سلام‌مجدد .

بحث رضا شاه بویژه دانشگاه تهران  زیاده .

حالا  کمی...

  روزی عده ای از فرهیختگان با وقت قبلی به خدمت رضاشاه رسیدند برای مطرح کردن موضوع بسیار مهم تاسیس دانشگاه  .

 وقتی موضوع دانشگاه مطرح شد،

رضاشاه گفت: 

 اصلا دانشگاه به چکار میاید ؟ 

گفتند : 

اول آنکه از لحاظ اقتصادی کمک بسیار بزرگی‌ به بیرون نرفتن ارز ازمملکت میشه .

دوم  جوانانی که در ایران تحصیل کرده و دیپلم گرفته اند هزینه  سنگینی را پرداخته اند تا دیپلم گرفته اند.

  حالا این جوان سر از اروپا در می آورند.
  در وحله اول درصدبسیار بالایی از این جوان ها جذب  زرق وبرق و پریرویان اروپا شده ودر آن جا پس از این همه زحمات برای پدر و مادر وجامعه وهزینه هایی که تا بحال از طرف دولت و ..
خرج شده تما ما از بین میرود.

و در آنجا میمانند...

 خلاصه رضا شاه توجیه شد و خوشحال و اوّل نفری که کمک کرد؛ خود رضا شاه بود که بلا فاصله صدهزارتومان‌‌کمک کرد‌‌‌.

وسپس رکیک ترین فحش های ناموسی را نثار کسانی  نمود که اگر‌کار ی بود که از دست  شاه بر میاید و برای مملکت مفید است،نیایند ونگویند ...

وآنگاه این جمله بسیار معروف را که دارای حقیقتی بزرگ بود گفت.

  ‌‌‌‌‌‌گفت : من یک سربازم  و هیچی سرم نمیشه و بلد نیستم شماها که می دونید آگر بمن نگویید خا ءن‌هستید.
بعد از طرف فرهیختگان وایران‌دوستان ‌به آقای پروفسور عیسی صدق اعلم‌ ماموریت دادند.

نامبرده به آمریکا سفر کرد و در آنجا با دانشمندان موضوع رادر میان گذاشت وسرانجام با طر ح ونقشه ای که از دانشگاه کلمبیا داشت به ایران باز گشت  .

وحالا بحث سرجا نمایی از اینکه دانشگاه کجا ساخته شود، بود .

و بحث کم و زیاد متراژ زمین وخلاصه خیلی حسودی ها وتنگ نظری ها که دست آخر بیرون از شهر تهران
زمین نسبتا بزرگی را از حسن میکده  ظاهرا متری  شش قرون خریدند.

 ومرحوم پروفسور حسابی  بعدا به گروه پیوست  ....وساختمان دانشگاه  همزمان بع دست معماران و مهندسین وآرشیتکت های آلمانی درسال ۱۳۱۰  شروع شد و در مهر ماه  ۱۳۱۳  شروع بکار کرد.

   ‌نکته جالب آن که همزمان  با ساخت دانشگاه تهران درتخت جمشید کاوش های باستانی توسط دانشندان فرانسوی وآمریکایی شروع شده بود  توسط پروفسور  آرتور پوپ آمریکایی که عاشق ایران  وهنر ایران بود از زیرِ درِ سنگی  پله های کاخ آپادانا  یعنی  کاخ ملل ، مثل کاخ سازمان‌ملل متحد فعلی، ‌‌‌ آره از زیر در سنگی  در یک صندوق سنگی و باز هم درون صندوقی دیگر و باز هم‌در صندوق سوم  لوحه ای به طول سی سانتیمتر وعرض بیست و پنج سانتیمتر...باپیگری های مصرانه  پروفسور آرتور‌پوپ  که خودش شخصا  در چهار طرف زیر زمین‌کاخ آپادانا را میلیمتر به میلیمتر و با پشت انگشت  به دیواره های کاخ میزد ،در چهار نقطه دیوار  چهار صندوق  مثل صندوق اولی که هر صندوقی سه تا بود  کشف شد که در آن.چهار لوح طلا پیدا شد مانند لوح اولی که این کشف در دنیا باخوشحالی وسروصدایی زیاد منعکس شد.

  
 لازمه باطلاع برسانم که موضوعی که در این لوحه های طلا نبشته بود دنیایی را در بحت وحیرت فرو برده بود .

 موضوع این بود که در این پنج‌لوح  داریوش هخامنشی تا هفت پشت خودش را معر فی کرده بود.
  داریوش پسر   ... پسر   پسر ... 

 وقتی این خبر بهجت آفرین به رضا شاه.رسید باخود گفت این بابا  ‌‌‌‌ ...داریوش در ۲۵۰۰ سال پیش جد‌وآباء خودش را با لوح طلا نوشته...
  چرا من ننویسم  پس دستور ساخت سه صندوق فلزی و همچنین یک لوحه از طلا  که متن آن‌معرفی خودش....  پدر ش..جدش  ..جدش  خلاصه روزی که قرار بوددانشکده پزشکیرا شروع به ساخت نما یند در زیراولین‌ ستون را به عمق سه متر گود‌ بود، صندوق فلزی با لوحه طلا را در گودی که بعدا  ستون های دانشکده روی آن ساخته خواهد شد قرار بود که خود رضاشاه با دستان خودش این صندوق را در دل این حفره جای دهد .

رضا شاه در پایین گودی بود و صندق آماده نصب شدن در دل خاک.نا گهان رضا شاه که به همه چیز و به همه کس بد بین و شکاک بود با خود گفت نکنه این نامردها توی لوح طلا  چیزای دیگه نوشته باشند.

و یا اصلا لوحی نباشد و یا عوض لوح طلا لوحی آهن بکار برده باشند.

  و بر اثر همین تفکرات در صندوق را باز کرد.
 ولی از بخت بد در صندوق کمی در گیری داشت و خوب باز نشد.

 رضا شاه عصبانی چند تا فحش‌..خواهر و مادر به سازنده در صندوق فلزی داد وگفت : 
۲۵۰۰سال پیش صندوقی از سنگ خارا ساخته اند بدون کمترین مشکلی...


 وشما قرمساق ها بعد از ۲۵۰۰ سال نتوانستید  با فلز  صندوقی که بدون عیب باشه بسازید .

 واز چاله بیرون آمد و سپس ملاط مسلح با سیمان را مخلوط کردند وآن صندوق ظاهرا هنوز در دل خاک در زیر پایه های دانشکده پزشگی باشد‌ .

منبع چها رجلد خاطرات عمر  دکتر عیسی صدیق اعلم .

 ضمنا تصویر رضا شاه هنگام‌نصب صندوق لوحه یاد بود در کتاب خا طرات دکتر عیسی صدیق اعلم‌ در کتابخانه من موجود است  .

بیمارستان یثربی کاشان غلامحسین سربلوکی

۱۹  /   ۸  /  ۱۳۹۹  /  مطابق ‌۹ نوامبر ۲۰۲۰

کاشان...

....

پی نوشت: 

واقعیت‌اینه‌تا مطلبی را تمام میکنم‌دو باره موضوع تازه ای  ‌وحالا   این پنج لوح طلا که صدها  برابر ارزش طلا بخاطر قدمتش و هچنین  بخاطر تاریخ  ساخت و دستور هنشاه شاه‌داریوش  هخامنشی.

قیمت آن که هیچ کس نمیتوانست قیمتی براش تعین کند ،متاسفانه  با هزاران تاسف عنقلابیون‌  بدون هیچ آگاهی این پنج لوح  های تاریخی را در اواءل انقلاب ذوب کردند واز بین بردند.

...............‌