروس آماده کنیم.♻️بهداشت_سلامت
https://t.me/joinchat/AAAAAEZkLOtvg8Z6436RzQ
🔴 همه فعالیتها آزاد شد
روحانی در جلسه ستاد ملی مبارزه با کرونا:
آغاز سال تحصیلی از ۱۵ شهریور است.
همه فعالیتهای اقتصادی، آموزشی، فرهنگی و ... با رعایت پروتکلهای بهداشتی آزاد است.
فعالیت دانشگاهها طبق ۲ اصل کلاس خلوت و خوابگاه خلوت از ۱۵ شهریور آغاز میشود، دانشجوها باید بتوانند در دانشگاههای موطن خودشان ترم را بگذرانند. آموزش باید توام با آموزش مجازی و حقیقی باشد.
تعطیلی پنجشنبهها نیز برای مدارس حذف میشود.
ماسک ارزان باید در اختیار مردم قرار گیرد.
@Sahamnewsorg
نگهبان کوه و درخت
البرز زارعی سوخت... پر کشید... پرپر شد.... این جوان قربانی نگهبانی از زاگرس شد. فدایی نجات درخت و جنگل شد. نتوانست زغال شدن درختان بلوط را ببیند. نتوانست کباب شدن قناری را بر آتش سوسن و یاس تاب بیاورد. نتوانست دل به کفایت نداشتۀ کسانی بسپارد که با آن همه ادعا وسایل اولیه برای خاموش کردن آتش را فراهم نکرده بودند. جان جوانش را به آتش زد... سوخت... سوخت.
نوشتهاند که صورت اوستایی نام البرز «هرابرزئیتی» است. برخی دانشمندان اعتقاد دارند «هرا» به معنی پشتیبان و محافظ است و «برزئیتی» یعنی کوه و بلندی و چه نام با مسمایی داشت این جوان والای بلندایستاده! انگار اسمش از آسمان آمده بود! حقا که او نگهبان و پشتیبان کوه بود؛ نگهبان و پشتیبان مفاهیم باارزشی بود که مثل کوه راسخ و والا و بلند و ماندنی است؛ مفاهیم ارزشمندی که به زندگی ارزش زیستن میبخشد؛ حرمت گذاشتن به چشمه و درخت و آسمان و پرنده... حرمت گذاشتن به انسان... ایثار... ایثار... در زمانهای که در تب آز و نیاز میگدازیم البرز زارعی در آتش عشق به زیبایی و درخت سوخت... مثل پروانه بال و پر زد و در آتش عشق به کودکان نیامدهای سوخت که تماشای درخت و جنگل و جانور حق آنها هم هست. لاجرم مثل درخت زیبا شد و قامت بلند تمنا... ققنوس شد و از خاکسترش زندگی خواهد رُست!
البرز زارعی سوخت و ضجّه شد... مویه شد... فریاد شد ... هیهات شد... بر حال تباه طبیعت... بر دل بی رحم ما که با طبیعت نامهربان هستیم.
-چرا نگفتی او جوان افتاد؟... یاد آر ز شمع مرده یاد آر!
-گفتم... ای وای مادرش!...https://www.instagram.com/p/CBpZGU8JLB0/
اکبر آقا ستاری امروز آهنگ معروف زنده یاد سوسن ( پاتو از رو دلم بردار ) را گذاشته است توی کانال بیدار شهر که من هم سیوش کرده ام توی گوشی ام و از صبح تا حالا چند بار گوش داده ام.
سوسن صدای سوزناکی داشت با دلی که در همه عمرش سوخت و سوخت و سوخت .
ابن نوع آهنگ ها به ظاهر جنبه شاد و ریتمیک و پُر هیجانی دارد.
ولی در روزهایی که از در و دیوار دنیا غم می بارد و تباهی ،
هیچ دلی نمی تواند با شنیدنش شاد باشد.
نمی شود همه خبرها را درجا پذیرفت.
شاید دروغ باشد.
ولی خبرهای خوبی در این باره به گوش نمی خورد.
این خبرها، خبرهای زشتی است برای یک رئیس جمهور در کشورما.
شنیدنش اندوهبار است.
ایرادی ندارد البته یک نفر پول حلال داشته باشد، خانه چهار هزار متری تو نیاوران بسازد. ولی چرا باید همراه با تخلفّات قانونی باشد تا جاییکه اعتراض شورای شهر را هم علنی کند.
یک زن و شوهر پا به سن گذاشته در دویست متر جا هم می توانند راحت زندگی کنند.
خانه چهار هزار متری مراقبت زیاد می خواهد.
دربان.
باغبان .
خدمه.
یکنفر فقط باید بنشیند پای مانیتور و فیلم دوربین های مدار بسته را رصد کند.
همه در آتش می سوزند !
هتل ها معمولا چند طبقه هستند با چشم اندازهای زیبا.
بعید است کسی از قبل برود طبقه های بالا را به نیّت سقوط آزاد انتخاب کند.
در ضمن شما اگر از بالای هتل اینتر کنتینانانتال تهران به پایین نگاه کنید ،نیازی به پرت کردن خودتان ندارید، همان نگاه اول باعث سکته می شود.
من بعید می دانم پنجره های هتل در کشورهای اروپایی جوری تعبیه شده باشد که کسی به راحتی بتواند از آن خارج بشود و خودش را پرت کند پایین.
مگر اینکه دوسه نفر بغلش کنند و ترتیبش را بدهند.
طبقه اوّل ولی جای مناسبی برای خودکشی نیست.
الان هم برای کسی مشخص نیست این طبقه را عمدا در اختیار قاضی منصوری گذاشته بودند یا خودش همان جا را برای خودش تعیین کرده است.
پشت بام هتل ها برای خودکشی جای مناسب تری است.
منظورم قطعیّت خودکشی است که از آن ارتفاع تضمین شده است.
به خاطر داشته باشیم خودکشی ، امری دفعتی و آنی نیست.
کسانی که قرار است در مسیر زندگی خود دست به خود کشی بزنند، از زمان طفولیّت حسّی را در درون خود دارند که وسوسه خود کشی را در وجود آنها تقویت می کند . منتهی آنها این حسّ را در درون خود پنهان نگه می دارند تا رمانیکه احساس کنند واقعا باید کلک خود را بکنند.
قاضی منصوری همیشه آدم قبراق و روبراهی بوده است.
امروز هم اگر دست به این کار نمی زد ، احتمالا مرگ دیگری به این زودی نصیبش نمی شد.
خیلی از ما در تابستان آینده جایی نخواهیم بود که کناره های دریای خزر را ببینیم.
ولی کسانی که در حیات باشند و این ساحل پر برکت و خاطره آفرین را از نزدیک ببینند ، یا به طور کلّی هیچ جنبنده ای در آن نخواهنددید. یا زن و مرد را با عورت های عریان در کنار هم خواهند دید.
عکس هایی که این روزها از شهرهای ساحلی شمال ایران در فضای مجازی منتشر می شود، چیزی جز توّحش و نا آرامی را به یاد نمی آورد.
تو آب شاشیدن یک امر خیلی طبیعی است که در سواحل دریا های ایران صورت می گیرد.
پلاژها تا حد کراهت شرعی آلوده است.
هرکسی دست هرکس را که دلش خواست می گیرد و می برد توی این پلاژها و بعد با همان تن و بدن در آب شنا می کنند.
کُرونا که همین حالا هم در اکثر نقاط ساحلی جولان می دهد، محصول همین بی توجّهی به محیط زیست است.
در همین ساحل مرغ را پَر می کنند و تمیز می کنند و همانجا سرخ می کنند و می خورند.
همبرگر روی گاز پیک نیک ، چندش آور است.
ماهی روی آتش...
ماشین می شورند.
زباله ها را به دریا می ریزند ...
خودکشی یا ترور قاضی منصوری در بخارست خبر خوشحال کننده ای نیست. اگر ترور شده باشد که خُب یک جنایت است و قطعا به قصد پنهان داشتن جنایت های احتمالی دیگر صورت گرفته است و اگر خودش هم دست به این کار زده باشد باید گفت یک جنایتکار از دنیا رفته است که احتمالا رازهایی را با خود به گور برده است.
این خبرفی البداهه نفعی و سودی برای ملت بدبخت ایران در بر ندارد. چه بسا اضطراب ها در دل مردم ریشه دار تر می شود، عقل جمعی مردم فرسوده می شود و میل به جنایت بیشتر.
به خصوص که اگر این آقایان ریشه های باندی داشته باشند وعملکردشان مافیایی باشد، اطرافیانشان بیکار نمی نشینند.
این بابا را نباید اجازه فرار می دادند.
حداقل یک کشور آرام اروپایی را نا آرام نمی کردند.
همین جا باید می ماند.
بالاخره سکته ای ...
کاسه واجبی ای ...چیزی ...
واقعیت مطلب این است که در شرق دور در حاشیه آب های اقیانوس آرام یک موجود بسیار خطرناک برای همه جهان بشری در حال رشد و قدرت یابی است.
خانم کیم جونگ اون حالا تازه پا به سی و دوسالگی گذاشته است، خوشگل هم هست و سرشار از روحیه سیطره طلبی.
منتهی دنیای ما فعلا اینقدر برای خودش مشکل و مسئله دارد که به وجود او توجّهی جدّی ندارد.
احتمالا ظرف هفته های آینده یا ماه های آینده کره شمالی و ارتش خطرناک آن در دست این خانم قرار خواهد گرفت و همراه با کُرونا، دنیا را به بیچارگی خواهند کشاند.
امروز چهل و سومین ساگرد درگذشت دکتر شریعتی است.
در دهه ۶۰ و ایام نوجوانی که خواندن جدی تر را شروع کردیم، کتاب های او برای ما لقمه ای بزرگ بود. اما در آن موقعیت سِحر کلام باعث می شد هر روز بیشتر بخوانیم و نسبت به او شیفته شویم.👈عیب کار هم همین شیفتگی بود که خوشبختانه با خواندن های دیگر از سر بدر شد.
به زودی دریافتیم که دیگر متفکران هم صاحب نظرند و اگر او یک نظر دارد دیگران هم نظرها دارند...شیفتگی آفت حقیقت و پژوهش و تحقیق است و باعث می شود مسایل در هاله ای از تقدس دیده شود.
در حالی که برای کشف حقیقت، شیفتگی بزرگترین اشتباه و مانع است.
زیرا پژوهش وقتی رخ می دهد که نظریات دیگران هم دیده شود، بررسی گردد، سنجش شود، در غربال آید، تجزیه و تحلیل شود و آن گاه در رتبه نتیجه گیری بنشیند.از ویژگی های خود شریعتی هم همین است که در کتاب هایش نقل قول صاحب نظران فراوان است.
این امر نشان می دهد شریعتی از منابع متعدد تغذیه می کرد.
راز این که بعضی انسان ها متحول می شوند ، همین است. زیرا از منابع متعدد فکری و خبری آگاهی کسب می کنند.👈براستی چرا بعضی انسان ها تحول فکری ندارند؟
چرا همیشه عده ای یکجور فکر می کنند؟
چرا عده ای الانشان مثل سی سال پیش است؟پاسخ را می توان در تغذیه فکری پیدا کرد.
کسانی که تغذیه اشان هر روز از منابع یکجور است هیچ گونه تحولی را تجربه نخواهند کرد.
کسانی می توانند تولدهای تازه داشته باشند که از منابع متعدد فکری و خبری آگاه باشند.
شاید دکتر داریوش شایگان شاهد خوبی باشد برای منابع متعدد.
پدر شایگان شیعه بود. با همسری از اهل تسنن ازدواج کرد. شرایط خانوادگی طوری بود که دایی مسیحی بود.
از چنین خاندانی اگر کسی اهل مطالعه باشد، متفکری خواهد شد مانند دکتر شایگان که در کتاب های متعددش سعی بر گره گشایی مسایل فکری امروز دارد.شریعتی نیز متفکری است که انواع و اقسام اندیشه ها را در کتاب هایش می بینید.
این امر نشان می دهد از منابع متعدد فکری و علمی تغذیه کرده و با ابداعاتی اندیشه های نوتری را تولید کرده.در واقع شریعتی هم از آنهاست که چندین تولد و تحول را در او هم می توان دید.
بدون شک اگر می بود تحولات فکری و تولدهای بزرگتری هم می داشت.شریعتی در کتاب تمدن و تجدد خود جملاتی را از قول عیسی (ع) به عنوان مقدمه ذکر می کند:
از راه هایی بروید که کمتر کسی می رود.
و بکوشید دوبار متولد شوید.
🌼کانال انوشزاد(علوی)
@akhbarenooshabad
حتما عکس صورت این زن جوان و زیبای گیلانی را در خبرها دیده اید که توسط شوهر هشتاد ساله اش به چه وضعی درآمده است.
بی شرف سیخ کباب را با شعله گاز پیک نیک داغ کرده و روی چشم های این زن ۲۲ ساله قرار داده است که چرا در کارهای کشاورزی به کمک او نرفته است.
شاید هم البته پای چیزهای دیگری در کار باشد.
اصلا چرا این زن بدبخت باید در هفده سالگی به عقد ازدواج یک پیرمرد عصبی در آید و یک پسر هم برای او بیاورد که حالا این پسر در پنج سالگی شاهد این دردهای عفونت زا باشد.
این بچّه خودش چی از کار در خواهد آمد؟
کشور ما به طور خیلی جدّی تو درّه مرگ و نیستی افتاده است و کسی هم برای نجاتش آستینی بالا نمی زند.
ای کاش از روز اوّل هیچ کس در باره حصر آقایان کروبی و موسوی و خانم رهنورد ، واکنشی نشان نمی داد.
خیلی از مسائل را باید بی اعتنا از کنارش رد شد.
تجربه بشری نشان داده است که وقتی دنبال یک قضیه را بگیریم، گره رو گره می خورد و غموض موضوع بیشتر می شود.
این سه نفر خودشان از همان روز اول پذیرفتند که در حصر باشند. ما نباید مخالفت می کردیم.
و چه بسا اگر کسی چیزی نمی گفت اینها خود به خود آزاد می شدند.
فکر کنم آقای احمد منتظری فرزند آیت الله منتظری اولین کسی بود که برای رفع حصر نامه نوشت و تقاضای آزادی حصریون را کرد.
( احتمالا سال هشتاد و نه یا سال نود)
از آن زمان تا حالا موضوع حصر گاهی فراموش می شده است گاهی یاد آوری.
اخیرا چند روزی است دوباره به بهانه بیماری مهدی کروبی ، نامه نویسی ها شروع شده است.
دیشب هم دیدم آقای محمد جواد حجتی کرمانی ابراز ناراحتی کرده است.
اتفاقا من فکر می کنم در این هیرو ویر کُرونا از حصر می توان بهره برداری قرنطینه ای کرد و خیلی به نفع آنهاست با توجه به کهولت سن و بیماری های زمینه ای که در آنها هست، در خانه های خود بمانند تا تکلیف کلّی کشور روشن شود.
فراموشم شد بنویسم هجده مسافر کله پا شده لای صندلی ها به همراه قمقمه بیست لیتری آب وسط مینی بوس، جعبه آچار، چارپایه، کیف و ساک مسافرین، پاکت تخمه، آجیل، ساندویچ، گیلاس، قیسی ، گرما، شاید هم ماسک و کُرونا و
ولش کن دیگه، ردشو نگیر ....
ابراهیم تاجیک نوری در گفتگو با مهر اظهار داشت: حوالی ساعت ۸:۳۰ صبح امروز جمعه، سقوط یک دستگاه مینی بوس به داخل دره در فیروزکوه به هلال احمر اطلاع داده شد.
تکلیف هجده مسافر هنوز معلوم نیست.
قتل عام خانوادگی
به گزارش رکنابا حضور بازپرس ویژه قتل و کارآگاهان دایره جنایی استان البرز در محل حادثه، راز قتل و خودکشی زن و شوهر کرجی فاش شد.
آخرین پنجشنبه بهار
....
آخرین پنجشنبه بهار سال ۹۹ در حالی به پایان می رسد که هرگز جهان در یک سال دیگر هیچ شباهتی به امروز نخواهد داشت.
در کشور ما امّا فعلا همین کشتار و تصادف و بیماری و دق مرگ شدن و بی معنا شدن زندگی است که شاهدش هستیم.
وضع کشور ما معلوم نیست.
آیا همین جور شکم خواهیم درید؟
این جمعیت بالای هشتاد میلیون نفری تا چه حد تقلیل خواهد یافت؟
جغرافیای ایران زمین سر جای خودش خواهد بود؟
گرانی ، گرسنگی، ناداری ...کار اینها به کجا خواهد کشید؟
احتمال دارد آیا پیش بینی تقویمی مایاها تحقّق پیدا کند؟
سخنگوی اورژانس کشور از کشته و زخمی شدن ۱۱ نفر به دلیل واژگونی خودروی بلیزر در استان گیلان خبر داد.
دکتر علی شریعتی روشنفکر انقلابی دهه پنجاه ایران چیزی جز دروغ و خشونت و پُز دادن و وایساده شاشیدن برای این ملّت به ارمغان نیاورد.
امروز مطلب حسن یوسفی اشکوری را می خواندم که به مناسبت ۲۹ خرداد روز درگذشت دکتر شریعتی نوشته بود.
دیدم ایشان هم اشکوری دهه های گذشته نیست که حاضر بود جانش را فدای چاپ و انتشار اندیشه های علی شریعتی کند.
تجدید نظری تلویحی و سرپوشیده کرده است ولی نمی تواند دقیق بروز بدهد .
شریعتی شور ِبی معنا و بی هدفی را در جوانان دهه پنجاه ایجاد کرد و جامعه را سوق داد به روشنفکر نمایی، انقلابی نمایی، خودنمایی و رادیکال کردن و ترمز بریدگی...
خائن تر از شریعتی ، گوساله هایی بودند که به مخالفت علیه او بر می خاستند و سکّه ارتجاع را ضرب می زدند.
این گروه شناختی از شریعتی نداشتند که هیچ ، سواد خواندن و نوشتن هم نداشتند .
خصومت های محلّی، فرقه بازی ، فرهنگ هئیتی و کوچه بازاری و کینه های قبیله ای باعث می شد در مخالفت با شریعتی ، جوّ جامعه را امنیتی کرده و ره گم کردگی مردم را دامن بزنند.
در این هیاهوها بُرد ماجرا نصیب ِ حسن عظیمه خدا بیامرز شد که در میان جمعیت انبوه زیارت تازه بلند شد و گفت : ببخشید، من شاشم میاد...
دادگاه پس از وقفهای ۲۰ دقیقهای با اشاره به اتهامهای متهم ردیف اول به ارتکاب ٨ فقره قتل عمد، سرقت طلای مقتولان، جنایت بر میت ۶ مقتول از طریق مثله کردن اجساد و برای متهم ردیف دوم به ارتکاب معاونت در قتل عمد تعدادی از مقتولان با همکاری متهم ردیف اول و همچنین مورد معامله قرار دادن طلاهای مسروقه و خودداری از کمک و مساعدت برای فردی که در معرض خطر بوده، از متهمان خواست تا آخرین دفاعیات خود را مطرح کنند.
متهم ردیف اول همچنان ادعاهای قبلی خود را تکرار کرد و گفت: تنها قتل ٣ زن را میپذیرم. جنایت بر میت «ل.د» را قبول دارم و حتی طلاهای «ف.م» را با او دفن کردم. برداشتن بقیه طلاهای مقتولان نیز بهخاطر آن بود که آنها دیگر مرده بودند و در هنگام دفن طلاهای آنها را برمیداشتم و در خانه نگهداری میکردم. شاید همسرم آنها را برداشته و فروخته است.
⚫️ مرگ ۲ کودک بر اثر افتادن در تنور نان
اورژانس تربتجام اعلام کرد:
🔸در روستای چنار از توابع "نصرآباد" شهرستان تربتجام، ۲ کودک که در اطراف تنور در حال بازی بودند به دلیل بیتوجهی والدین داخل تنور افتادند.
🔸 این کودکان به علت بالا بودن سطح سوختگی و جراحات، قبل از رسیدن کارکنان اورژانس به محل حادثه جان خود را از دست دادند.........
⚫️ دو کودک کرمانشاهی در گرمای خودرو جان باختند.
🔸 محمدرضا آمویی، معاون فرماندهی انتظامی استان کرمانشاه روز پنجشنبه ۲۹ خردادماه خبر داد که دو کودک در یکی از روستاهای شهرستان هرسین با غفلت والدین و در پی گیر افتادن در خودرو به دلیل گرمای هوا جان باختند.🔸 به گفته وی، این اتفاق پس از آن روی داد که یک دختر سه ساله و یک پسر چهار ساله که دخترخاله و پسرخاله بودند، «پس از غفلت والدین خود»، سوار بر یک دستگاه خودروی سواری سمند متعلق به خانواده یکی از آنها شدند.
🔸 او اشاره کرد: «این دختر و پسر خردسال پس از حضور در داخل خودرو که زیر تابش آفتاب هم قرار داشته است پس از دقایقی بازی کردن زمانی که قصد خروج از اتومبیل را داشتند، درب را به روی خود بسته میبینند.»
🔸 وی افزود: تلاش این کودکان برای خروج از خودرو «بیحاصل» بود و آنها در اثر گرمای آفتاب در داخل خودرو از حال رفتند.
یک روز قبل از حادثه داشتم از سر کار برمیگشتم که همسرم را دیدم. او در پارک با یک جوان ایرانی نشسته بود. از دیدن این صحنه خیلی عصبانی شدم و همانجا بود که تصمیم خودم را برای کشتن او گرفتم. نمیخواستم جلوی بچهها این کار را بکنم، ضمن اینکه میخواستم بچههایم در امان باشند و بعد از من و مادرشان کسی باشد که از آنها نگهداری کند، به همین خاطر به یک نحوی همسرم را راضی کردم به خانه برادرم برویم