به هرجا بنگرُم کوه و در و دشت...
......
هزار سال پیش این شاعر لُر همدانی به هر جا نگاه می کرد، نشان از قامت رعنای معشوق می دید .
ما حالا از ترس کُرونا جرات نداریم تو خونه خودمون به زن خودمون نگاه کنیم.
امشب از طریق گوشی وصل شده ام به این خانم فتّانه و سبزِ کشمیر ما و ...
فتّانه بچّه محله نوّاب است که فیلم قیصر توش بازی شد.
فتّانه حالا خیلی پیر شده است و برهم ریخته است.
خیلی شبیه به کُرونا شده است.
اگر بک گراند سی سال پیش را از او در ذهن نداشته باشیم ، قابل تحمّل نیست.
اوایلی که ماهواره اومده بود، یک شب علیرضا امیر قاسمی دعوتش کرده بود تو طپش.
فتّانه اونشب به قدری خوشگل شده بود که علیرضا امیر قاسمی دهنش کف کرده بود و گوش هاش می جُنبید .
و هی خودش را جمع و جور می کرد .
آخرش طاقت نیاورد و خطاب به او گفت : فتانه ! تو خیلی گرم و گیرایی...
فتّانه هم فقط نگاهش کرد .
نگاهی که یعنی دارمت...