اگر روزی ایران به دست شیرین عبادی بیفتد
......
بدبختی ملّت ایران یکی و دو تا نیست.
یکی از بدبختی های ما همین خانم شیرین عبادی است.
این خانم، ذاتا خانم تلخی است بر خلاف اسمش.
به خاطر دارم خیلی سال پیش هم آشکارا از یک موضوع پایبن تنه ای زنانه مربوط به شخص خودش با انزجار سخن گفته بود که گویا اورا عقده ای کرده بود.
این عقده در سن هفتاد و سه سالگی اش هم دست از سرش بر نمی دارد و او فکر می کند باید از نظام اجتماعی و تاریخی ایران به هر قیمت انتقام بگیرد.
روزی که ایشان نوبل را دریافت کرد ، زمان ریاست جمهوری سیّد محمّد خاتمی بود.
اگر خاطرتان باشد موقعی که ایشان از خارج به ایران بر می گشت، از سوی دولت کسی به استقبال او نرفت.
ما هم از روی خام خیالی بِهِمان برخورد که چرا دولت وقت به او بی احترامی کرد.
بعد کم کم متوجّه شدیم که این آدم ذاتا آدم مشکل داری است و هرچه هم که پیر تر می شود، عصبانی تر می شود.
بد خوتر و خطرناک تر .
حسین شریعتمداری و روزنامه وطن امروز هم از خدا می خواهند ، ایشان گاهی اوقات یِه حرفی علیه منافع واقعی مردم ایران بر زبان بیاورد ، تا بهانه پیدا کنند برای حمله به حقوق بشر و خلط مباحث دیگر.
اینها ( شیرین عبادی در خارج از کشور/ کیهان و جام جم و ...در درون کشور) همان گوساله های سامری هستند که با قراردادی نانوشته، مدام به تحریف حقایق و واقعیّت های موجود ایران مشغول هستند.
نفرینشان باد.