...

مثنویِ «سِحر حلال» 

شاهکاری فراموش شده 


از دكتر مجید محسنی وادقانی (بخش دوم)
✍️
به نام خداوند جان آفرین /
در بخش پیش ضمن معرفی مثنویِ «سِحرِ حلال» گفته شد که شاهکارِ این مثنوی در این است که «اهلی شیرازی» سه آرایه از آرایه های بدیعِ لفظی را در تمامی ۵۲۰ بیت این مثنوی به کار برده است یعنی در هر بیت، این سه آرایه دیده می‌شود. اولین آرایه انواع جناس بود که با ارائۀ نمونه‌هایی توضیح داده شد.در ادامه در خصوص دو آرایۀ دیگر با ارائۀ نمونه‌هایی توضیحاتی ارائه می‌شود:


۲- ذوقافیتین (دارای دو قافیه)
این آرایه، همانگونه که از نامش پیداست، هنگامی ایجاد می شود، که شاعر با توجه به قالبِ شعر در پایان مصراع‌هایی که نیازمندِ یک قافیه است از دو قافیه استفاده می‌کند و این دو قافیه را یا در کنار هم و یا با کمی فاصله از هم می‌آورد.


این اتفاق می تواند در تمامیِ انواع قالب های شعری، اعم از مثنوی، غزل، قصیده، رباعی، قطعه و غیره روی دهد.

 آرایۀ ذوقافیتین از فروع آرایۀ اعنات یا لزوم ما لایلزم است.


 یعنی شاعر در ایجاد و رعایت این آرایه خود را به سختی افکنده و آنچه را که رعایت کردنش الزامی نیست بر خود لازم و واجب می‌کند.


همانگونه که گفته شد اهلیِ شیرازی در تمامی ابیاتِ مثنویِ سِحرِ حلال از این آرایه استفاده کرده است. برای نمونه:


نامِ تو زان بر سرِ دیوان بود
کآتشِ بال و پرِ دیوان بود.


(کلیات اهلی،ص۶۲۱)


همانگونه که ملاحظه می کنید واژۀ دیوان که در دو مصراع به‌صورت جناس آمده و در مصراع اول به معنای «دفترِ شعر» و در مصراع دوم جمعِ «دیو» است، قافیۀ اصلی بیت است، اما شاعر علاوه بر این قافیه و پیش از واژۀ «دیوان» در مصراع اول واژۀ «در» و در مصراع دوم واژۀ «پر» را آورده و با این کار دو قافیه در یک بیت به کار برده است. به نمونه‌ای دیگر توجه کنید:


ای که بر اسرارِ تو دانا کمند
کی رسد از عقلِ کس آنجا کمند
(همان،ص۶۲۲)
در این بیت نیز واژۀ «کمند» در دو مصراع به دو معنا آمده که قافیۀ اصلیِ بیت، و پیش از آن واژه‌های «دانا» و «آنجا» آمده است که قافیۀ دوم بیت است.
هر چند، شاید گفته شود اهلی شیرازی برای رقابت با شعرای دیگر و برای طبع آزمایی و به نوعی زورآزمایی و تفنن از این آرایه بهره برده است اما باید توجه داشت که نقش قافیه در افزایشِ موسیقی شعر، زیبایی و لذت بخشی و تاثیر معنوی و ایجاد ترغیب در خواننده، غیر قابل انکار است، و وقتی تعداد این رکن از شعر افزایش می‌یابد بی تردید فواید و تاثیر آن نیز دوچندان خواهد شد.

سخن در باب اهمیت قافیه و ارزش و تاثیرات آن در شعر و خواننده‌اش فرصت بیشتری می‌طلبد؛ که جای آن در این مقال نیست.

 شایان ذکر است که استاد شفیعی کدکنی در کتاب موسیقی شعر بخش‌هایی را به قافیه و اهمیت آن اختصاص داده‌اند که علاقه‌مندان به این بحث را به خواندن آن توصیه می‌کنم.


اما نکتۀ دیگر که در خصوص مثنوی «سِحرِ حلال» در اینجا قابل تأمّل است این است که در تعریف آرایۀ ذوقافیتین تنها به آوردن دو قافیه در شعر اکتفا شده است و به همسانی و همگونی تکواژها و یا واژگان پس از قافیۀ دوم اشاره‌ای نشده و آنرا شرط ندانسته‌اند. برای مثال به نمونه‌ای از امیر معزی توجه کنید:

ای شاهِ زمین بر آسمان داری تخت
سُست است عَدو تا تو کمان داری سخت

(به نقل از فنون بلاغت و صناعات ادبی، ص۷۹)

در این بیت کلماتِ «سخت و تخت» قافیۀ اول (اصلی) و واژگانِ «آسمان و کمان» قافیۀ دوم است و چنانچه کلماتِ «آسمان و کمان» را قافیۀ اصلی بدانیم می بایست واژگان پس از آن حداقل از نظر لفظ یکسان بوده و به صورت ردیف آورده شوند؛ اما همانگونه که می‌بینیم در این بیت چنین اتفاقی نیفتاده و پس از «آسمان» عبارتِ «داری تخت» و پس از «کمان» عبارتِ «داری سخت» آمده است، که با هم متفاوتند و تنها توجیه این مسئله آن است که گفته شود «آسمان و کمان» قافیۀ دوم‌اند و نیازی به رعایت الفاظ پس از آنها نیست؛ حال آنکه در مثنوی «سِحرِ حلال» به واسطۀ وجودِ جناس در پایان مصراع‌ها نمی توان این اشکال را مطرح کرد، و ما می‌توانیم در اغلب ابیات قافیۀ دوم را نیز قافیه اصلی دانسته و کلمات پس از آن را ردیف بدانیم.

 برای توضیح بیشتر به نمونه زیر توجه کنید:


یا رب از احسان نظر از ما متاب
دوزخِ عصیان دگر از ما متاب
(کلیات اهلی،ص۶۲۲)


در این بیت «متاب» قافیۀ اصلی است که به صورت جناس آمده و در مصراع اول به معنای «برمگردان» و در مصراع دوم به معنای «تاب نده و شعله‌ور مکن» آمده است. واژگانِ «نظر و دگر» قافیه‌های دوم به حساب می‌آیند اما اگر در این بیت واژگانِ «نظر و دگر» را قافیۀ اصلی بدانیم، خطا نگفته‌ایم، چرا که عبارتِ پس از آن، که «از ما متاب» می باشد در هر دو مصراع به صورت یکسان آمده و می‌توانند از نظرِ لفظی ردیف باشند هرچند از نظر معنا متفاوتند.


با این‌کار «اهلی» نه‌تنها از موسیقی قافیه به‌خوبی بهره برده است، بلکه از موسیقیِ ردیف نیز که در جای خود اهمیت بسیار دارد به خوبی استفاده کرده و خواننده از تکرار آهنگین تکواژ‌ها و یا واژگان پایان مصراع ها، موسیقی خوشایندی را احساس خواهد کرد.


دوستان میتوانند مطالب گفته شده در این بخش را با تمامی ابیاتی از مثنویِ «سحر حلال» که در بخش اول آورده شد تطبیق داده و با تشخیص قوافیِ هر بیت و همسانیِ تکواژها و یا واژگان پایان مصراع ها در هر بیت به هنرنماییِ «اهلی» بیشتر واقف شوند.

ادامه دارد
منابع
فنونِ بلاغت و صناعاتِ ادبی، جلال الدین همایی، نشر هما
کلیاتِ اشعارِ مولانا اهلی شیرازی، تصحیحِ حامد ربانی، انتشارات کتابخانه سنایی
موسیقیِ شعر، محمدرضا شفیعی کدکنی، انتشارات آگاه

..........

🍂