...
نویسنده:
شایان پنجشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۰ ساعت: ۰:۴۴ | ||
ما که نفهمیدیم دارین با کی اینطوری دعوا میکنین! خب لااقل اسمشو بگین ما هم بدونیم اگه منعی نیست...
........
ای کاش !
ای کاش فقط یک لحظه در عمرت طعم کرامت را چشیده بودی که حالا اینقدر از درد حقارت بر خودت نپیچی . سگ بیابون شب که میشه یه جای گرم و امن داره بخوابه که کسی تحقیرش نکنه .
ولی تو نتونستی در خونه خودت و در نزد یه اصطلاح محارم خودت احساس حرمت داشته باشی .
پنجاه سال دروغ...
پنجاه سال خدعه و خیانت و بخل و حسادت . پنجاه سال سایه صفر زاهدی و نوه باباصفر روی دوشت چیزی ازت ساخت که کسی نخواهد بود زیر تابوتت را بگیرد . عمری بی غیرتی ... کلاه بردای پوست کلفتی ... جرات نداری به در و دیوار خونه ات نگاه کنی ....۰۰۰ ......
| ||
+ نوشته شده در جمعه سی و یکم اردیبهشت ۱۴۰۰ ساعت 0:14 توسط حیدر علی عنایتی
|