....


.......
امروز توفیق داشتم با دوستان زیادی همصحبت شوم.

استاد جهان آرایی ساعت ده دقیقه مانده به ۵ صبح پیغام داد که بیداری ؟ 
گفتم : بله ! بیدارم و در خدمت...
کمی صحبت کردیم و گفت که باید بخوابد...

محمد تقی سبزواری هم یا تازه از خواب بیدار شده بود یا آخرین دقایق بیداری های شبانه اش را طی می کرد که سلام و علیکی رد و بدل شد.

 

دوستانی مثل آقای علوی نیا/ امیرعباس مهندس/ زائرنجف و استاد سربلوکی / دونفر از همکاران خانم در آموزش و پرورش ... 

اینها کسانی بودند که تلفنی با هم صحبت کردیم و عمدتا در باره کتاب و ادبیات.

(  / جان شیفته و دُن آرام/   خیلی قدیمی و خیلی قطور ترجمه بِه آذین ) ، 

موضوع صحبت های فشرده و مختصر ما بود با همکاران.

آقای سربلوکی مقداری در باره علامه دهخدا و طنز فخیم و نِشترماب او با تخلّص دخو برای من صحبت کرد و احمد شاملو را در راه " کوچه "  ادامه دهنده راه دهخدا در قالب امثال و حکم دهخدا دانست.

خیلی بیراه نمی گفت. 

من مدتی است قصه های شهرت هرت استاد شفیعی مطهر را در ردیف کارهای دهخدا و احمد شاملو ارزبابی میکنم. 

گمان نمی کنم که من هم خیلی بی گدار به آب زده باشم.

این دیدگاه را مکتوبش خواهم کرد.