......

خدا شاهده از هر راهی که بخواهی عبور کنی یک گرگ درنده سر راهت نشسته است .

 

تو خونه و تو رختخوابت بیشتر .

 

کم گُه نخوردید تو این سی سال ِ در ِ مسجد قاضی .

با وحشت و عذاب بر خودتان می پیچید تا یک نقطه کرامت مند در یه جایی از زندگی خود پیدا کنید که احساسِ" بودن" توش باشه.

پیدانمی کنید .

 

چهارتا پیتزا و دوسه دست کله پاچه ، اون هم با پول بچه های مردم ، چیزی از شما ساخت گندیده تر از سطل زباله.

 

خوار شدگی تبدیل شده است به صدها سگ درنده در درون جذام گرفته خودتان .

از سایه و از آینه خودتان فرار می کنید.

 

.......