یاد داشت ابوالفضل نجیب
.در زمان شاه اپوزسیون او بخصوص جناح مذهبی چنان وانمود می کردند که رژیم تمامی سازوکارهای رسانه ای و هنری و تفریحی و ... را در خدمت دین زدایی و فاسد و بی اخلاق کردن مردم گرفته است.
در ان زمان در همه ایران چند فاحشه خانه رسمی در چند کلان شهر مثل تهران و ابادان و کرمانشاه و همدان وجود داشت.
مردم به ندرت تلویزیون داشتند و ناخواسته و بنابه فتاوا در برابر این رسانه مقاومت می کردند.
حجاب در جامعه یک پدیده توامان عرفی و اعتقادی بود.
در حالیکه مادرها و مادربزرگ ها اغلب حجاب چادر و روسری داشتند، دخترها البته اغلب در کلان شهرها با مانتو روسری و یا بدون حجاب سر بودند.
با همه این ها کمتر کسی تمارض و تظاهر به بی دینی و بدتر از ان دین گریزی و دین ستیزی می کرد.
معنی ساده اش این می شود که اگر مردم تهدیدی متوجه دین احساس می کردند، خودجوش مقاومت می کردند.
انقلاب که شد حاکمیت رسالت اولیه خود را صیانت از دین مردم در قبال تهدیدات بالقوه و بالفعل معرفی کرد.
اما نشان به ان نشان هر چه گذشت احساس مردم به دین تغییر کرد.
تا جایی که فحشا به پدیده اجتماعی تبدیل شد.
بهزیستی پنج سال پیش نرخ متوسط فحشا را زیر دوازده و بعد نه سالگی اعلام کرد.
اعتراف کرد تنها در تهران ۳۵۰ هزار خانه فحشا فعالیت دارد.
مقاومت مردم در برابر تلویزیون شاه، به مقاومت یکپارچه بر داشتن ماهواره تبدیل شد.
سرنوشت حجاب به جایی رسید که به یکی از مهمترین چالش های متقابل مردم با حاکمیت تبدیل شد.
مابقی مفسده ها از جمله اعتیاد که در مقایسه با گذشته نیاز به توضیح ندارد.
سال های نوجوانی در خیابان نطنز دو نفر معتاد داشتیم که همه می شناختند.
امروز در همان خیابان باید دنبال دو نفر گشت که معتاد نباشند.
راستش انقدر مقدمه چینی کردم که اصلن فراموشم شد می خواستم چه نتیجه گیری کنم.
خودتان یه جوری این مقدمه را به هر شکل که می خواهید به نتیجه ایی که می خواهید برسانید.
الان ساعت فکر کنم یک و خرده ای بامداد یکشنبه ۲۳ اذر ۹۹ باشد. این که اهمیت این ساعت و روز در چیست هم نمی دانم. اصلن این روزها مانده ام که چرا این قدر بدبین و سیاه نما شده ام.
اهای اقا حیدر ..
آآآآی ی ی ی تو
میدونی چرا؟!!!