از مسعود
....
✍️
برای سپاسگزاری از سروران مهربانی که دلآرامِ ما در سوگِ " بزرگبانوی خاندانِ فرزانگان بیدگلی " بودند:
"گزند بیماری، سرو کهنسال نود و شش سالهای را که سایهسار مهربانی و سرشار از یادهای خوش و ناخوش روزگار بود خشکاند و اکنون و برای همیشه نسیم یادهای همایونش، کنار پنجره دل نشسته و دوباره از نو، زندگی آغار کرده است.
گونهای از زندگی، ویژه دلبستگانش که دوستیاش را عاشقانه در دل داشتهاند و خواهند داشت و این باور، از توانمندی مرگِ ناگزیر(که رویه دیگر زندگی است) برای فراموشی نام و یاد عزیزش خواهد کاست.
به گرانمایگیِ آفتاب فروزانِ زندگانیِ درازدامنش که زندگیمان را تاکنون شاد نگاه داشته بود و برای روانشادیاش، که از این پس یاد مهربانیهایش گرم نگاهمان دارد به درگاه خداوند بزرگ نیایش میکنیم و آرزومندیم اکنون که پیکر رنجورش را همچون گنجی گرانبها به خاک سپردهایم فروهر پاکش را در گیتیِ دیگر، به آسودگی و آرامش برساند.
فروتنانه و سر به مِهر، سپاسدارِ همه آشنایان، دوستان و سروران بسیار بسیار مهربانی هستیم که در سوگ این رفتنِ بیبرگشت، به هرگونه که توانستند دلآرامیمان دادند و میدهند.
روان همه درگذشتگان، به مینو شاد و گزند بیماری و اندوه از زندگان دور باد."از سوی پدر، فرزندان و بازماندگان
۱۴۰۰/۱/۲۷
مسعود فرزانگان.....
🌱