از نجیب
....
..اشاره ای شد به لاله زار قدیم
نسل های گذشته ای که هنوز تتمه جان و عمری دارند حتمن احساس خاصی به این خیابان دارند. اما نگاه امروز نسل من به این خیابان فارغ از جنبه های نوستالژیک، بیشتر از این زاویه قابل اشاره است که به نوعی می توانست نماد یک جامعه به معنای واقعی سکولار باشد. هم عصرهای نسل من و بزرگ ترهایی که هنوز عمر می کنند حتمن بخاطر دارند از سمت جنوبی لاله زار یا همان میدان توپخانه که وارد می شدی، همان ابتدای خیابان دست راست مسجد بزرگ و قدیمی الحسین واقع بود. درست روبروی مسجد تئاتر نصر یا دهقان قرار داشت. فاصله این دو مکان که مرز دینداری و لاابالی گری را معلوم می کرد عرض خیابان لاله زار بود که به پنج شش متر نمی رسید. صبح های جمعه بلندگوی مسجد اعلام می کرد دعای ندبه با نان خشک و پنیر و چای شیرین بفرمائید.
بلندگوی روبروی مسجد توی همان صدا اعلام می کرد؛
سیاه بازی یوسفی و نمایش کلفت خوشگل و رقص نادیا و ... بشتابید تا چند دقیقه دیگر شروع می شود بفرمائید.
دروغ چرا، بعضی جمعه ها با پسر عمه ام که سالهاست مسئول تشریفات خارجی وزارت جهادسازندگی است و در استانه بازنشستگی، اول می رفتیم مسجد و یه صبحانه توپ می زدیم و بعد می رفتیم تئاتر و برنامه های ان را تا اخر تماشا می کردیم.
هر چه به سمت شمال لاله زار می رفتی نشانه ها و نمادهای جامعه سکولار بیشتر به چشم می امد.
لاله زار همان اندازه که مرکز تفریح قشرهای متوسط به پائین همان اندازه می توانست نیازهای روحی و معنوی و مذهبی این قشرها را تامین کند.
تا انجا هم که بخاطر دارم نه کسی درب مسجد ایستاده بود چک کند ببیند کی از تئاتر بیرون امده که به مسجد راه ندهد و نه کسی ان طرف کنجکاو ببیند کی از مسجد به میخانه می رود.
این سوال که روشنفکران ما دنبال کدام نمونه جامعه سکولار می گشتند که مدل لاله زار نمادین اشباع شان نمی کرد، ذهن و گریبانم را رها نمی کند.
لاله زار ان مدل، سالهاست به خیابان تنک و باریک و بی روح و مرده ای تبدیل شده که در ان فقط و فقط می باید دنبال کلید و پریس و لامپ و یراقالات و ... گشت. از سینمای کریستال که زمانی عروس سینماهای اسیا بود و بهترین کلاسیک ها با پرده اسکوپ نمایش می داد، هیچ نشان و اثری نمانده. نصر و دهقان و باربد و ... که چند دهه پیش شدند انبار و در واقع قبرستان.
امان از این حیدر که انگولک می کند این صندوقچه خاک خورده را ...