.حیدرجان!
آن زمان ، وارداتِ پارچه ، صنعتِ نساجیِ بیدگل را نابود و موجب فقر و فلاکتِ مردم شده است . 
فکرش را بکن در اوجِ رونقِ کاری نساجان و شعربافی‌ها ، ناگهان بازارِ کشور به روی کالاهای مشابهِ خارجی گشوده شود ...

......

درود اکبر آقای عزیز!

اولّین بار است که آن هم از زبان شما می شنوم آن زمانل[ ربع پایانی] سلطنت قاجار بازار پارچه ایران در تیول قدرت های بیگانه قرار می گیرد و به زغم شما ورشکستگی اقتصادی کشور را موجب می شود.
ما در سال هایی که زندیه روبه افول و قاجار در حال روی کار آمدن است ، زلزله مهیب و ویرانی های شدید بیدگل را داریم که تا حالا من فکر می کردم خرابی های مورد اشاره وصاف نتیجه همان زلزله بوده است. اگر اشتباه نکنم یکی دوبار هم وبا و تیفوس گریبان مردم را  در طول آن صد و پنجاه سال گرفته است.
طغیان و گردنکشی هایی نظیر نایبی ها و خان بازی و این موارد را هم داشته ایم. 

با این حال با روی کار آمدن رضا شاه، ایران یک دوره نوسازی در عرصه بازارها و اماکن عمومی را تجربه کرد که تا حالا باقی است و حتی وقوع دو جنگ جهانی اول و دوم نتوانست به تخریب آنها بینجامد.
از باب یاد آوری خدمت شما عرض می کنم که در دوره بچگی ما تعداد زیادی " خرابه " در همه بیدگل دیده می شد که محصور بود در میان خانه های نو ساز.

بغل بازار ساطع یک خرابه بزرگ بود.
بغل خانه حاجی آقا شهاب همین طور.
تو کوچه اقدسی نیز.
تو باع علوی...
عبدالصمد...
وحتی گمان می کنم جایی که خانه پدری شما در آن احداث می شود ، قبلا زمین متروک ، بوده است.
همه اینها در دوره پهلوی اول و دوم تبدیل شد به ملک مسکونی.
فدای تو.☘️☘️