....

نظام آباد را که اصلا حرفش را نزن، اونجا را اول به گا داد ، بعد توش رید و رفت....

نجوا خانم خودش را که به گا داد هیچ!

که شوهرش را...

پدرش را...

مادرش را...

مادرشوهرش را...

پدر شوهرش را...

عمه شو...

خاله شو...

سایپا را...

پراید را...

پژو را...

شرکت های هرمی را...

خیابون ها را...

جاده ها را...

گاراج داش رضا را...

فرامرز قدرتی را...

علی قمی را...

شهین را...

مهین را...

شهپر را...

همه گیلاسی ها را...

دشت حسن آباد...

دشت کلتی...

سرزمین ری و ورامین و آذربایجان و فارس و جنوب و شمال و.‌‌..

همه را به گائیدن گرفت این بانو .

سکه و طلا و عروسی ها را به خون کشید....

دخترهای تازه عروس را به کام مرگ فرو برد

پدرانی را داغدار ...

مادرانی را سوگوار ...

بی شرف نزدیک بود یه روز صبح زود بیاید نزدیک دکون رضا فاضل ترتیب دایی جلال را هم بدهد که دیگه دستگیر شد.

یکی از اتاق های قلعه شورتی تقی آباد را به نام نامی او تابلو می زنیم.

صلوات بفرست.