برای این دو سه روز آخر پاییز
...
✍️
برای این دو/ سه روز آخر پاییز
......گویا قرار است در روزها و شب های پیش رو باران هم داشته باشیم.
کما اینکه امشب هم قطراتی بارید.
غم هست البته.
غصه هم هست.
فقر و ناداری هم به نوبه خودش ، قاطبه را در فشار دارد.
و خدا نکند بیماری...
خدا نکند بیماری...
اگر بیماری در خانه ای مزمن شود، زندگی به شدت کور و سیاه می شود.
با این حال من معتقدم وجود نون سنگک و چای و خرما روی میز صبحانه، آدم را به دنیا امیدوار نگه می دارد.
و اگر بشر بتواند خشم خودش را کنترل کند و آرزوی مرگ دیگران را از ته وجودش، ریشه کن کند ، زندگی پاکیزه تری پیدا خواهد کرد.
هوا و هوس های جور وا جوری در درون بشر در حال پرواز و جولان هستند.
احساسات شهوانی ما اگر مهار نشود، جهنم درونی ما دردناک تر خواهد شد.
دروغ و مفسده و رنگ و ریا خیلی زباد دست و پای آدمیزاد را می بندد برای جلوگیری از رشد او.
همه ما این را یقین داریم که فردایی در کار نیست.
اصلا فرصت باز نگری هم نیست.
بشر اگر خوب کرده است و اگر بد، در هرحال امروز میراث بر گذشته خویش است.
واما چُسش زدن.
نکته خیلی مهم دیگر این است که دور از جان شما باید از چُسش زدن هم دوری گزید.
ما دو/ سه شب دورهمی در پیش داریم .
اولا بهتراین است که دور هم ننشینیم.
واگر نشستیم نباید هی پشت سر مردم چُسش بزنیم.
🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱