..

ملک هنر

کاشان که در ملک هنر ها داستان است
حیرت فزای مردم نصف جهان است

دارد بناهایی که دل را  می رباید
قصر بروجردی طرب افزای جان است

درخاطر سبز سرای عامری ها
اسلیمی احساس معماری روان است

حیران نگاه باور زیبا شناسان
از شاهکار خانه ی عباسیان است

بر خشت خشت مسجد آقا بزرگش
تصویری از آیینه ی ایمان عیان است

از قدمت باروی سلجوقی ست پیدا
اینجا بناها از زمان باستان است

زیبایی بام بناها هم ترازی ست
این اعتدال محض خط آسمان است

بر لوح دل،نقش است رسمی بندی عشق
نقش محبت هردلی دارد جوان است

محراب ابروی نگارین را توان دید
در قوس خط ابرو که مانند کمان است

در طاق طاق  طاق بندی های زیبا 
رقص مقرنس دل فریب و دل ستان است

طرز قرینه سازی ما بی قرین است
سبک معرق کاری ما داستان است

گاهی گره سازان گره ها می گشایند
دستان استاد منبت پر توان است

کاشانه ی اهل هنر شد خانه ی تاج
عشق آفرینان را اثرها جاودان است

دریای عرفان است این شهر کویری
در سینه ی این خاک،گوهر ها نهان است

ای آنکه داری عزم غواصی در این بحر
دریای مواج هنر ها بیکران است

رخشید در اینجا غیاث الدین جمشید
مردی که فکرش تا فراز کهکشان است

فیض و صبا و محتشم ها دارد این شهر
اینجا دیار مردمان نکته دان است

دارد به لب انگشت حیرت مانی ذوق
باغ کمال الملک کاشان بی خزان است

در حجم سبز باغ مرگ رنگ سهراب
هرگل که می بینی به رنگ ارغوان است

نام و نشان خواهی اگر در بی نشانی ست
صد گوهر شهوار اینجا بی نشان است

اینجاست کانون نخستین تمدن
قلب سیلک آیینه ی جان زمان است

تا اصفهان نصف جهان باشد به صنعت
کاشان به مردان هنر آیین جهان است

# رحمت ، گلاب قمصر و شعر تر تو
در دست مهمانان کاشان ارمغان است 

# رحمت _ کاشانی   اردیبهشت ۱۳۸۴