.

....


مطالعه یادداشت های " شهر سُرب و سراب" 👎از استاد شفیعی مطهر نیاز هر روزه من شده است.


انتخاب قالب سجع که یکی از ریشه دارترین قالبهای نویسندگی در ادبیات فارسی به شمار می آید، به این شکلی که صاحب وبسایت مدارا به کار گرفته است ، کار سخت و بدیع و پُر دغدقه ای است که یک روح نا آرام اما دلسوز برای دردهای سیاسی/ اجتماعی / فرهنگی در صدد بیان آنهاست.

استاد شفیعی مطّهر  از سویی شاهد ِ سوگوار ِفروپاشی همه ارزش های انسانی در جامعه خود و از جهتی نظاره گر ِ مغموم انقطاع و گسست ِ زبان و فرهنگ و ادب و تاریخ ِ فارسی است که موجب  بحران ها و سرگردانی نسل های اخیر ایران شده است.
قالب سجع نوینی که ایشان برگزیده است، سعی وافری دارد برای جلوگیری از این گسست و دور شدن از گذشته.

قبلا هم گفته ام که من شاگرد استاد شفیعی مطهر بوده و هستم . 

و گاهی جسارت می ورزم و مطالب ایشان را با تامّل بیشتری پی گیری می کنم.
در اینجا یاد داشت امروز صبح ایشان و درس پس دادن حقیر با هم می آید.👎👎👎

 

[۱۱/۱۵،‏ ۴:۳۵] 

شفیعی م: هر پگاه نو با یک نگاه نو

#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(فرگرد 1529) 

«خلق خوابیده» و «گُنگِ خواب دیده»!

 

«تلاشگرانِ آگاه» با «تلاشِ گرانِ جانکاه»، 

چون «گُنگِ خواب دیده» می کوشند «خلقِ خوابیده» را 

از «خوابِ تباهی» و «سرابِ ناآگاهی» برهانند

و به «سعۀ صدر» و «توسعۀ قدر» برسانند!

مردمی «کافته» و «توسعه نیافته»،

چون «کویری سَتَروَن» با «اساطیری اَلکَن» هستند.

روشنگران می کوشند «بذرِ نور» و «جذرِ شعور» را 

علی رغم «تزویرِ اهریمن» در این «کویرِ سَتَروَن» بکارند. 

بهترین «اسبابِ نیکو» برای گشودن «بابِ گفتگو»،

«آرمانی محرّک» و «زبانی مشترِک» است.

لذا روشنگران باید برای «گفتگوی با توده»،«خوی ستوده»داشته باشند

تا «پیامشان بر جان بنشیند» و «کلامشان راژمان بیافریند»!

#شفیعی_مطهر

-------------------------------

سعه: وسعت،گشادگی،فراخی،توانگری،توانایی

قدر: توانایی،توانگری،حرمت و وقار،ارزش

کافته: شکافته، ترکیده

سَتَروَن: نازا،عقیم

اساطیر: افسانه ها،سخن های بیهوده،قصّه های دروغ(ج اسطوره)

جذر: ریشه،بیخ،اصل

راژمان: سیستم،نظام،نهاد

کانال رسمی گاه گویه های مطهر

  
https://t.me/amotahar

..................................................

 

استاد سلام و آرزوی سلامتی.

ترکیب وصفی "خلق خوابیده " را نخستین بار است که می شنوم. نمی دانم ریشه ادبی ، فرهنگی، تاریخی هم دارد یا خودِ جنابعالی ساخته اید.
در هر حال گنگ خواب دیده را در برابر خلق کَر داریم که بیشتر ، عجز و ناتوانی گُنگ را می رساند و زبان حال کسانی است که در دل حرف هایی دارند و عاجز هستند از گفتنش.

.......


در مورد دروغ بودن اسطوره ها تا آنجا که من در جریان هستم ، در صدر اسلام ،مشرکین سخنان رسول خدا ص را اسطوره های دروغین می خواندند.

منتهی در یکی دو قرن اخیر به خصوص توسط فروید ، بحث تازه و حتی تکان دهنده ای در  باب اسطوره ها باز شد که اذعان می دارد، اسطوره نه تنها دروغ نیست که در در ناخود گاه فردی و جمعی بشر قرار دارد و تمام زندگی بشر بر مبنای اسطوره ها شکل می گیرد و به جلو می رود.

 

....

 

 جوابیه همراه با محبت استاد شفیعی مطهر:

با سلام و سپاس از دقت نظر و زیرکی شما . اولا خوابیده که صفت مفعولی است .هر صفتی میتونه موصوفی بگیرد. حالا مردمی که خواب باشند چگونه میشه اونا را توصیف کرد؟ و اما اسطوره در تعریف به عنوان یک اصطلاح بیان جناب عالی از قول فروید درسته ولی کتب لغت معنی اونو افسانه و قصه و حکایت و سخن پریشان و بیهوده بیان می کنند. شما می دانید که بسباری از واژه یک معنی لغوی دارد و یک معنی اصطلاحی .

مثلا صلات و نماز و...هر یک معانی لغوی و اصطلاحی دارند. حتی در فارسی معانی واژه های چون دانش آموز و دانشجو و طلبه متراف اند ولی معنی اصطلاحی .

.

 

: ممنونم از نقد سازنده و ارزشمند شما. ان شالله در چاپ جلد ششم مجموعه کتاب های دل  دیدنی های شهر سرب و سراب این نقد را زینت بخش آغاز کتاب قرار میدم.