..

[۱/۶،‏ ۰:۱۲] حیدر عنایتی: ✍️

کتابی با رنگ و بوی کاشان معاصر...
.....

بی پرده بگویم کتاب های زیادی در باره کاشان معاصر ( همین سده ای که روبه پایان است) نوشته شده است که از روح دلنواز و گرمی اصالت های این شهر  به دور است.

جابر تواضعی به رغم اینکه همسن و سال انقلابی است که همه چیز را در راستای ایدئولژی بی رحم  مصباح یزدی می خواسته و می خواهد، خودآگاه یا ناخود آگاه فریب این انقلاب و درس های مدرسه و صبحگاه و امور تربیتی و نماز جماعت و دلهره های تنفتیش عقاید برای ورود به دانشگاه صنعتی اصفهان و ....را نخورد و یک پسر مدرن یا حتّی پست مدرن ولی آدم حسابی بار آمد و روی کار خودش سماجت کرد تا متاعی را که عرضه می کند، رنگی از تقلّب و تملّق در آن نباشد.

من کم و زیاد از آنجا که خودم هم با خیرّین ( خیربین مدرسه ساز ) سرو کار داشته ام ، هم با دشواری کار آشنا هستم و هم کتاب هایی را که در دهه هشتاد در این زمینه چاپ و منتشر می شد، مرور می کردم ، با قاطعیت عرض می کنم  کار جابر ، فوق العاده است.
[۱/۶،‏ ۰:۱۲] حیدر عنایتی: کتاب هایی از نوع کتاب " بابا دکتر" البته برای فروش در پشتت ویترین و قفسه های کتاب فروشی نوشته نمی شود.

ولی به خانه های مردم  و به کتابخانه ها و مراکز ذیربط راه پیدا می کند و یک ذخیره ملی برای نسل آتی محسوب می شود. 

جابر در همین کتاب و در کتاب های ف
قبلی اش که اسم آنها در خاطرم نیست لحن و ادبیاتی را اختیار کرده است که هم یک کمک راننده اتوبوس جاده های سیستان و بلوچستان از خواندن کتابش سرِ تحسّسر تکان می دهد و هم یک پزشک فوق تخصّص آمریکا دیده دانشگاه تهران با غبطه. 

🌱