ای کاش از روز اوّل هیچ کس در باره حصر آقایان کروبی و موسوی و خانم رهنورد ، واکنشی نشان نمی داد.

خیلی از مسائل را باید بی اعتنا از کنارش رد شد.

تجربه بشری نشان داده است که وقتی دنبال یک قضیه را بگیریم، گره رو گره می خورد و غموض موضوع بیشتر می شود.

این سه نفر خودشان از همان روز اول پذیرفتند که در حصر باشند. ما نباید مخالفت می کردیم.

و چه بسا اگر کسی چیزی نمی گفت اینها خود به خود آزاد می شدند.

فکر کنم آقای احمد منتظری فرزند آیت الله منتظری اولین کسی بود که برای رفع حصر نامه نوشت و تقاضای آزادی حصریون را کرد.

( احتمالا سال هشتاد و نه یا سال نود) 

از آن زمان تا حالا موضوع حصر گاهی فراموش می شده است گاهی یاد آوری.

اخیرا چند روزی است دوباره به بهانه بیماری مهدی کروبی ، نامه نویسی ها شروع شده است.

دیشب هم دیدم آقای محمد جواد حجتی کرمانی ابراز ناراحتی کرده است.

اتفاقا من فکر می کنم در این هیرو ویر کُرونا از حصر می توان بهره برداری قرنطینه ای کرد و خیلی به نفع آنهاست با توجه به کهولت سن و بیماری های زمینه ای که در آنها هست، در خانه های خود بمانند تا تکلیف کلّی کشور روشن شود.