شعر از امیر عباس مهندس
...
به مهمانی یلدا
قدم گذاشتهام
به راهی که در شب
سوز سرماو
مه سنگین
اگم شده است
و نشان آشنا
زوزهی گرگهایی است
که هی نزدیک و نزدیکتر میشوم
تنها امید و دلخوشیام
رنگین شدن
سفرهی سرد و گرسنهی همین گرگهاییاست
که به دنبال دل آتشفشانیام
سایه به سایهام آمدهاندامیر عباس مهندس
@kashanartcafe
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم دی ۱۳۹۹ ساعت 7:47 توسط حیدر علی عنایتی
|