در باره مهدی سهیلی / قسمت پایانی
.
🖋️
واما بعد...
گستره دانش ادبی و غنای شعر و تجربه تدریس چهل ساله استاد محمود علوی نیا / جدای از مرام و مردانگی و شاگرد نوازی او/ بر کسی پوشیده نیست.
من اگر در اینجا بخواهم بیش از این در این باب صحبت کنم، گذشته از بعضی تنگ نظرها ، خودش زودتر از همه ناراحت خواهد شد!!
من از همه صحبت هایی که از دیشب غروب تا حالا با همین نثر آشفته و مغشوش در باره مهدی سهیلی نوشتم راضی هستم و تنها تاسّفم این است که چرا زاویه این بحث در فضایی باز شد که من و آقای علوی نیا در باره سهیلی با هم صحبت می کردیم.
البته در یکی از همین پست ها اشاره کردم که من به قصد دیگری و فارغ از صحبتی که استاد علوی نیا داشت ، رفتم سراغ سهیلی.
من به قصد کار خیر رفتم تا با استفاده از مجموعه " طلوع محمد" یاد نیکی از این بابا داشته باشم .
ولی باخواندن اجباری مجموعه اشک مهتاب متوجه شدم عجب موجود مزخرفی است.
آقای علوی نیا بر مبنای نگاه انسانی و همه جانبه ای که به اطراف دارند و یک بار برخوردی که با سهیلی داشته اند ، خاطره ای را همراه با عاطفه و استمالت از ایشان نقل کرده بودند.
من باز هم از این بزرگوار عذر خواهی می کنم که یاد داشت های حقیر در کنار اظهار نظر ایشان آمد روی کاغذ.
این بحث را در اینجا می بندم همراه با بازنشر مطلب دیگری در باره سهیلی که دوست دیگری امروز برای من فرستاد👇👇👇
......
ویکیپدیا نوشته:
اسرار مگو عنوان کتابی سه جلدی است که به استناد نمایه کتابخانه ملی ایران بدون عنوانِ نویسنده و بدون ذکر نام ناشر و تاریخ نشر منتشر شدهاست.
این کتاب در دههی سی از نخستین کتابهایی بود که به صورتِ «جلد سفید» یعنی مخفیانه چاپ شد و مجموعهای بود از جوکها و لطیفههای جنسی.
پس از انتشارِ کتاب بود که مشخص شد نویسنده و گردآورندهی این کتابها مهدی سهیلی بودهاست.
ناشر کتاب محمود نیک پو بود که از سال ۱۳۳۸ به اتهام چاپ و نشر کتبِ مضره تحت تعقیب قرار گرفت و سرانجام در ۱۷ اردیبهشت ماه ۱۳۵۲ در شعبهی دادگاه عالی جنایی تهران که به ریاست رضا امیرکلالی اداره میشد، محاکمه گردید.
برای نظارت بر جریان دادرسی سه نفر از سردبیران و نویسندگان جرایدِ تهران به عنوان هیئت منصفه در دادگاه حضور داشتند.
طبق اظهارات متهم «او تنها به چاپ دو فرم ۱۶ صفحهای از کتاب مزبور مبادرت کرده که آن نیز بدون اطلاع وی صورت گرفته و شاگردش به نام علی با سفارش دهندهی کتاب به نام غلامحسین جارچی در غیاب وی قراردادی منعقد کرده است.»
در پایان، دادگاه و اعضای هیئت منصفه پس از شور، جرم را ثابت دانسته و متهم را به دو ماه زندان قابل خرید از قرار روزی ۳۰۰ ریال محکوم کردند. لطیفههای این سه جلد را مجموعهای از لطیفههای فرنگیِ ترجمه شده، لطیفههای تغییرشکل یافتهی قدیمی و لطیفههای رایجِ آن روزها تشکیل میدهد.
تیپهای «اصغری» و «اکبری»، لات و نوچه لاتی که با ادبیاتِ کوچهبازاری رایج در آن روزگار حرف میزنند، از شخصیتهای شناخته شدهی آن روزها بودند که در بسیاری از لطائفِ کتاب نقش دارند.
🌱