نقد ِ تقد !
.
🖋️
دو یادآوری از استاد علوی نیا در باره دو موضوع ادبی:
........................................
باسلام واحترامپیرومطلبی که درموردمرحوم مهدی سهیلی درج فرموده بودید بایدعرض کنم درست است،سهیلی شاعری قوی پنجه نبودچون بیشتربه کارهای جانبی ورایویی آن زمان سرگرم بود.
اماحافظه ای بسیارعجیب داشت به گونه ای که بسیارکم اتفاق می افتاد مصراعی ازشعری بخوانی،بقیه اش راادامه ندهد.
محفوظات شعری اوشگرف بود.
یادم هست چندسال پیش ساعت 9 شب بود و با تاکسی عازم منزل بودم.
رادیوتاکسی روشن بود.
آقای اسماعیل آذر برنامه مشاعره را اجرا می کرد.
شنونده ای به رادیو تلفن کرد و گفت:
" جادارد یادی بفرماییدازمرحوم سهیلی که سالهاسکان داراین برنامه بود..."
خُب جاداشت ایشان تشکرکند و بابزرگواری یادی هم ازآن مرحوم بفرماید.
امانمی دانم چراناگهان انگارعقربی یا ماری ایشون رو زد.
به شکلی که بلافاصله حرف شنونده روقطع کردوگفت ممنون که زنگ زدید...
گاهی فکرمی کنم حفظ نام و نان ومَقام ومُقام و....
به چه قیمتی؟معاوضه باتمام اصول و مرام جوانمردی؟
من که نه بااوکاری دارم نه جزشاعری اش چیزی اراو می دانم.
نخستین باری که او را دیدم، جلوی تهران کیلینیک بود در قائم مقام فراهانی تهران.
خوب یادمه سال 63بود.مثل مابرای عیادت بیماری آمده بود.
وقتی شناختمش جلورفتم وخودم رامعرقی کردم.
وآن مرحوم خیلی صمیمانه تحویلم گرفت وموقع خداحافظی گفت:
شاعرجوان! ؟گفتم بله قربان؟
گفت قبل ازخُردکردن نان برای تیریت،بایدآبگوشت
و دیزی ات آماده باشه...اینو از من درخاطرداشته باش...و من هنوزدر حیرت این جملهٔ حکیمانه مانده ام...
و همان یک نوبت، دیدار آخرهم بودکه عمرش وفانکرد....
.........
🖋️
واما در موردکنارهم قرارگرفتن نام فردوسی وانوری و سعدی در آن دو بیت معروف باید دقت کنیم که هرکدام
ازاین سه چهره بزرگ ادب کلاسیک فارسی درقالب یا مضمونی شاخص هستند.
فردوسی درآغازین سال های توّلد سبک خراسانی، شاهنامه راساخت که عجم زنده کرده بدین پارسی...
انوری:
اوحدالدّین محمّدبن محمّد انوری معروف به انوری ابیوردی و «حجّةالحق»
(که چنین لقبی هم ناصرخسرو ازخلفای فاطمی گرفت)از جملهٔ شاعران و دانشمندان ایرانی سده 6 قمری در دوران سلجوقیان است.
انوری استاد قصیده سرای شعر پارسی و آراسته به هنرهای خوشنویسی و موسیقی بودهاست.
او از دانشهای ریاضیات، فلسفه و موسیقی بهرهوربوده و در اخترشناسی به زبان خود مرجع بودهاست.
این است که انوری سرآمددوران خویش بوده است...
اما
سعدی و حافظ به ترتیب درقرون 7 و 8 درغزل عاشقانهٔ فارسی برای گفت وسرودن حرف هاداشته اند...
این است که جامی گفته:
در شعر سه تن پیمبرانند
قولی است که جملگی برآنند
فردوسی و انوری و سعدی
هر چند که لا نبی بعدی
البته بازدرنسبت دادن شعربه جامی بنده تردیددارم.
اما این که هرسه نفرراکنارهم آورده اند، به دلایلی است که عرض شد...
هرکدام درشاخه ای تبحّرداشته اندواستادبوده اند....