به مناسبت دیدار دوساعته ای که امروز با حسن قریبی بودم در کنار محمد صمیم.
🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱
امروزشان کابوس فردای مکافات است
لب ها که تلخ از طعم داروی مناجات است.
آنان .که باران را دعا کردند برخیزند
این سیل با انگیزه ، جبران مافات است
وقتی که چوپان مثنوی هفتاد من گرگ است
یک برّه هم در این حوالی از کرامات است
گرچه نشستن جرم سنگینی ست ، بی تردید
پرواز هم مشمول قانون مجازات است
پروانه این پیله در خود می تند هر روز
پروانه این پیله ممنوع الملا قات است .
سرباز های بازی تقدیر می دانند
شاهی که اسبش را به کشتن می دهد،مات است
......
از مجموعه " ما شهیدان یک اتفاقیم"
حسن قریبی
+ نوشته شده در سه شنبه نهم دی ۱۳۹۹ ساعت 0:38 توسط حیدر علی عنایتی
|