....
آقا یا خانمی به نام "بینا" در گروه مجازی انجمن ادبی سیلک عضو است.
گاهی شعری می فرستد برای این گروه که معلوم نیست شعر مال خودشه یا مال دیگران و بعد از شعر پیام می دهد که ملت شاد باشند و سرحال بمانند و از اینحرف ها...
امروز هم دیدم دوبیت شعر گذاشته که بله:
تابیده میان آسمانت خورشید
( معنی تا حدودی روشن است. میفرماید که خورشید در میان آسمان تو تابیده است. حالا این آسمان در اینجا چی هست ؟ از کیست ؟ خدا میدونه. ایشان آسمانی را می بیند که خورشید در وسطش می تابد. فقط یادمان باشد که خورشید باید در روز بنابد.)
بعد شعرش را ادامه می دهد تا می رسد به :
رقصیده میان گیسوانت ناهید
( در این مصراع هم بفهمی / نفهمی، میشه مقداری معنا پیدا کرد. ستاره ناهید که در میان گیسوهای طرف رقصیده است. در چه زمانی؟ در شب دیگه. یعنی اینکه ستاره ناهید در شب تاریک بلند شده و آمده در میان گیسوهای این یارو که شاعر وصفش می کند، رقصیده و جای خودش را به خورشید داده و رفته)
حالا برویم مصراع سوم:
تا بر لب قند خنده افتاده به مهر
( لب قند ، روشن است. یعنی لبی که مثل قند است و شیرین است و از این حرف ها...ولی معلوم نیست لب ِ قند ِ چه کسی؟ مخاطب کجا رفت ؟
آیا حالا شاعر دارد با خود قند حرف می زند که لبش خندان شده است از روی مهر یا با همان اولی که خورشید و ناهید در آسمان و گیسوی او رقصیده بودند؟ اصلا این " مهر " از کجا آمده؟ اینجا چکار می کند؟ )
حالا برویم مصراع آخر :
چرخیده میان بازوانت چونصید
( کی چرخیده؟ مگر میان بازوی کسی می شود چرخید؟ اصلا آوردن اسم عضوی از اندام معشوقه به نام " بازو " می تواند کار درستی باشد؟
" صید " کیه؟ آیا منظور صید است بر وزن قید یا کلمه دیگری است بر وزن بید که قافیه جور دربیاید؟)
ارسال کننده این دوبیت در پایان گفته است:
#بینا
درود صبحتان دلنشین
درخانه بمانید
روزهای زیبا دوباره خواهند آمد
تا در کنار عزیزان لذت ببریم
...........
به خداوند شعر قسم اگر علی مشوودی حاضر به گفتن ِ شعر اینجوری باشد.
علی زراعتی هم اینجوری شعر نمیگه...
علی کچو...
علی اوتش کن...
علی آروو...
علی خادم...
علی گابی....
علی نادو...
علی قربون ...
علی شاطر ...
علی فاضل...
علی نایب...
علی یزدی...
و...
هیچ کس خودش را تا این حد مشنگ نمی کنه که اینجوری شعر بگه...