قم و هال و هول هایش...

....

 این خیلی دور از عدالت است که من اینجا گوشه خونه از شدّت انواع دردهای بدنی و عضلانی و استخوانی بنالم ، ولی در شهر قم مرکز ماساژ توسط جنس مخالف دایر باشد و من بی خبر.

شهر مقدّس قم همیشه از بچّگی برای من مرکز آفرینش رویاها وخبرهای عجیب و غریب هالی به هولی بوده و هنوز هم هرشب خواب محلّه های شاه سیّد علی و دروازه ری و کوچه مسجد جمعه و باجک و پُل آهنچی و اطراف حرم دهه پنجاه به پایین را می بینم.

قمِ امروز هزار برابر شاید هم ده هزار برابر بزرگتر از آن روزها شده است و همه جا پول و سرمایه و هتل و بامیه و بادمجان و پارک و کنارگذر و خربزه ورامین و طلبه هایی از کشور چین بگیر تا تانزانیا تو آقریقا و نون کباب و بستنی و  سوهان خودکار و آب هویج و زن های جوان بالای صد کیلو و کاندوم و قوّه با و منوریل و پورشه و استخر و صفاییه و بلوار امین و ...

ولی خُب ، من دلم هنوز هم پیش ِ خیابون آذر و بیمارستان نکویی و دروازه ری و بازار قدیم و همون جاهاست.

آن روزها مشروب البته  تو قم نبود .

عربده و چاقوکشی بود.

ولی من جایی چیزی از مشروب نمی شنیدم که حالا خبرگزاری فارس خبر داده.

در جنگ و دعواها هم کسی با کسی شوخی نداشت.

حَملَه می کردند دل و روده را می ریختند بیرون.

حالا مشروب هم تو کار هست.

آن هم درست تو ماه مبارک رمضان. 

آن هم تو پیک کُرونا...

 

به نحوه حرف زدن دکتر حسن روحانی دقت کنید راجع به روز قدس. لب و دهانش بوی نون و کباب می دهد.

 ....

روحانی با ژستی تعارفی درست مثل اینکه  سربلوکی ساعت دو بعد از نیمه شب با چند نفر دیگه از قمصر دارند بر می گردند، سربلوکی هی سعی دارد دلیل سقوط ایلخانان مغول را توی ماشین تشریح کند که مبادا سلطه فرهنگی خود را از روی ذهن دوستانش از دست بدهد و دوستانش هم با رودربایستی به خاطر نون و کبابی که توی باغش خورده اند، به نشانه تایید، زورکی سر تکان بدهند.

روحانی هم در مورد اهمیّت روز قدس و اهمیّت راه پیمایی اینجوری حرف می زند: 

 

گروه فیلم:رئیس‌جمهور درباره برگزاری راهپیمایی روز قدس و نماز عید فطر توضیحاتی ارائه کرد.
روحانی صبح امروز در جلسه ستاد ملی مبارزه با کرونا:
* برای روز قدس دو تصمیم گرفته شد، اول اینکه در شهرهای سفید که ۲۱۸ شهر میگوییم، روز قدس هم برگزار می شود و با مراعات همه پروتکل های بهداشتی نه به صورت راهپیمایی بلکه به صورت حضور در نماز جمعه برگزار می شود.
* اما در تهران هم اینکه هیچ خبری نباشد نمی شود قرار شد مسئولیت آن را سپاه بر عهده گیرد و در محدوده خاصی با خودرو بصورت نمادین برگزار شود.
* روز عید فطر بنا شد در سراسر کشور نماز عید فطر باشد اما در مکان های بزرگ مثل مصلی ها برگزار نشود و در مساجد برگزار شود.

 

آیا حسن روحانی برای ملت ایران نقش پسر علی کچو را بازی می کند؟

....

 دکتر حسن روحانی رئیس جمهور ایران ذاتا آدم باشخصیّت و موّقر و محترمی است. آدم در هیچ کجای دنیا خجالت نمی کشد بگوید ایشان رئیس جمهور کشور ماست.

در هفت سال گذشته نیز به اتکا همین وقار و احترام و به اعتبار اعتنای قابل توجهی که جهانیان به او دارند ، توانست هم دیگران را روی پا نگه دارد و هم کشور را. 

ولی حسن روحانی در نقش بازی کردن هم خیلی ماهر و کار بلداست.

او اولّا خیلی خوب می داند هر شعاری که در  این کشور داده می شود، نمی تواند شعار مقدّسی باشد.

 این را هم می داند که کسانی که شعار مقدّس می دهند ، لزوما خودشان دارای قداست نیستند.

سوم اینکه در حرف زدنش هایش به شکل ماهرانه ای سعی می کند" قُدسی زدایی " کند .

این نقش را احمدی نژاد هم بازی می کرد ولی چون خودش آدم چندش آوری بود، نقش هایش نیز مسخره بود .

 روحانی جوری رفتار می کند که حُرمتش مخدوش نشود. 

روحانی خودش اهل وایساده شاشیدن نیست. 

ولی می تواند وایساده بشاش ها را در جامعه به مردم معرفی کند.

 

برای توبه تقریبا می توان گفت؛ دیگه دیره... روز قدس هم در راه است.

....

اگر چه من در جایی نشانه ای از اراده باز گشت از گناه و توبه و احساس ندامت و پشیمانی از ظلم و ستم ، توی گوشی ها و سایت ها و خبرها و نظرها و ... نمی بینم ...

و طبعا وقتی چنین نشانه ای در جایی دیده نشود، لزومی هم برای وقت داشتن و وقت نداشتن دیده نمی شود.

با این حال ، امروز آخرین روز اردیبهشت و آخرین روزهای ماه مبارک رمضان  سال جاری است و روز قدس هم نزدیک است.

معلوم نیست ما بعد از عید فطر، باشیم یا نباشیم.

باید در همین دو/ سه روز با خود فکر کنیم آیا دستمان به خون کسی هم آلوده هست یانه!

آیا نفسِ کسی از ترسِ ما توی سینه اش حبس شده است یانه!

 آیا فرهنگ حُمق و دروع و فساد ما زیر لوای مقدّسات ، بنیان خانواده های  ایرانی را بر باد داده داست یا نه؟ 

من در روز های آخر زندگی خیلی از گناه کاران، احساس شرمساری از گذشته اشان، مشاهده کرده ام ولی متاسفانه امروز چنین احساسی جایی دیده نمی شود.

این همه سرمایه غیر قابل تصّور در این کشور به یغما رفت و می رود، چه عواقبی می تواند داشته باشد؟ 

محیط زیست ویران شده را چه کسی باید جوابگو باشد؟

خون به ناحق ریخته شده داریوش فروهر و همسر نجیب و پاکدامنش کجا و دست های نجس سعید مرتضوی و گونه های آبدار و حواس پرت کنِ هما فلّاح کجا.

اقلا اون کاسه واجبی سعید امامی را بدهید یه جایی برای موزه .

مثلا موزه عبرت در محلّ زندان کمیته‌ . بغل توپخونه.

دم پایی علی ممّد دقیقی داره از پاش درمیاد به قرآن وقتی تو خیابون های آران و بیدگل داره کِش کِش راه میره...

اسکله های عسلویه کجا به فروش رفتند؟ 

 زمینه های فساد همین زن و شوهر دهه شصتی  که امروز در انتظار اعدام تو تومبونشون ریده اند را چه کسی، در این کشور رقم زد؟

 

نثار روح برادران لومیر هم فاتحه و صلوات

 

الااُمَ شَلَ الا مُمَد...

.....

 نشد...

این صلوات برای عمه َت خوبه...

 صلوات باید یه چیزی باشه تو مایه های ستار زاهدی...

صدای صلوات حتما باید به گوش علیرضا پناهیان و حاج میثم مطیعی برسه...

پس تکبر نکّن ، بلند و بی حدّ و بی عدد صلوات...

برادران لومیر حق گردن ما دارند.

یادش بخیر شهناز تهرانی و رضا فاضلی و علی آزاد و...

 

مرگ سینما درصد وسی سالگی اش بلاخره باید مُرد .همیشه که نمیشه این تن لشو به این سمت و اون سمت کشوند!

 

....

به گزارش مهر، محمدمهدی طباطبایی‌نژاد معاون ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی درباره آخرین تصمیمات درباره زمان بازگشایی سینماها گفت: سینماها در عید فطر بازگشایی نمی‌شوند ستاد کرونا هم هنوز به ما اجازه بازگشایی را نداده است و باید ببینیم موقعیت بعدی چه زمانی فراهم می‌شود.وی ادامه داد: البته در میان شهرهایی که از سوی ستاد ملی مقابله با کرونا، به عنوان وضعیت سفید اعلام شده است، آنهایی که سینما دارند یا امکان سینما سیار را دارند، می‌توانند اقدام به بازگشایی کنند. هم اکنون ما با احتمالات مختلفی روبرو هستیم و تلاشمان را می‌کنیم در این زمینه به جمع‌بندی برسیم. دکتر صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی هم پیشنهادات خود را که همان ضوابط ۱۵ گانه کارگروه آسیب‌های سینما بود، به ستاد مقابله با کرونا دادند و آن دوستان هم بررسی کردند البته آنطور که من اطلاع دارم مجموعه ستاد مقابله با کرونا خودشان هم مطالعات بیشتری انجام داده‌اند اما اینکه در عید فطر بازگشایی نخواهیم داشت، قطعی است. در مرحله بعد اولین احتمالات بازگشایی بعد از نیمه خرداد و یا پایان خرداد خواهد بود.طباطبایی‌نژاد بیان کرد: اگر نگاهی به بازگشایی سینماها در کشورهای دیگر هم بیندازیم متوجه می‌شویم که تقریباً همه شرایط ما را دارند. برای مثال در فرانسه ماه سپتامبر به این منظور اعلام شده یا استرالیا با شرایط محدودی بازگشایی را داشته است یعنی همه کشورها شرایط مشابهی دارند.وی گفت: به تازگی ۲ تست تجمعی انجام شده که ستاد مقابله با کرونا باید جوابش را دریافت کند. در حال حاضر هیچ‌کدام از ما نمی‌توانیم خبر قطعی درباره پایان تعطیلی سینماها بدهیم چون هیچ کس اطلاعی ندارد حتی خود ستاد هم به ما خبر قطعی نمی‌دهد. باید بازخوردهای بیرونی گرفته شود. برای مثال باید تعداد مبتلایان مشخص شود چون به تازگی تجمعات آزادتر شده و مساجد به طور محدود بازگشایی شده‌اند بنابراین باید بازخورد این اتفاقات گرفته شود، اگر دیدند شرایط پرمخاطره نیست یک گام به جلو می‌روند و ممکن است در این مرحله سینما در اولویت قرار بگیرد

 

 

آخ جون! به این میگن عشق و حال.../ همراه با فاتحه ،صلوات بفرست.

 

......

عسگرزاده رئیس هلال احمر شهرستان چالوس از غرق شدن دو جوان در رودخانه چالوس خبر داد و گفت: ۴ جوان مسافر برای تفریح به حاشیه رودخانه چالوس در منطقه لارک رفته بودند که بنا به اظهارات دو نفر از اعضای این گروه یکی از دختران هنگام شستن دستهایش به دلیل از دست دادن تعادل به داخل رودخانه سقوط می‌کند.او افزود: مرد جوان عضو این گروه چهار نفره با مشاهده این صحنه برای نجات دادن دختر جوان وارد رودخانه می‌شود که به دلیل خروشان بودن رودخانه و ناآشنایی با فنون شنا غرق می‌شود.

 

 

نجوا خانم...

....

نظام آباد را که اصلا حرفش را نزن، اونجا را اول به گا داد ، بعد توش رید و رفت....

نجوا خانم خودش را که به گا داد هیچ!

که شوهرش را...

پدرش را...

مادرش را...

مادرشوهرش را...

پدر شوهرش را...

عمه شو...

خاله شو...

سایپا را...

پراید را...

پژو را...

شرکت های هرمی را...

خیابون ها را...

جاده ها را...

گاراج داش رضا را...

فرامرز قدرتی را...

علی قمی را...

شهین را...

مهین را...

شهپر را...

همه گیلاسی ها را...

دشت حسن آباد...

دشت کلتی...

سرزمین ری و ورامین و آذربایجان و فارس و جنوب و شمال و.‌‌..

همه را به گائیدن گرفت این بانو .

سکه و طلا و عروسی ها را به خون کشید....

دخترهای تازه عروس را به کام مرگ فرو برد

پدرانی را داغدار ...

مادرانی را سوگوار ...

بی شرف نزدیک بود یه روز صبح زود بیاید نزدیک دکون رضا فاضل ترتیب دایی جلال را هم بدهد که دیگه دستگیر شد.

یکی از اتاق های قلعه شورتی تقی آباد را به نام نامی او تابلو می زنیم.

صلوات بفرست.

 

کوه کرونا و کشورهایی که هنوز کُرونا را ندیده اند.

......

کره شمالی از جمله کشورهایی است که نه کسی در آن مبتلا شده است به کُرونا و نه تا حالا مرگ و میری در این زمینه داشته است.

بدیهی است که اگر همه جمعیت ۲۵ میلیونی این کشور هم از کرونا بمیرند، آمارارائه شده از سوی آنها صفر خواهد بود.

برای انها رهبر زنده باشد و صدا و سیما کافی است.

دردنیا خیلی کشور داریم که آمار درست و حسابی دست مردم نمی دهند.

سوریه هست.

لیبی ...

یمن ...

همین جور رها شده اند در میان نکبت و ...

همه آمار مرگ و میر این کشورها از روز اوّل پیدایشِ کُرونا تا حالا به ده نفر نمی رسد.

 بعضی کشورها هم هستتد که  خُب جمعیّت زیادی ندارند وطبعا ارتباطی با بقیّه جهان ندارند.

روی نقشه هم پیدا نیستند.

لذا مشکل خیلی جدِّی هم در این زمینه ندارند.

ولی یک مسئله هست و آن اینکه هنوز کوه کُرونا زیر آب است.

ما فقط کلّه اش را دیده ایم . 

 

طغیان ترک ها در ماکو/ طغیان کرونا در خوزستان

 

 

.....

به گزارش ایسنا، دکتر رحیم صمدی با بیان اینکه شب گذشته در پی درگیری دو طایفه که با قمه کشی و خونریزی همراه بود، بیش از ۳۰ نفر به اورژانس بیمارستان فجر ماکو مراجعه کردند، افزود: جریان این درگیری نه تنها در بیرون از بیمارستان خاتمه نیافته بلکه در داخل بیمارستان نیز ادامه دار بود.وی در ادامه دلیل این درگیری را مشکلات خانوادگی دو قوم یادکرد و افزود: تعدادی از مراجعه کنندگان آسیب دیده به صورت سرپایی مداوا و شب گذشته مرخص شدند. مدیر شبکه بهداشت و درمان ماکو همچنین با تاکید براینکه، تا بدین لحظه ۱۳ نفر در بیمارستان بستری هستند، افزود: ۷ نفر از این تعداد افراد آماده عمل جراحی هستند و هیچ مورد بدحال نداریم.

............

 

 


احتمال طغیان کرونا در چند استان دیگر وجود دارد
این تنها خبر بد ماجرا نیست، افزایش سریع تعداد مبتلایان در خوزستان باعث شده است تا نگرانی‌ها در رابطه با تبدیل این استان به کانون جدید شیوع کرونا افزایش پیدا کند، اگرچه در چند روز اخیر محدودیت‌های زیادی در این استان برای توقف شیوع کروناویروس ایجاد شده است.سخنگوی وزارت بهداشت در این رابطه می‌گوید: «محدودیت‌هایی مثل تعطیلی ادارات و ممنوعیت تردد بین شهرستان در راستای جلوگیری از تبدیل این استان به کانون شیوع کرونا است. اما امکان بازگشت بیماری وجود دارد و این مشکل اصلی پاندمی است که در همه جای دنیا وجود دارد. ایران هم بزرگ است و این خطرات وجود دارد.»در واقع اگر هم از تبدیل خوزستان به کانون جدید شیوع کروناویروس در ایران جلوگیری شود، این امکان وجود دارد که این ویروس در استان‌های دیگری به دلایل مشابهی طغیان کند.جهانپور می‌گوید: «این امکان وجود دارد که در تعداد انگشت‌شماری از استان‌ها که کرونا با تاخیر وارد شده است، وضعیت مشابهی به وجود بیاید. از سویی هر رفتار غیرهوشمندی هم می‌تواند چنین مشکلاتی به وجود بیاورد.»

 

 

در ملتقای شکوه بهار و شورِ دست هایت

.....

جاری می شود همه آبها

درملتقای شکوه بهار و شور دست هایت

و آواز سر می دهند آبشار و بیشه ، در حُجب نگاهت...

و فصل اوّل رمان های قدیمی می رقصند در دل من

و می خرامد کبک نگاهت

برای برگ 

برای باران 

برای باد

برای بهار...

.....

غروب سی ام اردیبهشت ۹۹

 

" تولستوی ، مولوی دوران جدید"

.....

امروز مایل شدم مقاله بدیع و عبرت انگیز " تولستوی، مولوی دوران جدید" دکتر محمّد علی اسلامی ندوشن را  بعداز چهل سال ، بار دیگر بخوانم. 

در مجموعه مقالات " آواها و ایماها" چاپ انتشارات توس ۱۳۵۸.

برخی کتابها وقتی روبه کهنگی و فرسودگی می نهند ، خوش بو تر می شوند و تمایل آدمی برای در آغوش کشیدن آنها بیشتر.

" آواها و ایماها " برای من حُکم دشت های قدیمی بیدگل را دارد و هوای عرق آور آخر اردیبهشت برای چیدن توت از درخت هایش.

در کنار هم قرار دادن مولوی قرن هفتم و متعّلق به فرهنگ ایرانی / اسلامی با تولستوی قرن نوزدهم و تربیت شده در فرهنگ یونانی / مسیحی و نبود هیچ گونه وجه تشابهی بین آنها، در ذهن خواننده سوالی را ایجاد می کند که جوابش را خودِ دکتر ندوشن در سطور اوّل مقاله اش می دهد . 

اسلامی ندوشن می گوید : هردو بزرگ اند . و بعد نتیجه می گیرد " بزرگی" وجه شبه کمی نیست. ( نقل به مضمون) 

مقاله تولستوی ، مولوی دوران جدید در سال ۱۳۵۲ نوشته می شود در مجله یغما به مناسبت یکصدمین سال انتشار جنگ و صلح که مشوّق و پشتیبان آن انجمن روابط فرهنگی ایران و شوروی است. 

نویسنده در پاورقی توضیح می دهد که این مقاله دو قسمت است که یک قسمت در سال ۱۳۵۲ و قسمت دوم در سال ۱۳۵۳ نوشته شده است. 

دکتر ندوشن در مقاله اول که سی صفحه از کتاب آواها و ایماها را تشکیل می دهد بعداز کشف " وجه شبه" بزرگی بین تولستوی و مولانا ، وجوه زیبا و هیجان آور دیگری را نیز به خواننده نشان می دهد. 

 

 

مردی در شصت و سه سالگی


.....
شنیدن اسم علی لاریجانی برای من همواره همراه است با احساس ترس و تحقیر و تهدید و توهین و تهمت.
علی لاریجانی به زودی شصت و سه ساله می شود و از دایره قدرت، بیرون.
در دنیای امروز ، داشتن شصت و سه سال عمر ، چیز کمی نیست.
خیلی ها در همین سن و سال مرگشان حتمی است.


 خیلی ها با انواع دردها و بیماری ها و عُقده ها و کینه ها و حسرت ها و تلخکامی ها و دل مُردگی ها و نا امیدی ها روبرو هستند که باید با آن بسازند در تنهایی و سکوت و خشم و افسردگی و درواقع تا پایان حیات ، بال بال بزنند در زجر تنفسی!

بااین حال نباید فراموش کرد که همین وضعیّتِ مستاصل و بیچارگی بعد از شصت و سه سالگی برای خودش،سرمایه کلانی است.

 

 چرا که همین سرمایه تلخ و سیاه و چه بسا عفن ، ما را به فکر  فرومی برد که خُب ! ما در این شصت و سه سال ، در زندگی چقدر اشتباه کردیم.
چقدر گناه کردیم.

چقدر خود را برای مردم آقا بالاسر دانستیم.

چقدر با سعید امامی همراه شدیم.

چقدر لابی گری کردیم.

چقدر گرفتار عُجب و غرور و نیرنگ و ریا شدیم . 
چقدر نفرت خلق کردیم .
چقدر جامعه را به فساد کشیدیم.

و...و...و...

والان اگر به خدا و قیامتی هم اعتقاد نداشته باشیم ، دست کم در درون خود چقدر احساس شرمساری داریم و...

و در نهایت برای جبران بدهکاری خود چه چیزی داریم به ارث بگذاریم و در خفا به زن و بچّه امان بسپاریم که من دارم  می روم، ولی شما در جریان باشید که من اینجا و اونجا خیلی نسیه برده ام و پس نداده ام ، شما اگر داشتید بپردازید و اگر نداشتید لااقل مسیر زندگی  اتان را جوری تتظیم کنید که در شصت و سه سالگی ، مثل من تا این حد احساس فرو رفتگی در مرداب  نداشته باشید.

 

و این هم یک خبر صد درصد ایرانی

......

...همسرم قبول کرد و در حین جروبحث قرص خورد، اما وقتی قرص خورد، وضع اعصابش بدتر شد و بیشتر به من اعتراض کرد.

بعد از آن یک چاقوی کوچک از کیفش درآورد و به سمتم گرفت، من هم عصبانی شدم و چاقو را از دست او گرفتم و چند ضربه به او زدم.

متهم ادامه داد:

وقتی به خودم آمدم، دیدم همسرم مرده است.

بچه 23 ماهه‌ام شوکه شده و سکوت کرده بود.

بعد از آن تصمیم گرفتم پیش پلیس بروم و خودم را معرفی کنم، برای همین اول باید بچه را جایی می‌گذاشتم و بعد به کلانتری می‌رفتم.

به یکی از دوستانم زنگ زدم، اما او نیامد، برای همین یک پتوی مسافرتی که در ماشین داشتیم، روی جسد همسرم انداختم و به سمت دزفول حرکت کردم.

وقتی به دزفول رسیدم، به برادرم زنگ زدم و گفتم چه اتفاقی افتاده است و زنم را کشته‌ام و قصد دارم خودم را معرفی کنم، به همین خاطر بچه را به برادرم دادم و بعد هم به پلیس آگاهی دزفول رفتم و خودم را معرفی کردم.

آن‌موقع بود که مأموران جسد را داخل ماشینم دیدند و من رادستگیر کردند.

بنا بر این گزارش، متهم درحال‌حاضر به دستور بازپرس شعبه 10 دادسرای جنایی در بازداشت به‌سر می‌برد و تحقیقات از او ادامه دارد.

 

 

اخباری که از کشور سوریه می رسد...

....

 اخباری که از کشور سوریه می رسد فقط " هولناکی " ماجراهای جنگی آن کشور را برای ما باز گو می کند. وگرنه ما چیز دیگری از قتل های فجیع و وکشتارهای خاموش سوریه نمی دانیم. 

امروز یکی از فرماندهان ایرانی ارتش سوریه بعد از جند ماه که از کشته شدنش می گذرد ، در بهشت زهرا دفن شده است.

خبرگزاری های وابسته به سپاه نوشته اند آقای اصغر پاشاپورهشت سال در سوریه و در دفاع از بشار اسد جنگیده است و بعداز کشته شدن ، سرش را از تنش جدا کرده اند.

این خبرگزاری ها البته ننوشته اند که جسد این فرمانده ایرانی به چه شکلی از مخالفان اسد پس گزفته شده است و آیا امروز جسد بی سر دفن شده است یا باسر.

 

علی مطهری ِ امروز / محمّد نوری زاد ِ سال ۱۴۰۰

....

نامه نگاری های تازه ای در کشور راه افتاده است.

فضای مجازی هم کمک می کند این نامه نگاری ها بلادرنگ به گوش ملّت برسد.

زمانی بود که صادق زیبا کلام صبح که از خواب بیدار می شد، قبل از خوردن نون و پنیرش شروع می کرد به نامه نوشتن به فلان مسئول و فلان شخصیّت.

رشتیه اومد تو خونه َش دید زنش غُر می زند بیا این خونه را بفرووش از این محل برویم .

شوهره دلیلش را پرسید، زن جواب داد هر موقعی که شما از خونه خارج می شوید، این حسین آقا بقّال میاد سروقتِ من...

شوهره گفت : عااااااااووو ...

...این مردک ، خوله بو خودا... تا حالا سه بار هم اومده پیش من...

 دنیای سیاست تو کشور ما دنیای رشتی بازی و خول بازی  و این حرف هاست...

صادق زیبا کلام مدتی است نامه نگاری را کنار گذاشته، ولی حالا برادرش سعید زیبا کلام قلم دست گرفته است...

امشب دیدم علی مطهری بعداز کَل کَل هایی که مدتی است با شورای نگهبان و وزارت اطلاعات و ... دارد، نامه ای هم نوشته است به مقام رهبری و نکاتی را که شامل مروری است از بدو پیروزی انقلاب تا امروز در نامه خود مورد اشاره قرار داده است. از جمله اینکه زمانی ، رهبر انقلاب یک روشنفکر محسوب می شده است و ... 

لحن علی مطهری در نامه اش فعلا لحنی است محترمانه و مودبانه .

حتّی در پایان ِنامه خود صفت فرزانه را نیز به آقای خامنه ای اطلاق داشته است.

ما نمی دانیم در اردیبهشت ۱۴۰۰ کشور ایران دست کی خواهد بود. 

ولی علی مطهری در سطور نانوشته نامه اش، نوشته است:

در یک سال دیگر او هم یک محمّد نوری زاد خواهد بود.

 

آرامش شکننده و باد کولر!

....

امروز هفت هزار تایی شدیم زیر باد کولری که مرتب در رسانه ها می نویسند ، می تواند کُرونا را به ما انتقال دهد و حتی پیشنهاد می دهند توی خانه هم ماسک بزنید.

درواقع هفت هزار و خُرده ای.

منظور اینکه بیست و نهمین روز اردیبهشت را در حالی پشت سر می گذاریم که آمار تلفات کُرونایی کشور از ابتدا تا حالا طبق آمار خود آقایان ۷۰۵۷ نفر می باشد.

در کنار این حرف ها نوید آرامش هم می دهند .

منتهی فوری زیرش می نویسند : آرامش شکننده...

آرامش شکننده مثل بادکنکی است که در جشن تولد بچّه هایمان می فرستیم به سمت در و دیوار و کمد و لوستر و توصورت همدیگه.

 

خونه هنرمندای بیدگل کجا بود؟

....

 خونه هنرمندای بیدگل را سعید ابریشم چی راه انداخته بود .

اواسط دهه هشتاد. شاید کمی کمتر. 

یک قلم بدستِ جُربُزه دار که به اون خونه آمد و رفت داشت میخوام چهار / پنج سطر بنویسد که عجب فضای مسمومی بود.

چون ماه رمضان است و ما هم یکی دوتا افطاری اونجا خوردیم ، میخوام همین دم ِ افطاری همه اون چیزهایی را که اونجا خوردم بالا بیاورم .

 من در انجمن های ادبی خیلی کثیف ، خیلی نفس کشیده ام ولی انجمن ادبی خونه هنرمندا از همه جا کثیف تر بود.

به پیغنبر قسم! از اون سال تا حالایابه طور کلی پا توکوچه شهید رزّاق زاده نمیذارم یا اگر به اجبار گذرم به اونجا بیافتد ، احساس وَهن شدگی عجیبی دارم.

ملغمه ای از خباثت و چند رنگی و بخل و دروغ و عام زدگی حسادت بار و...تفرعن و تکّبر و خلاصه لجنی نبود که در فضایش موج نزند.

جاسوسی حرف اوّل و آخر را می زد.

تعدادی زن فِش فِشو که واقعا نمی دانستند چکارش کنند ، به این خانه راه پیدا کرده بودند و اگر کسی می چُسید بلافاصله دندون می گرفتند و به دست این و آن می دادند.

چقدر قرآن الکی خوانده می شد، یا حضرت عباس!

زن سعید ابریشم چی وضع حمل کرده بود ، اسم بچّه اشان را گذاشته بودند " باران".

یک روز در لابلای صحبت ها شنیدم یکی از اعضای گروه هنری سه نفره ای که آن زمان تازه درست شده بود و اسم گروهشان باران بود ، از این موضوع به خود می بالید.

همانجا بود که کاملا بوی پول و بوی مستراح را می شدیکسان ، احساس کرد.

خونه هنرمندا خونه بزدگی بود‌ .

فقط بزرگی کم داشت. 

از دندان سازی تا آموزش خطّ و سه تار و سفالگری و نقد الشعر و داستان خوانی های حشری ... همه چیزی توش بود. 

افطاری هم بود.

گاهی هم منوچهریان  می آمد نوحه می خواند.

 

هنوز دوساعت از آفتاب روز دو شنبه باقی مانده است.

....

هوای روشن و پُر انرژی و خوش بر و رویی بر حوالی پارک زیتون بیدگل حاکم است. آسمان آبی و درخت و خلوتی خیابان از چیز بدی حرف نمی زند.

من هم به حضرت عباس قسم دلم نمی خواهد پیه ِ دلِ کسی را وا بچینم و خدای ناکرده بذر یاس و نا امیدی به جایش بریزم.

در همین دوساعت ِ باقی مانده تا غروب خیلی ها بربری خواهند خرید، خیلی ها خرما.

بعضی ها هندونه.

خیار.

خربزه.

ولی خدا شاهده وضعِ خوبی در پیش نداریم.

نه تنها ما که احمد ابریشم چی و پسرش سعید هم وضع خوبی ندارند.

من امروز صبح که نظر حسین طائب راجع به ویروس کُرونا و دلیل پیدایش آن را خواندم، کلّه گیجه کرده ام.

شاید خود ِ کرونا اینقدر دردناک نباشد که حرف این بابا.

همه ماشاید یک هفته دیگر ...

یک ماه دیگر...

یک فصل دیگر...

و بالاخره یک سال دیگر با همین کُرونا کنار هم زندگی کنیم و بعد هم دور ازجان بمیریم. 

 ولی خدایی اش آیا شما جرات دارید این تصوّر را به خود راه بدهید که ایشان ده سال دیگر زنده خواهد بود و ما هم باید با او زندگی بکنیم؟ 

 

شادی به وقت کُرونا

....

غم، شربتی زخون دلم نوش کرد و گفت/ این شادی کسی که در این دور، خرم است.) 

من زمان نشا و فصل شالیکاری شمال ایران را دقیق نمی دانم.

شما حتما این سایت سهند را امروز سر زده اید. 

امروز صبح زود من باز کردم، مطلب خوبی راجع به شادی گذاشته بود.

کُلّا امروز دوتا مطلب توی سایت ها بود که برای من خیلی جالب بود .

یکی از آقای رضا علیجانی سردبیر سابق ایران فردا بود راجع به دیدارهای رمضانی و اوضاع و احوال عمومی کشور که احتمالا تاشب کسان دیگری مثل مجتبی واحدی و امیر طاهری و اکبر گنجی و حسین قاضیان و مهدی مهدوی آزاد و ... این تیپ ها ادامه کار را خواهند گرفت...

بدشانسی من این است که من نمی توانم پای تلویزیون بنشینم و بی بی سی و من و تو و اینترنشنال و ایران فردا و ... این چیزها را ببینم. 

وای فای خانگی هم  خبرهای مربوط به سه راه معین آباد را بیشتر نشان نمی دهد.

خرید بسته اینترنتی هم مقرون به صرفه نیست. 

این است که از یوتیوپ هم محروم هستم.

در مجموع هم وقتی خیلی دقیق به اعماق خودم فرو می روم یک نوع بازخورد روانی پنهان شده در اون تَه تَه وجودم نسبت به مسائل سیاسی را ، می بینم که شباهت تامّ و تمامی دارد به تمایلات شدیدا سرکوب شده عباس نوروزی دایی خدا بیامرزم.

 منتهی دایی من پول داشت ، کار و کاسبی هم داشت ، هر به چند سالی یکبار تجدید فراش می کرد. 

هر وقت هم از روبروی دکون دایی حسن آذریان رد می شد، کف می کرد.

من واقعا خیلی پشیمانم از اینکه بیخودی مکنونات درونی ام را نسبت به جریانات سیاسی رو کردم و مدرک دست  این و آن دادم و تهدید های سایه به سایه.

این سایت سهند اما مطالبش همه سیاسی نیست.

با سحام نیوز و مصطفی تاج زاده و حزب توده و اینها ... فرق دارد.

عرض کردم امروز راجع به شادی حرف زده بود و کلیپی که رقص زنهای شالیکار مازندران را نشان می داد که حال ما را بر هم زد.

من نمی دانم بعضی مردم ما چرا تا این حد ندید/ بدید هستند.

چند تایی زن مُسن خسته باد کرده داشتتد همراه با آهنگی که یک جوان برایشان می نواخت ، خود را تکان تکان می دادند.

سهند البته مطلب خوبی راجع به شادی های اصیل و شادی های غیر اصیل نوشته است و شعر بی نهایت عمیق و تکان دهنده ای از سعدی در ارتباط با شادی نقل کرده است . ( غم،  شربتی زخون دلم نوش کرد و گفت/ این شادی کسی که در این دور خرم است) 

ولی این رقص را که عرض کردم اگر ببینید ، بیشتر بوی مرگ می دهد. 

 

ظاهرا بعد از کُرونا، کنه دامی هم در راه است.

.....

خدا کند این خبرها درست نباشد وگرنه ، نه تنها خودِ زندگی که اسم آن هم چندش آور خواهد بود.

به خصوص در شهری مثل آران و بیدگل که خیلی ها هی به حجله های کنار خیابان خیره می شوند و دنبال آرزوهای برباد رفته خودشان می گردند، ایی تو دِ....

ما توی همین دارالمومنین آران و بیدگل که پراز امامزاده و مسجد و حسینیّه و شفاخانه و عبادتگاه هایی مثل آرامگاه شهدای گمنام و محافل روضه و گریه و آش نذری برای پُر کردن اوقات بیکاری و رفع کُتی و رد گم کردن و صلوات و این چیزها می باشد، مادر جنده های زیادی هم داریم که برای صد تومن منفعت در یک معامله( صد تا تک تومنی)  حاضرند آدم بکُشند.

از این رو خدا کند کشتار دام غیر بهداشتی در شهر نداشته باشیم. 

یکی از خبرگزاری های بومی از قول یکی از مسئولین بهداشت و درمان شهر تلویحا هشدار داده است که تب ِ کریمه کنگو ،مردم آران و بیدگل را تهدید می کند.

 

 

خُب باباجون! این همون میشه که پسر علی کچو می گفت. اون هم  می گفت من چهل ساله که وایساده می شاشم.

....

 

گروه فیلم:رئیس‌جمهور درباره برگزاری راهپیمایی روز قدس و نماز عید فطر توضیحاتی ارائه کرد.
روحانی صبح امروز در جلسه ستاد ملی مبارزه با کرونا:
* برای روز قدس دو تصمیم گرفته شد، اول اینکه در شهرهای سفید که ۲۱۸ شهر میگوییم، روز قدس هم برگزار می شود و با مراعات همه پروتکل های بهداشتی نه به صورت راهپیمایی بلکه به صورت حضور در نماز جمعه برگزار می شود.
* اما در تهران هم اینکه هیچ خبری نباشد نمی شود قرار شد مسئولیت آن را سپاه بر عهده گیرد و در محدوده خاصی با خودرو بصورت نمادین برگزار شود.
* روز عید فطر بنا شد در سراسر کشور نماز عید فطر باشد اما در مکان های بزرگ مثل مصلی ها برگزار نشود و در مساجد برگزار شود.

 

 

 

امان از این سیّد ِ کال پسند ما!

واما بعد...

کال همه جا به معنای نارس و بدمزه نیست.

خیلی از محصولات کشاورزی ( اعم از درختی و زمینی) در مرحله ای از سیر  تکوینی خود به بلوغی زود رس می رسند که اگر در همان مرحله مصرف نشوند، یا دیگر قابل خوردن نیستند یا به بیمزگی و بد طعمی منتهی می شوند.

مثلا چُغاله بادُم فقط در مرحله چغالگی اش به عنوان یک میوه نوبرانه و تهرونی پسند قابل خوردن است...اون هم تو دره های اطراف شمرون و درکه و دربند و گلاب دره و ...و برغم اینکه بعدا سوئ هاضمه زیادی به همراه دارد و چُسیدن های فراوان ....ولی خُب خیلی ها می خرند و می خورند.گرون.

 

بعد که روی درخت سفت شد و به پاییز رسید ، حساب و کتاب دیگری پیدا می کند و اصلا سرنوشتش عوض می شود.

در مورد کالک هم همینجوری است.

کالک نه خیار است نه خربزه.

چیزی است بین این دوتا صیفی.

تُرد است.

کوچولوی به بلوغ رسیده است.

من را به یاد عباس غافلی و تخته قالی  و بهار و ... می اندارد.

زیر دندون دقیقا طعم چیزی می دهد که تو بخواهی در خلوت و دور از چشم دیگران  وهمراه با ترس گازش بزنی.

این همان چیزی است که دوست نازک پسند ما سیدّنا علویّنا نوش آبادیّنا و ... در پست امروزش به آن اشاره کرده است.

 

.......

کالک رسید

کالک هم فهمیدن می خواهد.
کالک را ما وقتی فهمیدیم که الاغ های راهوار از صحرا برمی گشتند.

پیرمرد دوست داشتنی بود.
نگاه و سلام در هم می آمیخت
بازی متوقف می شد.
 الاغ ها عبور می کردند.
پیرمرد ما را می فهمید.
دست مهربان رعیت در خورجین می رفت.
در بین علف پی چیزی می گشت.
بازی ما پر از کالک شد.
کالک را بی دغدغه می خوردیم.
 هنوز هم طراوتش از دورها می آید

....

منبع : انوش آباد...

 

 

 

 

خداش بیامرزد عباس علیزاده می گفت : از یک تومن تا یک میلیارد تومن قبولت دارم، ولی نسیه بهت نمی دهم.

........

حجت الاسلام طائب افزود:

40 سال علیه ما مکر و حیله شده کجا در درون سیستم های پیچیده و سابقه دار آنها هستیم؟ اما کم کم کشف می شود این ویروس‌ علیه ما هست؛ اگر اگر با دعای درست در خانه خدا رفتی آنچه از تو پنهان و برای اثرگذاری کار لازم است؛ داده می شود.

وی ادامه روایت را بیان کرد و گفت:

حضرت می فرماید تعجب می کنم از کسی که دنیا می خواهد چرا به «ماشاءالله لاقوه الابالله پناهنده نمی شود؟» که خداوند بعد از آن فرمود(وَلَوْلَآ إِذْ دَخَلْتَ جَنَّتَکَ قُلْتَ مَا شَآءَ اللَّهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ إِن تَرَنِ أَنَاْ أَقَلَّ مِنکَ مَالاً وَ وَلَداً/ ۳۹ کهف)

رییس شورای مرکزی قرارگاه عمار مهمترین خواسته در شب قدر را رهایی از آتش عنوان کرد و بیان اینکه خداوند را به هزار و یک اسم می خوانیم که «خلصنا من النار» را طلب کنیم؛ افزود: اندوه را دشمن بر ما آورده خیلی ها با این بیماری اندوهناک شدند‌‌ و امسال لیالی قدر یادآوری خیلی از امور آخرتی است زیرا در آخرت هم «یفرالمرء من اخیه....» است و امسال لیالی قدر در نهایت غربت برگزار می شود گرچه در ایران به برکت رهبری مساجد باز شد اما در سایر کشورها مساجد بسته است.

وی با تأکید بر اینکه باید از خدا خواست تا مقدرات ما به گونه ای باشد که اعمال ما باعث نشود برای خود آتش درست کنیم؛ محبت اهل بیت را عنایتی از جانب خداوند بین ما و ایشان دانست که موضوع مهمی است.

 

 

نه! نه عزیزم ! حساب عذاب وجدان نیست‌. حساب اینه که دیگه کسی نسیه بِهت نمیده... حتی عباس ساطع...

....
در ادامه پژمان، متهم ردیف سوم هم در جایگاه ایستاد و گفت:

وقتی جلوی در مغازه ایستاده بودم، صدای فریادهایی شنیدم که خیلی ترسیدم.

فکر کردم درگیر شده‌اند.

من فرار کردم اما روز بعد به خاطر عذاب وجدان خودم را معرفی کردم.

فردین نیز در آخرین دفاعیات خود گفت:

مادرم پرستار سالمندان بود و شب‌ها تا دیر وقت کار می‌کرد و من برای اینکه مادرم دیگر کار نکند و کمی از مشکلات زندگیمان کم شود، تصمیم به سرقت گرفتم. امیدوارم که خانواده مقتول با قصاص من آرام شوند و من هم از عذاب وجدان رها بشوم.

 

 

این هم میتونه طرح نوشتن یک فیلمنامه به سبک فیلمنامه هندی را در ذهن ایجاد کند:

........

🔹️ این که با صراحت و به راحتی از طریق اینستاگرام و شبکه های اجتماعی دیگر کودکان نوزاد را آگهی کرده و به دنبال خریدار باشند از جمله موارد عجیبی بود که در روزهای اخیر به آن برخوردیم. 

🔹️راحتی و آسودگی فروشنده در ارتباط گرفتن ، دادن شماره شبا های مختلف و … نیز بر تعجب ما افزود و این راحتی و آسودگی فروشنده در شبکه های اجتماعی گاه چنان بود که مواردی پیش آمد که تصور کردیم شاید کل این روند دامی برای خریدار باشد. 

🔹️اما وقتی کار به قرار نهایی و تحویل کودک رسید متوجه شدیم که موضوع خرید و فروش نوزاد کاملا واقعی است.

📣اخبار راه سوم را از اینجا دنبال کنید   
📢@rahsevom

 

 

 

قسمت کوتاهی از یک فیلم هندی!

 

.......

 

پسرِقربانی دیروز در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران نیز رو به قضات گفت:

پدرم مرد محتاطی بود.

او فقط تعداد خاصی مسافر داشت که آن‌ها را می‌شناخت و دنبالشان می‌رفت تا آن‌ها را به مقصدشان برسانند.

ما نمی‌دانیم دو پسری که پدرم قبل از مرگش از آن‌ها نام برده است چه کسانی بوده‌اند.

پدرم با هیچ کسی مشکل مالی و اختلاف و درگیری نداشت.

وی ادامه داد:

من و خواهر و برادرم حالا امیدی به پیدا شدن قاتلان پدرمان نداریم.

به همین خاطر درخواست می‌کنیم تا از صندوق بیت‌المال به ما دیه پرداخت شود.در پایان جلسه، قضات وارد شور شدند تا درباره این درخواست اظهار نظر کنند.

 

وحشت بعداز افطار در خیابان های آران وبیدگل

.....

 اینکه دقیقا چند نفر در آران و بیدگل روزه می گیرند، معلوم نیست.

شاید یک چهل/ پنجاه نفری باشند‌.

تعدادی کمتر . تعدادی بیشتر. معلوم نیست.

زمان افطار در شهر ما حدود هشت و نیم است.

هشت و ربع سفره و شربت و آش و خرما و بامیه و بربری و ...دیگه تا نُه ، سفره جمع و جور میشه.

آقا ! حالا نُه از خونه بیا بیرون.

بیا بیرون و ببین ، جماعت با چه سرعتی از چک ِ و چارسمت به این سمت و آن سو گازش می دهند.

این در حالی است که شما در یک فروشگاه از هزاران فروشگاه شهر یک مشتری نمی بینید.

کار اداری و بانکی هم که خُب در شب تعطیل است.

مسجد و محرابی هم در کار نیست.

فکر نمی کنم کار سکس و دیدارهای ممنوعه و از این بازی های رایج تو دشت های اطراف شهر در شب های رمضان ، کاری عمومی باشد. 

هست البته. ولی به ندرت.

حالا سوال پیش می آید که این مردم برای چه اینقدر  شتاب زده خیابان های شب را در تیول خود می گیرند.

آیا می روند به دیدار اقوام و دوستان.

پس تکلیف کُرونا و پرهیز از دورهمی های خطرناک چی میشه. 

الان صحبت از پیک دوم است. 

شوخی هم نیست.

کُرونا همه جا در  کمین است. حتّی در خود روهایی که اوّل تمام بیرون و درونش را سم پاشی می کنیم و بعد اعضای خانواده کنار هم سوار می شویم و به سمت پارک ها روانه می شویم با هندونه و فلاسک چای وقابلمه ماکارونی. 

: آخ ! الهی حالا دیگه مُرده شور ، ایی ریختت را بشوره...

حالا شما حساب کنید اگر خدای ناکرده در یکی از همین آخرین شب های رمضان فقط ده نفر از جامعه صد و چند هزار نفری آران و بیدگل مبتلا به ویروس کُرونا بشوند، چه فاجعه ای در راه خواهد بود.

صلوات بفرست.

صلوات...

صلوات...

 

یِ پنج تایی ام داشته ایم همین دمِ صبحی

.....

 این پنج کشته ، دعوایی نبوده.

پژو داشته تو جاده زاهدان/ ایی تو می رفته، همینطور صاف رفته زیر تریلی با هر پنج نفری که توش بوده اند. 

اتفّاقاتی از این دست زیاد داشته ایم در دو روز گذشته، من باید پیداش کنم برای باز نشر.

فعلا با یک صلوات احمد جمالی پسند داریم میریم جلو.

 

داس! این آلت قتاله ظریف، زیبا، خوش دست، شاعرانه  که همواره بوی علف و عشق و دشت و آواز می دهد.

.........

فرمانده انتظامی فارسان گفت:

درگیری بر سرِ زمین در شهر جونقان شهرستان فارسان باعث جان باختن یک جوان ۳۰ ساله شد.

به گزارش ایرنا از معاونت اجتماعی انتظامی استان، سرهنگ غلامعلی شکری افزود:

این درگیری بین ۲ جوان ۳۵ و ۳۰ ساله بر سر اختلاف زمین‌های کشاورزی اتفاق افتاد.

وی گفت:

در این درگیری یکی از طرفین ،با داس موجب زخمی شدن جوان ۳۰ ساله از ناحیه ران پا شد،که بر اثر جراحات وارده و خونریزی شدید، جوان مصدوم هنگام انتقال به بیمارستان فوت کرد.

وی با اشاره به متواری شدن قاتل افزود:

جست و جو برای پیدا کردن قاتل از سوی ماموران انتظامی شهرستان دردست پیگیری است.