قصّه های شهر هرت
....
قصّه های شهر هرتِ سیّد علیرضا شفیعی مطهّر ( زاده کاشان / ساکن تهران) یک ژانر تازه در طنز و یک سبک نوین در زمینه نقد اجتماعی و سیاسی ایران امروز است که به شیوه دانای کل و از زبان سوم شخص مفرد و لحنی که تقریبا همه قصه های کلاسیک فارسی به آن عادت کرده اند ( لحن راویِ مرد یا به قول رضا براهنی / مذکّر / ) روایت می شود.بار اصلی این قصّه ها ی پی در پی روی دوش کاراکتری به نام " هردمییل " که یاد آور " دخوِ" علامه دهخدا در چرند و پرند است، قرار دارد.
انتخاب شخصیّت هردمبیل که اسمی کاملا آشنا به ذهن توده های فارسی زبان است و درنزد ایرانیان نمادی شناخته شده از خصلت هایی نظیر خود شیفتگی، آب زیرکاهی، قاتل پیشگیِ پنهان، عدم پاسخ گویی، خشک مغزی و لودگی های ارادی کوچه و بازای می باشد، بر می گردد به طنزهای یک علّامه قزوینی دیگر ( عبید زاکانی) در قرن هشتم و نِشتر های سوزان طنز او ،که انتخابی کاملا از سر ِ هوشیاری و دقّت نظر قصّه پرداز است.
به طور حَتم نویسنده پُرکار و آگاه به زمانی مثل شفیعی مطّهر از قصه نویسی مدرن و پسا مدرن زمان خود آگاه است و علاوه براینکه می تواند طرح و پیرنگ داستان های کوتاه خود را در سبک ها و حال و هوای امروزی و انتخاب شخصّیت های بداهه و خلق الساعه به مخاطب ارائه دهد، تلاشی مُصّرانه دارد تا فضای سنتّی قصه های طنز ایرانی را از معرض توفان فراموشی به دور نگه دارد.(بد نیست گوشه چشمی هم داشته باشیم به شیخ و زاهد و قاضی و کسانی که لقمه شُبهه می خورند و زر ِطمغا می برند و منفور و ملعون عصر حافظ هستند با تاکید مکرّری که رند شیراز برای رسوا کردن آنها دارد)
و ملانصرالدین را نیز از یاد نبریم.
این نوع استفاده از نمادهای تیپیک را ما در آثار صادق هدایت هم به واضح می بینیم.و قبل از صادق هدایت و حتّی علامه دهخدا در برخی از آثار عصر مشروطه هم می توان دید.
با این تفاوت که آثار مشروطه از جمله جمال زاده و ادبیّات سُنتی دهه های آغازینِ قرن ِشمسیِ حاضر کاملا خاستگاه تاریخی و جغرافیایی و زمان خود را دارند ولی نویسنده مدارا جو و پرهیز گار شهر هرت در واقع به نوعی از زمان خود دور می شود و از گذشته های رو به فراموشی بهره می گیرد.
قلم پر توان استاد شفیعی مطهر قلمی شاد ، شیوا ، رها و فوق العاده متکّثر است.ولی دقّت و وسواس و خدا ترسی را در نوشتن از یاد نمی برد.
برغم آشوب هایی که در دل دارد و نفثت المصدور دردآوری که در کلام او دیده می شود، خیلی ملاحظه می کند تا مرزها و هنجارها و خطّ قرمزهایی که ممکن است در لجام گسیختگی توسن سر کش ِ قلم لگد کوب شود و تهذّب و پاببندی او را نسبت به عفّتِ کلام، به بی ثباتی و تزلزل ببرد ، مرعی دارد.
شما یک تصویر غیر اخلاقی ، یک عبارت انحراف آمیز ، یک جمله یا سخنی که به دلمردگی و پژمردگی و گناه آلودگی مخاطب بینجامد در آثار مکتوب و کتاب های منتشر شده و هزاران مطلبی که از ایشان در فضای مجازی شناور است، نمی بینید .با زبان نابالغ خود سر شما را به درد نمی آورم .
دست رسی به آثار استاد شفیعی مطهر / دست کم / در فضای مجازی آسان است.