......

حافظ بیش از آنکه برای ملّت ایران یک افتخار و برای جهان بشری یک حیرت ِ سُکرآور باشد ، یک رهبر روحانی و معنوی است.

همه چیز دان است. 

آگاه و صبور و مدارا جو


مهربان و زیرک و دلسوز..


حافط همیشه با ماست...

در کنارما...


همراه و همدم و همنوا و همپیمانه با ما...

هم آوا با آب و‌چمن و مرغان هوا...

طبیعت گرایی که آن سوی سنگ ها " چیزی " می بیند.


کمتر کسی در تاریخ ما تا این حد دوست دار انسان های روی زمین و شیفته هموطنان خود است.


حافظ یک پل است بین ایران باستان تاحمله اعراب و بعد تا حمله مغول و بعد  تبعات هولناک این دو  حمله و بعد تا قرن هشتم و بعد  تا امروز .

ما به راحتی میتوانیم روی این پُل راه برویم و فکر خود کشی هم به سرما نزند!


 حافظ سعی وافری دارد تا مبادا در موقعیّت کاریزمایی قرار بگیرد ، چرا که ممکن است وجودش موجب فریب باشد .


ولی شخصیتّش  یاد آور یک طبیب روحانی ، یک پدر شریف و انعطاف پذیر و سرشار از محبّت است.

حافط در عین حال که  در مفاخره هایش ،  خود را در " اوج " می نمایاند، به شدّت نگران است که مبادا  در دام " عُجب " گرفتار آید.


حافظ کیش شخصیّت ندارد، ولی در عمق دلش می خواهد محبوب دلها باشد .


لذا در کنکاش طاقت فرسایی باید به هر شکلی که هست از این پارادوکسیکال رهایی یاید و می یابد.

حافط موجوی کاملا زمینی ولی عاشق سروش های غیبی است.


بی اعتتا به جنگ هفتاد و دو ملّت.

یک لا قبا و پاک باخته...