........

جریان عجیبی در ادبیاتِ این چند روز پیدا شده است. 

زبان فارسی در پست و بلند و گره خوردگی زبان و عاطفه چون رودی با مهابت و پُر صلابت در بستر جامعه به راه افتاده است.

گویی محشر کبرایی به انتقام گیری از کسانی که روح بزرگ شجریان را آزردند در حال میزان کردن ترازوی عدالت است.

از  هجاها و مصوّت های کوتاه و بلند خشم می بارد .

از ردیف و قوافی آتش‌.

بخوانید : 

تقدیم به روح ملکوتی خسرو آواز و موسیقی ایران ، زنده یاد استاد محمدرضا شجریان

....

 نوای تو جاوید ،  روشنگری را
صدای تو اعجاز ، پیغمبری را

تو را می‌ستاید به هر جای گیتی
هرآنکس که بویی بَرَد مهتری را

بر اوج تفاخر نشاندی به عزّت
هُمای خوش آهنگ خنیاگری را

نثار کلاغان و زاغان نکردی
تو «این قیمتی دُرّ لفظِ دَری را»

برازنده کردی به بالای ذوقت
مِهین جامۀ رادی و سروری را

تو بدگوهران را گرفتی به خواری
کشاندی به تحقیر ،  بدگوهری را

بزرگی و عزّت تو را جاودانی
همان «ربّنایت» سزد داوری را

۱۳۹۹/۷/۱۹
مجید محسنی وادقانی