از دکتر میلاد عظیمی
......
سندرم سوگ ابرازنیافته
سخنگوی وزارت بهداشت گفته در این ایام کرونازده نگران شیوع «سندرم سوگ ابرازنیافته» در میان مردم هستیم. این نگرانی بجا نیست. ملت ایران همزاد و همزیست با «سوگهای ابرازنیافته» است و در برابر آن کرخت و ایمن شده است. ازبس بغض خود را فرو برده؛ ازبس راه فریاد نداشته؛ ازبس مجال آه نداشته، عادت کرده است به درخویشگریستن. عادت کرده ابرهای همهعالم شبوروز در دلش بگرید. عادت کرده سرّ دلبران را در حدیث دیگران بجوید و در سوگ سیاوش نه بر سر بریدۀ سیاوش که بر داغ خود بگرید. بر مظلومیت و بیپناهی خود بگرید. بر سرنوشت سیاه و تباه خود بگرید.
سایه میگفت مرتضی کیوان را کشتند. گورش را محو کردند و به جایش سرو کاشتند تا دیگر نشانی هم از او نماند. پوری سلطانی سالها با «سوگ ابرازنیافته» مرتضی کیوان زیست و در خود گریست:
ساحت گور تو سروستان شد
ای عزیز دل من!
تو کدامین سروی؟
دکتر مصدق که درگذشت شاه نگذاشت پیرمرد در جایی که وصیت کرده بود، دفن شود. کسی نتوانست در سوگ ساکت مصدق بنالد. ایرج افشار خوددارمردی بود. این مرد خوددار وقتی امکان گفتار یافت اولین مقالههایی که در گیرودار انقلاب نوشت، دربارۀ مصدق و کیوان بود. خواست سوگ بردلمانده را ابراز کند...
در سوگت اى درختِ تناور
ما را
حتى امانِ گريه ندادند.
«سوگ ابرازنشده» سرنوشت ماست. ما مردم دفن شبانه و گورهای سروستانشده هستیم. ما مردم «انگار در من گریه میکرد ابر» هستیم.
این چه استغناست یارب وین چه قادرحکمت است
کاینهمه زخم نهان هست و مجال آه نیست
https://t.me/n00re30yah