شاهین
....
یک /
اون چیزی که باعث کیف تو میشه، انعکاس و باز تاباندن نجاست های سی / چهل ساله اخیر زندگی ات هست که اطلاعاتش را فقط من دارم و من می تونم برایت تشربح کنم .
از این جهت باید ممنون من باشی که این لذت را برایت فراهم می کنم .
دو / اون کسی هم که این اطلاعات را در اختیار تو میذاره ، در دوازده سیزده سالگی اش توسط رضا فاضل فامیل درجه یک خودش به درجه سرهنگی نائل شد . بعد دید جایی را برای زندگی کردن ندارد، رفت همون جایی که تو هم از زور بی کسی و بی جایی به اونجا پناه بردی .
او در واقع حالا دارد عقده های دوازده سیزده سالگی خودش را تخلیه می کنه . وجالبه که از فامیل های خودش هم ( خاله) شروع کرده !! و این حسّ همذات پنداری با تو برای هردوتانون لذت بخشه .
سه !
شاهین هم برای خیلی ها شاهین بود.
تو اگه می تونستی هر هفت شب هفته شام دعوتش می کرده با کباب کوبیده نسیه از دلشاد که دلش را به دست بیاری برای رسیدن به اون درد های بی درمانی که خدا در درون خودت و اطرافیانت قرار داده .
حال و روز سگ داری به قرآن .
جیلیز جیلیز می کنی به خاطر بی آبرویی ات .
.....