....

تردید نکنید که ایران امروز دوران یائسگی خودش را شروع کرده است.
میخواستم بنویسم دوران اختگی ، دیدم بالاخره اختگی به یک شکلی به جنس نر بر می گردد .

گفتم یائسگی که به واقعیّت نزدیک تر باشد.

ایران تا بوده ، همیشه بر اساس قُلدری روی پای خودش بوده.

من با تاریخ کشورهای دیگر آشنایی ندارم. 

ولی وقتی خوب دقّت کنیم تقرییا همه قدرت های سیاسی کشور ما به صورت یک طغیان فردی ، یا توطئه فردی ، خلاصه ایجاد قدرت در کشور ما به صورت باران های دیم ، سیل آسا و همین طور  هُل هُلکی شکل گرفته است و خُب مردم هم گردن می نهاده اند.

ولی همین پتانسیل ، همین انرژی پنهانی ، همین برهم ریختن ناگهانی یک ساختار و ایجاد یک ساختار دیگر ، نشانه زنده بودن ایران بوده است.

ما در اُفق ِدور دست ِتاریخ این سر زمین دیا اکو را می بینیم که اصلا معلوم نیست پدر / مادرش کیست.

یک دوره دو / سه هزار ساله می گذرد تا  یک نفر به اسم یعقوب لیث صفّار ، قد بر می کشد و شمشیر و ....اون هم شناسنامه روشنی ندارد.

بیا تا رضا شاه...
ایشون هم شناسنامه خیلی دقیقی نداشته است و اگر هم داشته است با شناسنامه نیامده است جلو .
با سبیل آمده است.


دیگه بستگی به شانس افراد هم داشته است.

مثلا در سال های آخرِ قاجاریه خیلی احتمال داشته است نایب حسین کاشی  یا یک نفر مثل حسین رمضون یخی برخیزد و یک حکومت قدَر برای خودش تشکیل بدهد.

ما تو همین سلمقان بیدگل ِ خودمون ، عباسعلی سبزیکار را هم داشتیم که نترس و بزن بهادر بود.

ماشالله خالدار هم اصالتا سلمقانی است ولی خُب ساکن کاشون بوده است.

عزیز نشلجی  هم که از اسمش پیداست، بچّه کجاست... 

فرامرز قدرتی ... 

خیلی آدم اینجوری تو این مملکت بوده اند که می توانسته اند، سلسله جنبان یک دور جدیدِ حکومتی باشند.

ولی ریشه همه اینها خشکید و خبری از خیزش نیست.