به نام خدایی که خر آفرید...
.
🌻
در باره میدون خر فروش های آرون و بیدگل..
....
امروز خیلی از دوستان ، گوشی بنده را با گوشی علی کچّو و اکرم غُربت اشتباه گرفته اند.یک کلیپ دو / سه دقیقه ای اومده بیرون که معلوم نیست سر و ته قضیه به کجا بند است.
مرد جوانی کنار جاده ای وسط بیابان ایستاده و مصاحبه می کند در باره شغل خرانه خودش و درآمد میلیونی اش و تعدادی خر هم در نزدیکی او در حال چریدن هستند.
از صبح تا حالا بیش از ده بار این کلیپ برای من هم ارسال شده .
تازه هنوز سربلوکی ندیده.
که اگر ببیند، حتما کپی خواهد کرد و برای من خواهد فرستاد و منّت خواهد گذاشت که ببین چه چیزهای نابی برات می فرستم.ما در قدیم دو تا مرکز خرید و فروش خر داشتیم تو شهر خودمون.
یکی تو میدون بزرگ بود . آرون .
غربتی ها بودند.
اکرم سیاه هم بود .
لوچ بود.
باکلاه شکاری و خیلی زمخت و زبون باز...یک مرکز هم بود تن میدون سنگ بیدگل ...
علی کچّو به این شغل مشغول بود.
من یک معلم بازنشسته هستم.
سر و کار مداوم من هم با کتاب و نوشتن و این چیزهاست .
نه دشتی دارم .
نه آبی .
نه علفی .
باعنبر نساء هم سر و کاری ندارم.نیاز مالی هم ندارم .
نون و گوشت و برنج و روغن و لبنیات و هندونه و قند وچایی و میوه هم ، دست کم ، همیشه ذخیره سه ماهه تو خونه داریم.
این را هم خبر دارم که ما در یکی از خر توخر تربن کشورهای دنیا زندگی می کنیم ولی بدنامی اش نصیب کشور قبرس شده است...
به قول مجلّه توفیق:
به نام خدایی که خر آفرید...
🌹☘️🍂🌳🍁