....

به معنای مطلق کلمه هیچ " کوکب هدایت" ی در آسمان ایران دیده نمی شود.

کشمکش های سیاسی بر سر قدرت و احتمالا ثروت که ساعت به ساعت توی گوشی ها ملاحطه می شود، در مجموع از فقدان احساس مسئولیت در میان مسئولین ما دَم می زند.

کشتی کشور شکسته تر از آن است که دیداری آشنا در انتظارش باشیم.

اولّا جرات یک احوال پرسی ساده از کسی را نداریم.

ثانیا کسی حال و حوصله جواب دادن به ما را ندارد.

سوم اینکه ما هم که به احوال پرسی از دیگران اقدام می کنیم ، در اصل داریم از وضعیّت و حال و روز خودمان فرار می کنیم!

درماندگی معیشتی قاطبه ملت ایران گریه آور است.

یِه پدر آمرزیده هم جایی دیده نمی شود که دو/ سه جمله ولو دروغی و ساختگی بر زبانش جاری شود برای دلخوشی و آرامش ما.

در این تردید نیست که فصلالخطاب همه انرژی های متضاد و متناظر و متخاصم موجود در بطن جامعه امروز ایران با کُرونا خواهد بود. 

و نهایتا یک میلیون و ششصد و چهل و هشت هزار کیلومتر مربع و خُرده ای ، سرزمین سوخته نصیب مردم.