مهدی فرجی
....
سلام بر تو که مُلک سخنوری داری
کلید کهنهی گنجینهی دری داریتو را به آینه تشبیه کردم و دیدم
که راستی دلی از تیرگی بری داریمحبتی هم اگر داشتی به من نه سزاست
کرامتیست که در ذرّه پروری دارینه قصدم است ثنای تو ای عزیزترین!
نه تاج سروری از مدح سرسری داریچکامه¬ایست همه درد این زمانهی سرد
به پیشگاه تو که درد شاعری داریاگر شکایتی از روزگار با تو کنم
گناه توست که میزان داوری داریگناه ماست که دور «بهار» و «ایرج» رفت
گناه توست که با ما مجاوری داریگناه ماست که دیر آمدیم و مغبونیم
گناه توست که رنج معاصری داریگناه ماست که سخت است راه و تاریک است
گناه تو که شب تاری اختری داریمسی به نزد تو آوردهام طلا ببرم
تویی که فوت و فنِ کیمیاگری داریزمانهایست که خرمُهره گوهر است و تویی
که نقدِ عدل به دکّان گوهری داریزمانهی حلبیهاست در لعاب طلا
تو خود عیارشناسی و زرگری داریعذابِ نسل مرا دیر آمدن کافیست
درآ به حجره که بیوقت مشتری داریندیده و نشنیده رها مکن ما را
که خود دل پُری از کوری و کری داریهزار نکتهی باریکتر زمو با توست
که گرنه سر بتراشی قلندری داریبه روزگار تو داریم میکشیم نفس
به لطف حق، سرِ سبز از دلی تری داریقصیده ایست همه نارسا و بیمعنا
تو را که غور به دیوان انوری داریمرا ببخش به ایطاء* گرچه میدانم
دلی رئوف کزین سهو بگذری داریمرا رضای شفیعیِ کدکنی کافیست
تو گر رضای جهان در سخنوری داری*ایطاء یکی از عیوب قافیه است در این شعر زرگر و کیمیاگر
............
مهدی فرجی بین سال های ۷۰ تا ۷۶ وقتی در جلسات کانون اندیشه جوان سپهری حضور پیدا می کرد ما حوصله اینکه خیلی جدی بگیریمش نداشتیم .اولا خیلی بچه سال بود ، ثانیا
تو جلسات تماشاچی بود بدون اینکه میلی به ابراز وجود در او دیده شود .
ولی در میانه دهه هفتاد شروع کرد به شعر خواندن که باز هم ما با نگاهی مشکوک به خودش و به شعرش زیر چشمی می پاییدمش .
تا جاییکه من یک بار تلویحا به او تهمت دزدی هم زدم .
ولی طفلک توهین من را قورت داد و چیزی نگفت .
مهدی فرجی در نیمه دوم دهه هفتاد ناگهان شکفت .
و به سرعت شهرتی فراتر از شهر حسادت پیشه زادگاهش پیدا کرد و الان تقریبا کسی نیست در ایران که مهدی را بشناسد و در برابر شعرش حیرت نکند .
🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂
بنده زاده محمد صمیم تقریبا هرشب و هر روز به من سر می زند. من و این بچه بال بال می زنیم برای همدیگه را دیدن.خیلی از وقت ها هم برای من کتاب می آورد .
از جمله دیشب که چندتا کتاب های مهدی فرجی را برای من هدیه آورد.
امروز در بوی جوی مولیان به معرفی آنها خواهم پرداخت .
👉🏼👉🏼👉🏼👉🏼👉🏼👉🏼👉🏼