تفائلی برای حسبن شاهیان
...
✍️تفائلی برای حسین شاهیان
......الف:
غزل زیر از جمله غزل هایی است که همیشه با من هست .
اوّلا یکی از شاهکارهای حضرت خواجه است در باب تدوین نگرش و مرام و مکتب و نگاه خودش نسبت به دنیا و هست و نیست بشر، ثانیا به جهت زیبایی های هنری و ادبی و تلمیح و ایهام و هنر بلاغی ، بسیار خیره کننده و چشم نواز است .
سوم اینکه برای من خاطره هایی را زنده می کند .
ب:
کنار آمدن با مرگ حسین شاهیان حالا حالا ها برای من متصوّر نخواهد بود.
حسین از جمله کسانی بود که خیلی از دوستان و آشنایانش می توانند مدّعی باشند:
شربتی از لب لعلش نچشیدند و برفت ...
روح این طفل معصوم بی تردید آرام است و گویی این ماهستیم که در صدد آرام کردن خود هستیم.
امشب سحر راه دیگری نداشتم برای آرام کردن خودم جز اینکه به سراغ حافظ بروم ...
............................
ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمدهایم
از بد حادثه این جا به پناه آمدهایم
ره رو منزل عشقیم و ز سرحد عدم
تا به اقلیم وجود این همه راه آمدهایم
سبزه خط تو دیدیم و ز بستان بهشت
به طلبکاری این مهرگیاه آمدهایم
با چنین گنج که شد خازن او روح امین
به گدایی به در خانه شاه آمدهایم
لنگر حلم تو ای کشتی توفیق کجاست
که در این بحر کرم غرق گناه آمدهایم
آبرو میرود ای ابر خطاپوش ببار
که به دیوان عمل نامه سیاه آمدهایم
حافظ این خرقه پشمینه بینداز که ما
از پی قافله با آتش آه آمدهایم
........
🌱