مهدی بیا همه ی شهر شده فخّارخو....
.........
در زمان قدیم هر محلّه ای را تو آرون و بیدگل با یک خصلت خاصّ می شناختند.
محلّه ما را هم به عنوان محلّه دزدها یاد می کردند.
البته ما نسیه خور و مال مردم پس نده و مشاغل شریف دیگه ای هم داشتیم از همین قبیل.
من به خاطر دارم حموم پدر من یکی دوتا مشتری دائمی داشت ، هر روز می آمدند حموم ، غسل می کردند ولی پول پدر بدبخت منو نمی دادند.ولی دزدی در محلّه ما برَند مخصوص خودش را داشت .
هنوز زنده اند یکی دو نفر که گوشت گوساله دزدیده شده را حدود هفتاد سال پیش کباب کردند و خوردند.
خدایش بیامرزد اوسا رضا طرّاح ( پدر مردادی ) های محلّ ، یک گوساله داشت ، چند نفری رفتند شبانه افسار گوساله را باز کردند و کِشان کِشان بُردنش تو قنات تاریک و بسیار بد بوی کنار مسجد کریم ، سرش را بریدند و همانجا پوستش کندند و گوشتش را بین خودشان تقسیم کردند.
تقصیری نداشتند، بیکاری بود و گُشنگی و خصومت های محلّی...
این روزها دزدی ها در آران و بیدگل شیوع دوباره ای پیدا کرده است.
از حاصل مزارع رعیّت ها بگیر در دشت های اطراف تا گوسفند و مرغ و خروس و بیا تا کامپیوتر مدارس و دیش ماهواره و ماشین و موتور و دستبرد های خانگی و ...کفش و لباس از مغازه ها و...