..

☝️

از دل گریخته ها و آریان پورها

....

تمامی داستان بلند" از دل گریخته ها " نوشته مسعود بهنود، از زبان نوادگان نایب حسین نقل می شود.

آیا در عالم واقع هم همین گونه است؟ 

☘️☘️☘️

 

☘️

نویسنده کتاب ششص و شصت صفحه ای " حماسه طغیان"☝️
آقای امیر هوشنگ آریان پور،  اکنون درآستانه صد سالگی قرار  دارد و چیزی از دوران یاغی گری های نایب حسین و پسرانش را به چشم ندیده است.

او در مقدمه کتابش اینگونه می نویسد:

" طغیان ها اکثرا به انهدام طغیانگران می انجامند. از این رو می توان طغیان را " تراژدی طغیان " نامید.

ولی کمتر طغیانی هست که بر بیداری و دلیری مردمی که شریک یا شاهد آنند، دامن نزند.

از این رو ، رواست که طغیان ها را با وجود تراژیک اکثر آنها" حماسه طغیان " بخوانیم.

طغیان نایبیان کاشان یکی از این حماسه هاست که شرحش در این کتاب آمده است. مولف.
..........

شما این موضوع را داشته باشید و این نکته که " حماسه فتحنامه 

نایبی" هم قبلا توسط علی دهباشی ، درست شده بود!!

☘️☘️☘️

 

 

☝️

اوّلین چاپ کتاب "حماسه فتحنامه نایبی"  به کوشش علی دهباشی از سال ۱۳۶۶ است.

یعنی زمانی که از در و دیوار کشور ، لفظ " حماسه" می بارید.

بعد از بیست و دوسال که از چاپ این کتاب گذشت،  دوباره سر وکله کلمه " حماسه" پیدا شد در چاپ کتاب " حماسه طغیان"  اثر امیر هوشنگ آریانپور در سال ۱۳۸۸.

🍁🍁🍁

 

✍️

واما بعد:


صحبت مربوط به کتاب هایی را که درصدد تطهیر نایبیان نوشته شده است ، فعلا اینجا کافی می دانم .

ولی برای حُسن ختام  داستانی را از زبان یکی از اهالی امروز نوش آباد به نام آقای " ذوالفقاری " که او هم از خاطرات پدرش محمود ذوالفقاری در ذهن دارد، نقل می کنم. 
شایان ذکر است که آقای سید محمد علوی در حین مطالعات میدانی که در نوش آباد دارد، به این داستان برخوردهاست و من همین داستان را ازاو شنیده ام.

:
پدرم محمود ذوالفقاری تعریف می کرد شش هفت ساله بودم که  سواران سردار  پدرم" ذوالفقار"  را با چند رأس مال نزدیک قلعه فخرآباد می بینند.


آنها اموال را می برند و خودش را هم به اسارت می گیرند و در قلعه کرشاهی ابوزیدآباد زندانی می کنند.
ما هر روز می رفتیم بالای بام قلعه به راه نگاه می کردیم ببینیم پدر کی خواهد آمد.
یک ماه انتظار کشیدیم تا بالاخره برگشت.
چنان که تعریف می کرد در قلعه زنی بود به نام ماه سلطان که همسر نایب حسین بود.
 
یک روز نزدیک اتاقم شد و فرصت را مناسب دیدم و به این زن گفتم یک ماه است  من اسیر شمایم.

زن و بچه ام از من خبر ندارند. رهایم کنید بروم.
 زن دلش رحم آمد و فکر کرد و گفت صبر کن ببینم نگهبان شب کیست...
نیمه شب زن آمد و پنهانی من را  آزاد کرد. 
از قلعه حرکت کردم تا فردا به آران رسیدم و  و ادامه راه ...
ماه سلطان دختر علی نقی خان بود که گاهی با سردار به شکار می رفت.
پس از کشته شدن سردار ، این زن سرنوشت عجیبی پیدا کرد.

شخصی به نام عبداله خان خواهان این زن می شود.
از آن طرف صولت هم مدعی است.
 
کار رقیبان به نزاع می کشد و عبداله خان دست به تیر می شود اما تیر به ماه سلطان می خورد و این زن کشته می شود.
🍁

 

 

✍️

تاریخ جهانگشای...

.....


همه ما کتاب معتبر " تاریخ جهانگشای" را با نام تاریخ جهانگشای جوینی می شناسیم .

عطاملک جوینی نگارنده این کتاب ، سبک جالبی را برای خود اختیار کرده که علاوه بر دوام و قوام بخشیدن به زبان و ادبیات فارسی قرن هفتم ، حلاوت سخن را در همان زمان که سعدی در شیراز برایش دغدقه داشته، او هم برایش دل سوزانده است. 

می خواهیم در پست های آتی ، نگاهی به این کتاب داشته باشیم.

🍂☘️🍂☘️