جواد جهان آرایی خطاب به استاد شجریان...
........
استاد مبادا به دلت غم بنشیند
مگذار که غم بر دل عالم بنشیند
خورشیدی و هنگام طلوع تو چه زیبا است
بر برگ گل روی تو شبنم بنشیند
مهمان تنت می شود ای آینه تسلیم
بر خیز،که این فتنه مسلم بنشیند
ای حنجره ات، خنجر آهیخته از دل
آواز بخوان بر دل آدم بنشیند
ای صوت دل انگیز تو چون حضرت داوود
مگذار که غم بر دل مریم بنشیند
آوازه ی آواز تو شد شهره ی آفاق
آن قدر که بر خاطره ی جم بنشیند
کی تشنه بماند؟به خدا هیچ زمانی
هر کس که لب چشمه ی زمزم بنشیند
بیماری تو می رود از تن به خداوند
بر زخم تنت گوهر مرهم بنشیند
بیماری تو ،توسن سرکش،نه،که رام است
مانند غباری است که کم کم بنشیند
خلقی همه از باده ی آواز تو سرمست
موسیقی و صوت تو چو باهم بنشیند
گر بنگرد اندوه تو را شاعر کاشان
یارب تو گواهی به دلش غم بنشیند
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۹ ساعت 18:28 توسط حیدر علی عنایتی
|