.....

☝️

دقیقا به خاطر ندارم که اوّلین بار در کجا افتخار آشنایی با استاد محمود شریفی ( کمیل) را پیدا کردم.

ولی به خاطر دارم اوّلین بار که قرار شد در یک دور همی ، با دوستان باهم باشیم ، با هماهنگی استاد محمود علوی نیا  روبروی مسجد صفّاری کاشان عازم منزل کمیل شدیم در حوالی لتحر و...

بالاتر از میدان قاضی اسدالله...
روز بهاری قشنگی بود.‌

حاج آقای جهان ارایی بود.
مجید محسنی بود.
مصطفی جوادی بود.

احتمال می دهم آن روز ، تازه محمود ازدواج کرده بود که آقای علوی نیا خیلی اصرار داشت نباید دست خالی برویم .

یک چیزی هم خریدند که من در خاطرم نیست چی بود. 

آن روز مصطفی جوادی یک شعر خوند از یک شاعر افعانی ( به قول امروزی ها/ افغانستاتی ) که واقعا محشر بود. 

گویا باهم دوست بودند.

البته ممکنه من افغانی را با زابلی اشتباه گرفته باشم. 

در هر حال محمود یک نوع نوشیدنی خنک آورد برای مهمانانِ خود که رنگ و بوی آب هویج داشت و طعمی متفاوت با طعم آب هویج.

من برغم اینکه از طرح هیچ سوالی در هیچ کجا ابایی ندارم ، آن روز ملاحظه کردم و نپرسیدم .

آخرش هم نفهمیدم چی بود‌.

جریان گذشت تا یک شب دیگه باز هم دورهمی رفتیم خونه این شاعر آیینیِ عاشقِ سلطانعلی ابن امام محمد باقر ع که اینبار خونه ای نوساز بود ، حوالی میدون عامریه و فکر کنم تازه خدا به ایشان اولاد دختری هدیه داده بود که الان دانشجوست.

اونشب شام هم در کار بود.

ولی اینبار که قصد دورهمی در منزل این دوست صافی ضمیر و محرم به حُرمت و حریم دیگران،  داشته باشیم ، یا باید برویم کوچه صادق اصفهانی تو همون عامریه ، یا باید برویم باغ ایشون ناجی آباد ..‌.

بله! روزگاری من و دل ساکن کویی بودیم....ساکن کوی بت عربده جویی بودیم...

نمی دانم جای این شعر اینجا بود یا نه..‌

به هر حال داشتم کم می آوردم، زدم زیر آواز...
......

امشب متوّجه شدم این طلبهِ شاعرِ مداح ِاهل بیتِ کارشناسِ ادبیات فارسی ِ اهل مجلّه خیمه آقای زائری ...و ...

سه گانی سرا هم هست‌.

🍁