......

فعلا  دوساله ها ، پنج ساله ها، بیست ساله ها، ...برو تا هفتاد و هشتاد و نود و نود هشت ساله ها....

همه به دلیل ابتلا به کرونا در بیمارستان بستری می شوند و آنقدر سرفه می کنند تا زبونشون از چاله حلفشون میزنه بیرون...

حتی بعضی ها به صورت خانوادگی دچار این مصیبت می شوند و زن زیر چشمی شوهر خودش را می پاید که آیا واقعا خواهد مُرد؟....

شوهر هم سرش را زیر پتو می کند و با خودش میگه اگه زنم بمیره ، هیچ کس نمی تونه جای اونو بگیره و تومبون منو پام کنه و برام چایی درست کنه...

بچه ها، عروس ، دوماد ، خسرو ، باخسوره همه کلّه گیجه می گیرند و هنگ می کنند.

زندگی گرون...

کمبود دارو ...

آرزوهای برآورده نشده...

جامعه نا امن ...

حمید رسایی ...

محمد باقر قالیباف...

فحش های خواهر و مادر ...

تصادفات جاده ای..

قتل های نانوسی ...

قتل های بی ناموسی...

انجمن های ادبی حشری ...

ترافیک و وحشت تاکسی ها و مرگباری خیابان ها...

قبض سنگین آب و برق و ...

عزاداری های تک نفره...

حذف روادید میان اسرائیل و امارات...

تحلیل های علی اکبر ولایتی از دلیل حضور ایران در کشور سوریه...

ولی جای نگرانی نیست.

یا به زودی اسم کرونا یی ها در کنار عبارت " انا لله انا الیه راجعون" روی گوشی ها نقش خواهد بست.

یا دوماه دیگه ... سه ماه دیگه...با از دست دادن کلیه / کبد/ ریه/ دستگاه گوارش خواهند مُرد.

 

جای نگرانی نیست.