دست پخت های نوستالژیک

 

ناهار امروز مهمان دکتر علیرضا بلند نظر بودم . سفره ای با طعم سخاوت و بوی صحرا .

من معمولا در مهمانی های خونه دوستان در کاشان ، چند دست پخت خانواده همسرم برایم تداعی می شود.

خدا رحمت کند مرحومه جواهر نامور ، همسر سید مُنده علی مدیری و مادر بزرگ زهرا را . به قول قدیمی ها اگر آب گرم می کرد، ده تا لب و دهان می خواست بخورد .

تمیزی، تنّوع ، بخشندگی و کرامت سفره های دختر او یعنی حاجیه فاطمه علاوه بر شکم های زیادی که از خودی و غریبه سیر می کند،چشم های خیلی از مردم محل را نیز کور

کرده است تا حالا

به حضرت عباس قسم! کور ...کور ...کور ...

من خودم آدم بسیار بی اصل و نسبی هستم .

روی همین حساب اگر در جایی رنگ و بوی خوشی از زندگی ببینم ، قلبا احساس تعهد می کنم که باز نشرش بدهم .

امروز بعداز ویراستاری کناب در دست چاپ خاطرات فرزین ، که در دفتر نشر کتاب طلایی ( دکتر سمیه سادات علوی نیا ) انجام شد ، روانه متزل ایشان شدیم و سفره ای گرم و چرب و چیلی ....

.............

 

 

 

زندگی و خاطرات جعفر خان فرزین .

✍️

 

جعفر خان فرزین ارباب و ارباب زاده ای بود که بیش از فقراء و رعایای حق پایمال شده مناطق نوش آباد و دشت ها و مزارع سن سن و آبشیرین و دهنار و کاوا و کلکو و احمد آباد و فیروزآباد و اطراف 
...رنج دید و برای آبادی و آبادانی این مناطق دوید و به فکر رفاه رعیّت بود .

کتاب خاطرات جعفر خان فرزین در انتشارات کتاب طلایی کاشان سیر تایپ و ویرایش اولیه خود را پشت سر می گذارد.

🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻

 

 

جناب استاد کدخدایی آرانی/ تهران

صدای با صلابت حضرتعالی برای حقیر صدای نوازشگر و غرور آفرینی است . اگر چه من افتخار دانش آموزی در کلاس و مدرسه را خدمت شما نداشته ام و نیز در دوره اشتغال در آموزش و پرورش به دلیل حضور شما در کاشان و تهران ، از دیدار و درک فیض آن بزرگوار محروم بوده ام، ولی حُسن آوازه آن ادیب برومند ، بخصوص پیوند های خانوادگی شما( اعم از سببی و نسبی ) با شخصیّت های شریفی همچون آیت الله سلیمانی ، مهدوی ، خسروی، حیدر زاده، حمصی ، صالح آبادی، بندشاهی و سیدی و امینیان و شریف و گلابچی و زنده دل و الوانی مازوچی و  ...‌و تربیت صدها پزشک متخصّص در ایران و خارج از ایران  توسط این خانواده ها ، برای من می تواند زنده کننده اصالت ها و نوستالژی تاریخ و فرهنگ شهر زادگاهم باشد .

امیدوارم به زودی شما و بیت شریف را زیارت کنم .

.....

 

 

اشاره مختصری به نثر مسجع امروز استاد شفیعی مطهر

 

سید جان ! صدسلام و صد درود.

در بند اول: من عمری ...نهادِ من داریم .

در ادامه به نهادِ م  در فعل کشیدم می رسیم و در پایان به نهاد  م  در چشیدم .

ضمیر مشترک "خود"  را هم در این بند داریم  که در واقع نهاد فعل چشیدم محسوب می شود .
آیا استفاده  از  کلمه  خود در این بند ، ضرورت  دستور زبانی دارد ؟ ضرورت وزنی دارد و اگر نباشد ، خللی در ارکان جمله محسوب می شود؟ 

به قول ترک ها : یَ ی شنبه خوبی براتون آرزو دارم .

 

ارادتمند حبدر علی عنایتی بیدگلی

.................................................................

من عمری «انبانی از آفتاب» و «همیانی از کتاب»،

«آفتابی هشته» و «کتابی نانوشته» را

بر «دوش کشیدم» و خود «نوشانوش چشیدم».

آن را در «سینه انباشتم» و چون «گنجینه نگه داشتم».

ولی هیچ «حرم باز» و «محرم راز» نیافتم،

 تا قفل «سینه را عیان بگشایم» و این «زرّینه را به دیگران ببخشایم».

مخاطبان گاه «گفته ها را نشنیدند» ،ولی «نگفته ها را فهمیدند».

 گاهی از «فهْم رمیدند» و به «وهْم رسیدند»!

و پگاهی «جان پیام را دریافتند» و به «جهان کلام شتافتند».

آنان که «اهل دردند» و با «نااهل نمی گردند»،

«بیان زلال» را حتی از «زبان‌لال» درمی یابند

ولی افراد «یگانه با تحجُّر» و «بیگانه با تفکُّر»،

«گنجینۀمهرفروزان» را بر «سینۀ‌سپهر‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ سوزان» نمی بینند.

*شفیعی مطهر*

--------------------------- 

هِشته: فروگذاشته

 

*دانلود رایگان کتاب ها و دیگر آثار این قلم در کانال رسمی ندای مطهر*

    *https://t.me/nedayemotahar