اِعجاز چای
......
چند درصد از مردم دنیا صبح های خود را با نوشیدن چای شروع می کنند ، برای من روشن نیست.
ولی معلوم است که همه ما ایرانی ها اگر در صبح چای توی خونه نداشته باشیم اصلا زندگی نداریم.
ما چون عادت کرده ایم که همیشه سماورمان قُل قُل کند ، از درک اِعجاز چای غافل هستیم.
من خودم خجالت می کشم اینجا بنویسم که صبح ها باید چندتا قوری چای بنوشم تا کمی روبراه بشوم.
تازه من دو نوع چای دَم می کنم .
یکی چای خارجی که خُب باید همراه با بقیه خانواده صرف شود.
یکی هم چای ایرانی که تنها از خودم است و کمی هم وقت و حوصله می برد تا دَم بکشد.
خیلی کم هستند در کشور ماکسانی که چای را با آرامش و طمانینه و نجیب بنوشند.
اکثرا داغا داغ هُش می کشند با قند زیاد.
و همینِش خوبه...!کمتر خونه ای هم حالا پیدا میشه که با استکان و فنجان و نعلبکی چای بخورند.
راستی نعلبکی؟ !
عجب اسم دریده و غیر مودّبانه ای ؟از کجا آمده است این اسم؟
نعل + بک + ی نسبت...
باری...در حال حاضر لیوان چای جای استکان و فنجان را گرفته است.
معمولا بازنشسته ها ، نویسنده ها، شعرا، اهل فکر ، اهل مطالعه، وکلایی که موقع مطالعه پرونده های طلاق ، می روند تو نخ زنِ طرف ، ورشکسته های مالی.
اساتید دانشگاهی که دنبال این می گردند دانشجوی دخترشان زنگ بزند و درخواست ارفاق نمره داشته باشد.
مردهای پا به سن گذاشته ایی که عاشق زن های توی کوچه شون هستند...اینها خیلی چای می خورند.
چای می خورند و هی به دیوار اتاقشون خیره می شوند.
گاهی بیخودی لبخند می زنند.
گاهی الکی غمگین می شوند.
موسیقی گوش می کنند.
شجریان ...
بنان...
مرضیه...گاهی به سنگ روی قبرشان فکر می کنند که بازماندگان چی روی آن خواهند نوشت.
همه دنیا موقع شعار دادن توصیه می کنند که چای را کمرنگ بنوشید، ولی خودشان پُر رنگ می نوشند.
ایران سرزمین چای
سرزمین شعار
سرزمین دروغ
سرزمین درد
سرزمین خشم
سرزمین جنون
سرزمین بیهودگی
سرزمین هردمبیل
سرزمین هرز
سرزمین هیاهو ...
...