خواب های ابری تابستان
......
شکوه دُرناها در خواب های ابری تابستان
.........
آغاز می شوددر رجعت دوباره عطش
پرواز مهجور دُرناها
نارنین!و شکوه ِ باران است
دست های همیشگی تو
تابستان است و موهایت
کُرکُری می خوانند
عطر حاشیه جاجرود را
تا صعود دماوند نگاهت ....
نازنین !برف های سپید
عطش های سپید
شعرهای سپید
کرانه های سپید ...
و تو هستی
تا خواب های پُر آشوب مرا
به کوچ دُرناها حواله دهی
تا غزل را/غزل های نگاهت را/
درهمان کوچه قدیمی
باز خوانی کنند.
پسین گاه اولِ تیرماه ۱۴۰۰🥦
+ نوشته شده در سه شنبه یکم تیر ۱۴۰۰ ساعت 22:13 توسط حیدر علی عنایتی
|