......

✍️

مرضی به نام " اسم عوض کردن" 
......

اسم عوض کردن را اگر بخواهیم  خوب بررسی کنیم ، متوّجه می شویم بخشی از آن بر می گردد به خصلت " حسین دور بینی " ما ملّت ایران که خیلی هم عمیق است و ریشه دار.


مقداری از آن هم نتیجه سرکوب شدگی های ما در طول دوران زندگی است.

خیلی ها هستند که در گذشته مورد تحقیر واقع شده اند، مسخره شده اند، انگشت کونشون کرده اند، به جایی راهشان نداده اند...

اینها همه منتظر یک فرصتی هستند تا در یک جایی ، نمود معتبر تری از خود به نمایش بگذارند.


اسم عوض کردن  در ذات خود همان رنگ عوض کردن هم می تواند باشد .

مقداری هم منافع فردی و گروهی و باندی و این چیزها را در خود دارد.

رقابت و چشم و همچشمی و این مسائل را هم در سطوح پایین تر  و عوامانه تر آن حس می کنیم.

 خدا بیامرز مهندس بازرگان در یکی از صحبت های هفتگی شش هفت ماهه ای که نخست وزیر بود و در تلویزیون با مردم صحبت می کرد، اعتراض داشت به تغییر بی رویه ای اسم خیابان ها و اماکنی که در آن روزها مد شده بود و این کار را یک " مرض" می دانست به نام " مرض  اسم عوض کردن" .

تابلو سرِ کوچه وخیابان و میدان و ...باید برای یاد آور بزرگی روح و عزت و آبرو و ارزش های ذاتی صاحب آن باشد.

به زور نمی شود مردم را وادار کرد برای کسی احترام قائل باشند که دارای شایستگی لازم نباشد .

فخّارخونه ای ها عادت بسیار پسندیده ای دارند که وقتی در جایی تعریف و تمجید دروغی و تعارفی و زورکی دیدند، زیر لب زمزمه می کنند :

 ای بر تو او روحش ریدم...


🍁🍁🍁🍁