.....

 

از خدا که پنهان نیست ، چرا از شما پنهان باشد؟ 

من خیلی سختم بود که کلمه بیانگاریم خودم را تبدیلش کنم به بینگاریم. اون هم با اعتراف به اشتباه بودن نوشتار اوّل.

رسم الخط امروز زبان فارسی شاید دلایلی برای این نوع نوشتار داشته باشد.
ولی من نمی خواهم زیر بار بروم.
چند روز قبل هم کلمه بیاندیشم را به همین شکلی که اینجا نوشتم در متنی به کار بردم ، دوستی زنگ زد و فرمود اینجوری که من نوشته ام غلط است و باید بیندیشم نوشته شود . در باره بیندازیم و بقیه کلمات هم همین نظر را داشت.
امروز غروب هم وقتی که داشتم بیانگاریم را تایپ می کردم به یاد توضیح اون بزرگوار بودم .
بالاخره اراده خودم را در نحوه نوشتن این کلمه اعمال کردم که دوباره با همان یاد آوری ایشون مجبور شدم عوضش ‌کنم و تازه به اکراه ، زبان به اعتراف هم بگشایم.
......

حالا از این حرف ها بگذریم.
من مبخوام بپرسم بیانگاریم چه اشکالی دارد؟ 

تا حالا بارها و بارها رسم الخط زبان فارسی عوض شده بی دلیل.

مثلا زمانی می گفتند دانشگاه به  همین شکل درست است. بعد گفتند نه ! دانش گاه باید جدا نوشته شود. 
بعد از مدتی دوباره گفتند همان اولی درسته . یعنی باید سر هم نوشته شود.

ما توی این گروه چند ادیب و شاعر و نویسنده باسواد داریم .
می دانم کسی حال و حوصله پی گیری این مسائل را ندارد. 

ولی فعلا ما هستیم و همین اوضاع و احوال مبهم. 

بد نیست هوای هم را داشته باشیم.