دَق الباب های محمد رضا وصاف...
...........
بعید می دانم تاریخ بیدگل آدمی به بزرگی و کی منشی و اراده و آهنگ وصّاف بیدگلی به خودش دیده باشد.
وصّاف، آدم واقعا در خور احترامی است که در حقّ او خیلی جفا شده است.
قبلا هم عرض کرده ام اگر دوستانی مثل اکبر آقا ستاری و مسعود و آقای رمضانی تو بیدگل پیدا نمی شدند، خیلی احتمال داشت نام وصّاف و کتاب چراغانش به خاموشی و فراموشی سپرده شود.
وصّاف در صد و سی سال پیش به زلالی آب روان به درِخانه تک تک مردم زادگاه خود رفته و به همسایه ها سلام کرده و با زبانی بسیار ساده و دیالوگ های قابل درک ، یک کتاب جامعه شناختی از خود به یادگار گذاشته است.
در یکی از همین خانه های همسایه داری با سه خانوار همصحبت شده است که خانوار سیّم در محلّه باغ علوی از مرد زارع سی ساله ای است که سه زن دارد و ۵ دختر!
......................خانوار سیّم
رمضان پسر مرحوم حاجیحسن
سن قریب ۳۰ سال
شغل زراعت
زوجه ۳ نفر
دختر ۵ نفر
دو کبیره ۳ صغیره در خانهی خود#باغعلوی