.......

ما دو جور قاتل تو دنیا داریم.

امروز روز جهانی سلامت روان است و وزارت بهداشت و درمان اعلام کرده است از هر چهار نفر ایرانی یک نفرشان دچار اختلالات روانی هستند.

یِه کتاب خیلی قدیمی هست به نام " عصبانی های عصر ما " اثر خانم کارِن هورنای .

کارِن هورنای از شاگردان فروید است ولی بر خلاف استادش نظریه دیگری دارد راجع به بیماری های روانی که در این کناب با زبان خیلی ساده ای به بیان آن پرداخته است .

این کتاب برای کسانیکه قصد قتل دیگران را دارند، کتاب خیلی مفیدی است.

 

نسبتا کتابی بازاری محسوب می شود.

ولی قدیم،  هم در کتاب فروشی های معتبر فروخته می شد و هم تو تر مینال های مسافربری و هم جلو حرم قم.

 

این کتاب در کنار کتاب هایی که از ناتوانی های جنسی و خود ارضایی و چگونه رستگار شویم و چگونه با زن مردم رو هم بریزبم و ...این چیزها سخن می گفتند، فروخته می شد.

 

عرض کردم قاتل ها بر دو دسته تقسیم می شوند.

 دسته اوّل که خُب تعداد کمی از آنها در هر جامعه ای هستند، همیشه یک چاقوی ضامن دار تو جیبشون دارند و خیلی راحت آدم می کشند و از عواقب آن وحشتی ندارند.

 

ولی عدّه زیاد تری هم هستند که قلبا آدم کش هستند ولی ترسو و عافیت طلب می باشند.

اینها هنوز وقت دارند این کتاب را بخونند.

افراد قاتل صفت ، عمدتا در سکوت خانه مدام به میوه فروشی مُعیلی کنار خیابون محمّد هلال فکر می کنند که همین امروز شلیل خوب دارد و پول ندارند بخرند.

یه عدّه ای از آنها نیز به پول دارها و شهرکی های محلّه فخّارخو فکر می کنند و هی آب دهنشون را قورت میدن.

بعضی هاشون تو اتاق پذیرایی زیر خودشون ریده اند ، جون و حال ندارند از جای خود بلند شوند.

سَر سویچی ها...

دسته ی دیگرِ قاتل پیشه ها یک زنجیر سَر سویجی دست می گیرند ، صبح زود از میدون شهدا شروع می کنند به چرخش دور انگشتشون ، می آیند تا جلوی سبزی فروشی نماز جمعه...

بعد می آیند تا درِ دکون علی فاضل ‌.

اگه تا اینجا زن خوشگل دیدند، هیچ. 

ولی اگر ندیدند یا ادامه می دهند تا فلکه بهشتی. 

یا از خیابون رجایی و روبروی مدرسه ابریشم چی می آیند تا فلکه مختص آباد و خلاصه روزشان را به شب می رسانند.

این جور آدم ها خوششون میاد آدم بکشند.

ولی در توان خود نمی بینند.

عذاب می کشند.

تلفن می زنند بیخودی به این سمت و اون سمت.

دنبال این می گردند تا ببینند چه کسی مُرده، چقدر ارث باقی گذاشته.

دنبال نتایج کنکور می گردند.

آشفته و دربدر ...

خشمگین ...

هی دروغ....

هی دروغ...

هی دروغ...

کتاب عصبانی های عصر ما را الف خواجه نوری به فارسی روان  و سلیسی برگر دانده است.