....

🌸🌸🌸

یک سوال و یک جواب: 👎
....

سیّد محمّد علوی نوش آبادی: 

حیدر چطوری؟ !

چطو میشه که چنان می نویسی که همه چیز سیاه است؟

پاسخ : 

حیدر عنایتی بیدگلی: 
...

مخاطبینی مثل تو بلد نیستند حرف دیگری در باره نوشته های من بر زبان بیاورند و متوجه اثر منفی حرف خودشان ( که البته روی من تاثیری ندارد)  نیستند.

من در هفته دست کم یکی از پست های تو را باز نشر می دهم و تلاش می کنم جلوه های شاد زندگی را در آن نشان بدهم.

این کار سیاه نویسی است؟ 

من وقتی در باره آقای فرزین، آقای فرزانگان، آقای سربلوکی ، صمیم، مجید محسنی، نشست و برخاست ها ، نقد و نظر ها و...  کتاب شعر استاد علوی نیا...   خانم پیران...استاد رحمت ...

مرگ قو ، نیما، جلال ، حمیدی شیرازی، شاملو ، شجریان، عهدیه، شهناز تهرانی ، لاله زار ،کتاب و روزنامه و معماری کاشان و   ... می نویسم، سیاه نویسی است؟ 

تو یک کلمه سیاه توی این مطالب پیدا کن.

سید جان! بچّه که نیستی. 

سعی کن پخته تر ، سنجیده تر و دقیق تر حرف بزنی...

آدم در همه جا که هِرتی وسط نمی دود برای قضاوت زورکی.

همین امروز صبح سحر ، من یک نکته ای داشته ام فنّی با استاد شفیعی مطهر. 

ولی ساخته و پرداخته کردن موضوع جهت انتشار در کانال، نیاز به تدوین دقیقی داشت تا تو بفهمی موضوع چی بوده...

اگر من می خواستم سیاه بنویسم که با نگاه روشن و خوانا به اطراف خودم دقّت نمی کردم.

لابد در زندگی چیزهای دوست داشتنی هم می دیدم که آنقدر دقت و وسواس در باره تدوینش از خودم نشان دادم.


چند سطر هم راجع به سلطه اسرائیل در منطقه خاورمیانه نوشتم که سیاه نویسی نبود ولی با دنیای خواب آلود تو بیگانه بود.


درمورد اعدام مظلومانه زَم نوشتم که پسر اعدام نشد، این پدربود که اعدام شد ...

تو اصلا از این نماد سازی چیزی دستگیرت میشه؟

 

یک پست هم نوشتم راجع به کشور ترکیه  در گذشته و حال و بازی های جاه طلبانه  اردوعان . 

واینکه ما باید از نگاه خطرناک علم الهدی بر این سرزمین بترسیم نه از رجز خوانی کسی مثل اردوغان.

شما در کجای این پست چیز سیاهی می بینید؟ 

ناگفته نماند من این نگاه خام تو و امثال تو را در جاهای دیگری هم در باره نوشته های خودم احساس می کنم.

اصلا طرف پرت پرت است از همه چیز. 
من را سیاه نویس می داند.

منتهی پیش خودم می گویم خب، چیز دیگری برای گفتن ندارد یه چیزی میگه...لذا از موضوع رد می شوم.


همین امروز من نشستم مطالب اکبر آقا ستاری را نکته به نکته پی گیری کردم تا یک بحث شاداب ادبی در حوزه و محدوده یک پست واتساپی به دوستانم تقدیم کنم.

تو اصلا حال این کارها را داری‌...؟ 

داستان نصرالله وَگ ، کجایش سیاه بود؟

آدم عزیزم ! هر چی که به ذهنش رسید ، نباید به زبان بیاورد...

پدیده کرونا را شما در کانال ها پی گیری کن ... 

میلیاردها میلیارد خبر لحظه به لحظه راجع به کرونا می آید روی خروجی ها. 

تو یک خبر را پیدا کن که سفید باشد و شاد و به آینده امیدوار.

خُب من هم،  همان خبر  را منتهی با زبان بومی و قابل فهم برای آدمی مثل تو می نویسم.

جیبی هم برای این کار ندوخته ایم.

باجی هم قصد نداریم به کسی تحمیل کنیم .
سوادمان هم بیش از این نیست.

ولی سیُد باور کن آدم هایی مثل تو واقعا  خسته کننده هستید .

انرژی را در درون آدم پایمال می کنید.

من هوچی بازی های آگاهانه و حساب شده را برای لجن مال کردن مردم در خیلی جاها می بینم.

گفته های پُشت بوم پایین افتاده را هم می شنوم.

این نوع برخورد ها نسبت به کسی که دلش می خواهد اوقات فراغتش را سالم  و کم ضرر بگذراند ، کار درستی نیست .

☘☘☘